کارگاه "کاربرد زبان شناسی در فهم قرآن و حدیث"

دکتر علی رضا آزاد

زمان: یکشنبه 94/6/6 - ساعت 14 الی 20

مکان: دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد

اهم عناوینی که در کارگاه مطرح خواهد شد:

  • رهیافت های زبان شناسانه (Linguistic Approaches) در ادبیات کلاسیک عرب
  • رابطه آواشناسی (Phonetics) و علم قرائت قرآن
  • معناشناسیِ معنا (Semantic of Meaning) در نزد زبان شناسان و اندیشمندان اسلامی
  • تأثیر نظریات استعاره (Theories of Metaphor) در فهم قرآن و حدیث
  • تأثیر بینامتنیت (Intertextuality) در تولید و تفسیر متون دینی
  • نشانه شناسی (Semiotics) و تأویل متون دینی
  • فهم متون دینی در پرتو روان شناسی زبان(Psycholinguistics) و جامعه شناسی زبان (Sociolinguistics)
  • رویکردهای عرفانی (The Mystical Approaches) به زبان و تأثیر آن در فهم متون مقدس
  • رهاوردهای زبان مدارانه هرمنوتیک فلسفی (Philosophical Hermeneutics) در حوزه فهم قرآن
  • کاربرد تحلیل گفتمان (Discourse Analysis) در فهم قرآن و حدیث
  • علم حکایت (Narrative) و قصص القرآن
  • جنسیت (Gender) و زبان دین

برچسب‌ها: ادبیات, قرآن, حدیث و سیره, هرمنوتیک
+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در ۹۴/۰۲/۰۱ و ساعت 10:27 |

به توصیه یکی از دوستان اندیشمند، به تماشای فیلم بسیار جدی Her نشستم و آن را در کنار فیلم مهم Surrogates و فیلم عمیق In Time یکی از بهترین دارام های تخیلی دیدم که آینده را به تصویر کشیده است.

سخن بنیادین این فیلم ها آن است که دنیای مجازی رفته رفته حقیقی تر از آن چیزی می شود که می پنداریم و به عبارت صحیح تر، آشکار می شود که دنیاهای حقیقی، مجازی تر از آن چیزی هستند که تصور می کنیم.

فرصت ها و چالش های ما در آینده به مراتب گسترده تر از پندارهای کنونی مان است. در قرن بیستم، تکنولوژی ما را مجبور به بازنگری در هویت انسانی کرد و با رشد هوش های مصنوعی در قرن بیست و یکم، باید آماده بازنگری در تعریف انسان باشیم.

آنچه بدان می اندیشم، جایگاه دین و اخلاق و تاریخ و اموری نظیر فتوت و وفا و مهرورزی و جوانمردی و... در دنیایی است که می خواهد به ما بقبولاند صفر و یک ها هم انسان اند و به عبارت دیگر، انسان ها صفر و یکی بیش نیستند. مسأله نظام ها و ملاک های ارزش گذاری، مهمترین مسأله آینده ماست.


برچسب‌ها: اندیشه, جامعه و فرهنگ, معرفی و نقد فیلم
+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در ۹۴/۰۱/۰۳ و ساعت 17:27 |

ایام مبارک باد از شما.

مبارک شمایید.

"شمس تبریزی"

+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در ۹۴/۰۱/۰۱ و ساعت 21:28 |
بسم الله الرحمن الرحيم

آنچه ما را به مشقت هاى فزون از قياس حاصل شده، شما را به سهولت تمام حاصل است. اگر نَبْذى از مشقت هاى ما را در تحصيل يك يك كتاب جزيى دريابيد، خون از چشم باريد و قدر اين نعمت بدانيد. دنيا گذران و نقش بر آب است و محض خيال و سراب. آنچه مقسوم است خود به خود مى رسد، تضييع عمر عزيز در ازاء آن نبايد كرد و نام خاندان خود از دست نبايد داد و مردانه وار پا در مضمار كارزار اشرار بايد نهاد. اهل خلاف جا به جا مجمع ها ساخته اند و در فكر ردّ و نقض اهل حق خود را انداخته اند، غافل از كار خود نيستند و از اين طرف كسى به نظر نمى آيد.
 
و انا الذليل حامد حسين عفا الله عنه
 
 

برچسب‌ها: شخصیت ها
+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در ۹۳/۱۲/۲۵ و ساعت 10:34 |

بنده نه تنها سندی برای روایت منسوب به پیامبر (ص): «بین الجبلین روضة من ریاض الجنة» نیافتنم بلکه اصلا چنین عبارتی را نه در ارتباط با مشهد و نه هیچ محل دیگری، در کتب روایی مشهور و کهن شیعه و سنی ندیدم.
.
اگر این عبارت، از سوی فردی عادی بیان می شد و مستمسک شرعی قرار نمی گرفت، جایی برای بحث نداشت اما وقتی فقیهی مجتهد که عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه بزرگترین شهر مذهبی جهان و استاد سطوح عالیه حوزه علمیه است، هم در دیدار خصوصی با رئیس جمهور و هم در بالای منبر عمومی نماز جمعه، چنین عبارتی را به رسول الله نسبت می دهد، بنده به عنوان یک طلبه و معلم الهیات، حق دارم از ایشان و همفکران شان بپرسم که مدرک این سخن کجاست و چگونه این عبارت را به پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – منتسب کرده و مستمسک برخی آراء خود قرار داده اند؟
.
همچنین حق دارم از تمام کسانی که مویی در اسلام و علوم و معارف اسلامی سفید کرده اند بپرسم که چرا در مقابل انتساب چنین عباراتی به حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) سکوت کرده و موضعی نمی گیرند؟!
.
دوستان و عزیزان اگر سند و منبع معتبر – نه کتاب های معاصر و اسناد مجعول – برای این حدیث یافتند، لطفا بنده را ارشاد بفرمایند.

بعد التحریر:

با سپاس از دوستانی که با گفتگوهای عالمانه در گروه های عمومی و تخصصی و طلبگی در شبکه های مجازی فیس بوک و تلگرام و وایبر و نیز گفتگوهای حضوری، این بحث را ثمربخش تر ساخته اند. برخی سروران به حدیث امام جواد (ع): «إِنَّ بَيْنَ جَبَلَيْ طُوسَ قَبْضَةً قُبِضَتْ مِنَ الْجَنَّةِ مَنْ دَخَلَهَا كَانَ آمِناً يَوْمَ الْقِيَامَةِ مِنَ النَّارِ.» اشاره کرده اند، در این باره و نیز حاشیه های دیگر این بحث، چند نکته را به عرض می رسانم:

 

1. بنده عبارات مشابه را در مورد طوس و سایر اماکن دیدم و به همین دلیل در نوشته ام عرض کردم: «چنین عبارتی – بین الجبلین روضة من ریاض الجنة – را نه در ارتباط با مشهد و نه هیچ محل دیگری، در کتب روایی مشهور و کهن شیعه و سنی ندیدم.» نیافتن این حدیث توسط دوستان محققی که نهایت سعی را در دفاع از بیانات آن بزرگوار داشته اند طی این چند روز نشان می دهد که حدس بنده صائب بوده و عبارتی که این بزرگوار به عنوان حدیث خواندند، در منابع روایی وجود ندارد.

 

2. عباراتی که تا حدی اسلوب مشابهی – و البته معنای متفاوتی – با این عبارت دارد، از سایر حضرات معصومین نقل شده و نبوی نیست در حالی که ایشان آن عبارات را صراحتاً حدیث نبوی خوانده است.

 

3. ایشان نگفته که حدیثی را نقل به معنا کرده است بلکه مدعای ایشان آن بود که آنچه فرموده، عین حدیث نبوی است.

 

4. بین مراد و مدلول حدیث «بین جبلی طوس قبضة قبضت من الجنة» که شیخ صدوق رحمه الله در عیون و من لا یحضره الفقیه آورده و عبارت «بین الجبلین روضة من ریاض الجنة» که امام جمعه محترم قرائت فرموده، فرق فارقی است و لذا عبارت دوم را حتی نمی توان به عنوان نقل به معنای عبارت اول پذیرفت. عبارت اول که روایت امام جواد(ع) است، با توجه به تنکیر قبضة و معنای آن که «سهمی، بخشی، پاره ای، تکه ای، مشتی، منطقه ای و...» است، اشاره به آن دارد که بخشی – تأکید می کنم: بخشی – از بین دو کوه طوس، مشتی از خاک بهشت است. و صد البته که بنده هم به این مسأله باور دارم و مضجع شریف رضوی که بین این دو کوه واقع شده را قطعه ای بهشتی و بلکه بالاتر از بهشت می دانم و به عشق آن از موطن خود هجرت کرده و در کنار آن مسکن گزیده ام: «خط سبز تو بدیدیم و ز گلزار بهشت / به طلبکاری این مهرگیاه آمده ایم» اما فحوای عبارت دوم که ساخته و پرداخته امام جمعه محترم می باشد، آن است که کل محدوده میان دو کوه، باغی از باغ های بهشتی است. کما اینکه همین معنا را ایشان از عبارت خودشان برداشت کرده، پس حتی نمی توان عبارت ایشان را نقل به معنای روایت امام جواد (ع) دانست.

 

5. نقل سخنان افراد برجسته، ساز و کار خاص خودش را دارد. امروزه بیان عبارات و انتساب سخنی به امام خمینی و مقام معظم رهبری در کتاب ها – و لو یک رمان و داستان – قانوناً بایستی با اجازه دفتر حفظ و نشر آثار صورت گیرد؛ چه رسد به بیان روایات نبوی که منبع تشریع است.

 

6. با توجه به آنچه گفته شد، گمان می کنم که دیگر جایی برای بحث درباره آنچه در کتاب های دست چندمی مثل فوائد الرضویة آمده باقی نمی ماند.

 

7. هنوز جا برای بحث درباره نحوه استنباط حکم فقهی و یا بنا به فرموده ایشان «حرف طلبگی» از این عبارت که بی شباهت به کنش های ناقص هرمنوتیکی نبود و نیز مغالطات نهفته در قیاس مطرح شده و پیوند زدن کنسرت موسیقی سنتی با رادیو آلمان و بمب های شیمیایی صدام و... باقی است که امید است به همت سایر فضلاء انجام گیرد.

 

8. از باب تذکار برادرانه به همه دوستان عرض می کنم: وظیفه ما شناخت و تبلیغ دین الهی و هدایت مردم است و نه حفظ عافیت و مصلحت اندیشی برای خودمان.

 

9. رعایت شؤون پیامبر اکرم محمد مصطفی (ص) و دقت در آنچه به ایشان نسبت می دهیم، به مراتب مهمتر از رعایت شؤون حضراتی است که همه آنچه دارند، به برکت وجود حضرت ختمی مرتبت است.

 

10. تقوای علمی و عملی را در آن می بینم که امام جمعه محترم، همان گونه که علناً و در تریبون نماز جمعه چنین عبارتی را به پیامبر نسبت داده اند، در همان تریبون، اعلام کنند که سهوی صورت گرفته و آنچه را که مبنای روایی استنباط دینی خود قرار داده بودند، مجعول و بی بنیاد است. بی شک چنین کاری، جایگاه او را در قلوب مؤمنان رفیع خواهد نمود و بر شوکت معنوی شان خواهد افزود.

 

11. زمانی مقام معظم رهبری درباره مخارج حروف و صحت قرائت و لحن ادای کلمات نمازهایی که از تلویزیون پخش می شد، حساسیت و دقت خاصی به خرج داده بود. زیرا سهل انگاری در آن می تواند مستمسک برخی دشمنان و معاندان دین قرار گیرد و به این وسیله به علمای شیعه حمله کرده و آنها را هجو نمایند و متهم به دین ناشناسی کنند. آیا گمان نمی کنید که عدم دقت در نقل روایات و انتساب عبارتی به پیامبر(ص) که در هیچ منبع معتبر شیعه و اهل تسنن وجود ندارد، از سوی یک مجتهد شیعه در تریبون عبادی سیاسی نماز جمعه در حرم رضوی، می تواند زمینه گستاخی و هتک عالمان شیعی از سوی مغرضان عنود را فراهم آورد تا بدین وسیله همه عالمان شیعی را متهم به بی سوادی علمی و بی تقوایی عملی کنند؟ در این صورت، کار ایشان که بهانه به دست دشمنان اسلام و تشیع می دهد، درست است یا کار امثال بنده که نسبت به این اشتباه، از باب انجام وظیفه طلبگی تذکری داده ایم؟!


برچسب‌ها: حدیث و سیره, جامعه و فرهنگ
+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در ۹۳/۱۲/۲۳ و ساعت 1:42 |
دکتر احمد احمدی گفته است: «پس از آنکه علامه طباطبایی برای سفر درمانی به لندن رفت، از او پرسیدم که آیا اگر پیش از این به اروپا آمده بودید و نظم و انظباط آنها را می دیدید، باز هم در آثار خود به آنها می تاختید؟ علامه پاسخ داد، نه!»

متن کامل منتشر شده در «سایت مباحثات» را می توانید در اینجا ملاحظه فرمایید.


برچسب‌ها: شخصیت ها, جامعه و فرهنگ
+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در ۹۳/۱۲/۱۶ و ساعت 14:13 |
مقاله زیر با اندکی تغییر در شماره 15 مجله علمی پژوهشی آموزه های فلسفه اسلامی (پاییز و زمستان 1393) به چاپ رسیده است.

«حقیقت» در حکمت متعالیه ملاصدرا و هرمنوتیک فلسفی گادامر

علی رضا آزاد ، حسن نقی زاده ، جهانگیر مسعودی

چکیده

دیدگاه رايج در میان اندیشمندان اسلامی و فیلسوفان غربی از زمان ارسطو این بوده که حقیقت، مطابقت صورت علمی با واقع خارجی است. اما در عصر باستان و نیز در دوران معاصر، دیدگاه های دیگری هم پیرامون «حقیقت» وجود داشته است که از آن جمله می توان به دیدگاه حکمت متعالیه ملاصدرا و هرمنوتیک فلسفی گادامر و انتقادهای آنها به تلقی رایج از حقیقت، اشاره کرد.

در این مقاله پس از توضیح دیدگاه رایج، تقریر حکمت متعالیه از «حقیقت» در قالب مطابقت معلوم بالذات و معلوم بالعرض و نیز مطابقت قضیه با نفس الأمر تشریح می شود و تلقی خاص ملاصدرا از «حقیقت» و راهی که برای رسیدن به آن در پیش می گیرد بیان می گردد و سپس تقریر هرمنوتیک فلسفی از مقوله «حقیقت» و دیدگاه گادامر پیرامون ماهیت «حقیقت» و راه رسیدن به آن تبیین می شود. در پایان ذیل شانزده بند، اهم مواضع حکمت متعالیه ملاصدرا و هرمنوتیک فلسفی گادامر در باب «حقیقت»، مقایسه و موارد قرابت و غرابت آنها معین می شود.

کلمات کلیدی: حقیقت، هرمنوتیک، حکمت متعالیه، ملاصدرا، گادامر

متن کامل مقاله را در ادامه همین نوشتار می توانید ملاحظه نمایید.


برچسب‌ها: هرمنوتیک, شخصیت ها
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در ۹۳/۱۲/۱۱ و ساعت 22:52 |

بلاغت: شنبه و یکشنبه و دوشنبه ها: 16 - 17:30 و پنجشنبه ها: 9:30 -11:30 در مدرسه علمیه امام باقر (ع)

تفسیر موضوعی قرآن: سه شنبه ها 16 - 18 (برادران) و 18 - 20 (خواهران) در دانشکده علوم ریاضی دانشگاه فردوسی

تفسیر موضوعی نهج البلاغه: چهارشنبه ها 14 - 16 (برادران) و 16 - 18 (خواهران) در دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی

اندیشه اسلامی: دوشنبه ها 14 - 16 (برادران) دانشکده معماری دانشگاه فردوسی

مشاوره و پاسخگویی در دانشگاه: شنبه و یکشنبه و سه شنبه و چهارشنبه ها 10 - 12 در دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی

مشاوره و پاسخگویی در حوزه علمیه: پنجشنبه ها 8 - 9:30 در مدرسه علمیه امام باقر (ع)


برچسب‌ها: حوزه و دانشگاه, خاطرات شخصی
+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در ۹۳/۱۲/۰۴ و ساعت 5:16 |

باسمه تعالی

سیر مطالعاتی «آشنایی با هرمنوتیک»

(به انضمام معرفی اجمالی مهمترین آثار)

دکتر علی رضا آزاد

استادیار دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد

 

مسأله اصلی هرمنوتیک، تحلیل ساز و کار فهم و بررسی شرایط تفسیر و چگونگی تأویل است. از این رو، هر گاه «فهمیدن» صورت می گیرد، هرمنوتیک نیز حضور دارد. فراز و نشیب‌های تاریخی این علم سبب شكل گیری تعاریف متفاوت و تبلور اهداف مختلفی برای آن شده است که مهمترین آنها عبارتند از:

فهم متون مقدس، هنر دستیابی به فهم كامل گفتارها و نوشتارها، نظریه پردازی در باب اصول و قواعد تفسیر و تأویل، ارائه روش شناسی مناسب علوم انسانی، تفسیر وجودی فهم انسانی، بازسازی گذشته برای استفاده از آن در حل مشكلات امروز، فهم معنای نهفته در نمادها، فهم ِ ماهیت فهم و...

اهمیت هرمنوتیک در دنیای امروز بیش از هر چیز مرهون توجه به دو مقوله‌ زبان و فهم است. از آنجا که این مقولات، وجه مشترک همه علوم به ویژه علوم انسانی است، هرمنوتیک  توانسته با بسیاری از رشته های علمی تعامل حاصل نماید و به چهار راه اندیشه معاصر بدل گردد.

دانش هرمنوتیک چنان که از نامش پیداست خاستگاهی یونانی داشت. قدیمی ترین و عام ترین کاربست هرمنوتیک، تبیین اصول و مبانی تفسیر متون مقدس بود که در عهد باستان با تفاسیر تمثیلی آثار هومر آغاز و در قرون وسطی با تلاش های متألهان یهودی و مسیحی ادامه یافت. نهضت اصلاح دینی و جنبش پروتستان تأثیر شگرفی بر روند تکامل علم هرمنوتیک گذاشت زیرا متولیان آنها با اعلام استقلال از مراجع رسمی تفسیر متون مقدس، بیش از هر چیز نیازمند تدوین ضوابط و معیارهای مستقل و عملی برای تفسیر متون دینی بودند. این مسأله سبب اقبال هر چه بیشتر آنان به علم هرمنوتیک و تبیین نظریات فهم متن شد. تا اینکه با تلاش های فلاسفه عصر روشنگری، هرمنوتیک متولی بیان شرایط فهم تمامی انواع متون گشت. ظهور فلسفه کانت و تعیین حدود و ثغور معرفت و ادراک از یک سو و رشد الهیات طبیعی از سوی دیگر شلایرماخر را بر آن داشت که با تلفیق مبانی مکتب رمانتیسم و اصول فلسفه کانت، هرمنوتیک کلاسیک را به تکامل برساند. او تفسیر دستوری و روان شناختی را به عنوان دو مرحله از تفسیر مطرح کرد و قوانینی را برای پرهیز از سوء فهم تدوین نمود. شلایرماخر صرفاً به طرح قوانینی برای رمزگشایی از معنای متن و رفع موانع رسیدن به نیت مؤلف نپرداخت بلكه خود فهمیدن را محور توجهاتش قرار داد و مسأله چیستی و ماهیت فهم و تفسیر را در زمره مباحث هرمنوتیک درآورد. به دست او بود كه هرمنوتیک چارچوبه های مشخصی یافت و به صورت یك علم عرضه شد.

تلاش های او توسط بوئک و درویزن ادامه یافت. در آستانه قرن نوزدهم دیلتای که موفقیت های پیاپی علوم تجربی را مرهون به كارگیری روش های مناسب آن علوم می دانست، به فكر تأسیس روش شناسی مناسب علوم انسانی افتاد و هرمنوتیک را در این مسیر به کار گرفت. انگاره‌ او در فهم متن این بود كه با بازسازی تاریخی و همدلی با مؤلف می توان به باز تولید مكانیزمی که منجر به خلق اثر شده، پرداخت. وی متأثر از فلسفه نوكانتی پیوند میان هرمنوتیک و تاریخ را محور اصلی پژوهش‌های خود قرار داد و با طرح روان شناسی مبتنی بر خودشناسی، زمینه ظهور هرمنوتیک فلسفی قرن بیستم را فراهم آورد.

هرمنوتیک قرن بیستم مرهون تلاش های فلسفی هایدگر است. وی بر آن بود که فلاسفه‌ پس از افلاطون به بهانه بدیهی بودن مفهوم وجود، پرسش از حقیقت وجود و فهم آن، به فهم هست ها  روی آورده اند.  او بر خلاف چنین روندی، هدف فلسفه راستین را پاسخ پرسش از معنای وجود می داند و از میان وجودها، وجود انسانی را که از آن به دازاین  تعبیر می كند، یگانه راه شناخت وجود قلمداد می نماید. به این ترتیب، او تحلیل ساختار وجودی دازاین را مقدمه هستی شناسی دانست و این كوشش پدیدارشناسانه  در تفسیر حقیقت وجود آدمی را هرمنوتیک   نامید. هرمنوتیک مورد نظر او نه متعرض اصول و قواعد شرح و بیان متون می شود و نه ابزار تأسیس روش شناسی مناسب علوم انسانی است بلکه تبیین پدیدارشناختی حقیقت وجود آدمی می باشد. به این ترتیب هایدگر با مزج هرمنوتیك و فلسفه استعلایی خود، معنای جدیدی به هرمنوتیک  بخشید.

پس از هایدگر شاگردانش و در رأس آنها گادامر سعی در تداوم راه او نمودند. گادامر همانند استادش بنیانی هستی شناسانه به هرمنوتیک  داد و از هرمنوتیک روش شناسانه فاصله گرفت اما هدفی كه او دنبال می كرد شناخت حقیقت هستی و یا تحلیل دازاین نبود بلكه هدف اصلی هرمنوتیک گادامر، درك ماهیت تفسیر و تأویل و هستی شناسی فهم بود. گادامر مبانی اندیشه خویش را در ضمن تألیفات خود به ویژه کتاب معروفش «حقیقت و روش» شرح داد و برای نخستین بار نام هرمنوتیک فلسفی را بر این نحله فکری نهاد. محور بحث های او در این کتاب آن است که: «اساسا فهم چگونه حاصل می شود؟» او در این کتاب در ضمن بحث از زیباشناسی، تاریخ و زبان به عناصر اصلی اندیشه اش: دور هرمنوتیکی، تاریخ اثرگذار، بازی، امتزاج افق ها و... را تشریح می کند.

پس از تلاش های گادامر، دانش هرمنوتیک با تأملات ریکور سمت و سوی جدیدی را به ویژه در حوزه ادبیات، نمادشناسی و نقد ادبی یافت اما بسیاری از منتقدان، هرمنوتیک فلسفی را به نسبی گرایی و پلورالیسم معنایی متهم کردند. بتی با تألیف کتاب «نظریه عام تفسیر» و هرش با تألیف کتاب «اعتبار در تفسیر» به دفاع از عینی گرایی در تفسیر پرداختند. کسانی مانند هابرماس نیز با تأکید بر علوم اجتماعی، نقدهایی بر هرمنوتیک فلسفی وارد ساختند.

هر چند که هرمنوتیک نه به قصد براندازی برداشت های  سنتی از متن بلکه به انگیزه‏ احیاء آن پدید آمده و تا پیش از قرن بیستم، چالش جدی در حوزه تأملات دینی، ادبی، حقوقی و تاریخی ایجاد نکرده بود اما هرمنوتیک فلسفی قرن بیستم با تلقی جدیدی که از ساز و کار فهم و ماهیت معنا به دست داد، روش های متداول در حوزه های گوناگون از جمله دین پژوهی را با پرسش ها و چالش های جدی روبرو ساخت چرا که اغلب ادیان، متن محور هستند و سنت رایج در میان عالمان دینی، تفسیر متون مقدس بر پایه قصدی گرایی و امکان رسیدن به فهم عینی از این متون است و تغییر در این مبانی تفسیری و نظریه های فهم ممکن است حجیت و اعتبار تفسیرها و برداشت های سنتی را مخدوش کند و در عین حال ممکن است به برخی تفسیرهای غیر متداول و یا نوظهور، رسمیت و اعتبار بخشد. از این رو، مباحث هرمنوتیک به ویژه از سوی نواندیشان دینی مورد توجه قرار گرفته است.

در قلمرو علوم اسلامی، دانش مستقل و رشته علمی جداگانه‏ای که متکفل بررسی مسائل هرمنوتیک باشد وجود ندارد ولی در ضمن ابوابی از شاخه‏های مخلتف علوم اسلامی نظیر تفسیر، حدیث، فقه و اصول، فلسفه و کلام، ادبیات و... مباحثی وجود دارد که هر چند نام هرمنوتیک بر آن ننهاده نشده اما با بسیاری از مباحث هرمنوتیکی همپوشانی دارد.

در ادامه ، به اختصار سیر مطالعاتی جهت آشنایی با مباحث هرمنوتیک را مشاهده خواهید کرد و سپس با آثاری که مستقیم و یا غیر مستقیم به مباحث مشترک میان هرمنوتیک و علوم اسلامی و حوزه دین پژوهی پرداخته اند، آشنا خواهید شد. 

 

1. آشنایی با هرمنوتیک

منطق و مبحث علم هرمنوتیک، محمد رضا ریخته گران، نشر کنگره

علم هرمنوتیک، ریچارد پالمر، هرمس

هرمنوتیک تطبیقی، قاسم پورحسن، دفتر نشر فرهنگ اسلامی

درآمدی بر هرمنوتیک، احمد واعظی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

هرمنوتیک مدرن، نیچه و هایدگر و گادامر و...، نشر مرکز

2. هرمنوتیک و تفسیر متون مقدس

تفسیر قرآن و هرمنوتیک کلاسیک، علی رضا آزاد، بوستان کتاب

تاریخچه مکاتب تفسیری و هرمنوتیکی کتاب مقدس، رابرت گرنت و دیوید تریسی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

نظریه تفسیر متن، احمد واعظی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه

3. هرمنوتیک و مباحث کلامی (قدیم و جدید)

هرمنوتیک و منطق فهم دین، علی ربانی گلپایگانی، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم

هرمنوتیک و نواندیشی دینی، جهانگیر مسعودی، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

4. هرمنوتیک و ادبیات

هرمنوتیک فلسفی و نظریه ادبی، جوئل واینسهایمر، ققنوس

جهت مشاهده بقیه مطلب، به «ادامه» مراجعه فرمایید:


برچسب‌ها: هرمنوتیک, معرفی کتاب
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در ۹۳/۱۱/۲۸ و ساعت 22:33 |
استاد محمدباقر بهبودی، پژوهشگر پرسابقه حوزه علوم حدیث، درگذشت.
از جمله بحث برانگیزترین دیدگاه های او، نقد و تصحیح متون روایی و اهتمام در پالایش منابع اصیل روایی به ویژه الکافی و بحارالأنوار و نیز دیدگاه او درباره مدلول آیات حجاب بود.

http://www.mbehbodi.com/news.php

http://library.tebyan.net/newindex.aspx?pid=19667&BookID=84969&Language=1


برچسب‌ها: شخصیت ها, حدیث و سیره
+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در ۹۳/۱۱/۲۳ و ساعت 19:21 |

از من تنها تو مانده ای...


برچسب‌ها: ادبیات
+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در ۹۳/۱۱/۱۸ و ساعت 23:51 |

برخی این واهمه را دارند که مبادا سلوک اندیشه های الهیاتی شان به انکار و ابطال بیانجامد. و نیز عده ای گمان می کنند که حاصل تأملات شان به نفی خدا و دین و سایر مفاهیم الهیاتی منتهی شده است.

در پاسخ به این انگاره ها باید گفت که چنین تلقی هایی مبتنی بر پیش فرض تعیّن حقیقت و از جمله مفهوم خداست. اما این، تنها یکی از پیش فرض های ممکن است و می توان با پیش فرض صیرورت حقیقت، درباره مفاهیم الهیاتی اندیشید. در نگاه سنتی، انکار عینیّت حقیقت، مترادف با نسبیت یا نفی حقیقت انگاشته می شود در حالی که با تغییر و تعدیل پیش فرض ها، دیگر چنین نخواهد بود.

خدا در همین صیرورت ها و پوییدن ها و اثبات و ابطال ها معنا می یابد. او که درباره خود می گوید: «کل یوم هو فی شأن» را باید در پیمایش «صراط مستقیم» یافت و نه در ایستایی و سکون. «فاستقم کما امرت» دعوت به ثبات در طی طریق است و نه بازداشتن از پیمودن.

                   تو پای به راه در نِه و هیچ مگوی .......... خود، راه بگویدت که چون باید رفت
              و باز هم تاکید می کنم: من عرف ان الحق عین الطریق، عرف الامر علی ما هو علیه.


برچسب‌ها: اندیشه, هرمنوتیک
+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در ۹۳/۱۱/۱۱ و ساعت 0:8 |
به راستی که مسأله خدا و دین، اموری نیست که به یک باره تکلیف آدمی با آن روشن شود. مفاهیم الهیاتی برای انسان اندیشنده، در صیرورت دائمی است. باوری که تغییر نکند، تکامل نیابد، تطور نداشته باشد، زایش و پویش در آن نباشد و... یا به جمود می رسد و یا به خمود.
و شاید «حقیقت»، همین صیرورت ها و شدن ها و یافتن ها باشد. فمن عرف أن الحق عين الطريق، عرف الأمر على ما هو عليه.


برچسب‌ها: هرمنوتیک, اندیشه
+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در ۹۳/۱۱/۰۷ و ساعت 21:40 |

کل مَن لم یَعشِق الوَجهَ الحَسَن
قرِّب الجُلَّ الیه و الرَّسَن

یعنی آن کس را که نَبوَد عشقِ یار
بهر او پالان و افساری بیار

«شیخ بهایی»


برچسب‌ها: ادبیات
+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در ۹۳/۱۰/۲۹ و ساعت 13:57 |
نَرجو شفاعةَ من لا تُقبَل شهادتُه...
در خلال سکر و مستی حاصل از فنای در ذات قدسیه الهی، گاهی نسیان بر عارفان مستولی می شود و صحو لاهوتی به سهو ناسوتی منتهی می شود. شفاعت این اولیاء در روز جزاء مقبول است، هر چند به دلیل کثیر السهو و النسیان بودن، شهادت شان در نزد قاضی مقبول نیست. شهید ثانی چه زیبا این نکته را در باب شهادات متذکر می شود! این مرد استعداد خوبی در سیر و سلوک داشت. حیف او بود که در فقه بماند و با علوم اصطلاحی تلف شود. چنین شد که با شهادتش دوباره پر گشود.


برچسب‌ها: فقه و اصول, فلسفه و عرفان
+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در ۹۳/۱۰/۲۱ و ساعت 22:11 |

قوانین و مراحل اداری و توصیه های روان شناسی لازم برای

پذیرش فرزندخوانده در خانواده های دارای فرزند

پس از درج مطلب «عضو جدید خانواده ما» و انتشار خبر پیوستن حسین آقا به جمع خانوادگی مان، من و هموجودم با صدها پرسش از سوی مخاطبان درباره ضوابط قانونی فرزندخواندگی و شرایط و موانع اجتماعی و اداری و خانوادگی اقدام به این کار مواجه شدیم که پاسخ به آنها را به آینده موکول کردیم. لازم است مراتب سپاس و ستایش مان را از این خیراندیشی و نیک بینی دوستان ابراز داریم و از همه آنها بابت تأخیر در اجابت امرشان پوزش بخواهیم. سخن مان را در سه بخش تقدیم می کنیم:
بخش اول: قوانین فرزندخواندگی
بخش دوم: مراحل اداری فرزندپذیری برای خانواده های دارای فرزند
بخش سوم: نکات روان شناسی و تجربیات شخصی


برچسب‌ها: خاطرات شخصی, جامعه و فرهنگ
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در ۹۳/۱۰/۲۰ و ساعت 3:50 |

به 4 سؤال از 5 سؤال زیر پاسخ دهید. شیوه امتحان: کتاب باز - زمان امتحان: 72 ساعت

1. داستان حضرت یحیی (ع) و امام حسین (ع) را طبق موازین دانش روایت گری (Narrative) با یکدیگر مقایسه کنید.

2. طبق قواعد تحلیل گفتمان (Discourse analysis) تحلیل خود را از سوگندهای قرآن بنویسید.

3. با توجه به آنجه درباره تأثیر قواعد زبان شناسی در ترجمه بیان شد، ترجه خود از آیه شریفه «إن الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر» نوشته و دلایل خود را برای ارائه چنین ترجمه ای، شرح دهید.

4. طبق آنچه در بحث نشانه شناسی (Semiotics) گفته شد، دو مفهوم حرام و باطل را در نهج البلاغه تحلیل کنید.

5. رابطه برداشت های هرمنوتیکی از آیات قرآن و تفسیر به رأی آیات را بیان کنید.

موفق باشید - علی رضا آزاد

+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در ۹۳/۱۰/۱۸ و ساعت 16:36 |

لایحه بودجه سال 94 دولت در آذرماه تقدیم مجلس شد. ارقام بودجه برخی نهادها و مؤسسات فرهنگی و دینی و حوزوی در این لایحه را می توانید در «اینجا» مشاهده کنید که نسبت به بودجه این مؤسسات در سال 93، اندکی رشد داشته است. مقایسه برخی ارقام بودجه فرهنگی در این دو سال را می توانید در «اینجا» ببینید. برخی از این ارقام بسیار جالب توجه و قابل تأمل اند. به ویژه آنکه  بودجه دولتی، تنها یکی از طرق کسب بودجه برای بسیاری از این نهادها و مؤسسات است.

به راستی چرا علی رغم بودجه های چندین هزار میلیاردی نهادهای دینی و فرهنگی، هنوز هم از تهاجم فرهنگی و دین گریزی و غرب زدگی و... می نالیم؟! گره کار، دقیقاً کجاست؟


برچسب‌ها: حوزه و دانشگاه
+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در ۹۳/۱۰/۱۴ و ساعت 23:46 |
وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ (سوره مبارکه أنعام‌: آیه 108)
و [به معبود] کسانی‌ که‌ غیرخدا را می‌خوانند دشنام‌ ندهید، تا مبادا‌ آنان‌ از روی‌ دشمنی‌ جاهلانه، خدا را دشنام‌ دهند.
.
به امام على (ع) خبر رسید که برخی یارانش آشکارا معاویه را لعن می ‏کنند و مردم شام را هم دشنام می ‏دهند به ایشان پیام فرستاد که از این کار خوددارى کنید، آنها به حضور على (ع) آمدند و گفتند: «اى امیر مؤمنان، مگر ما بر حق نیستیم و ایشان بر باطل؟» فرمود: «آرى. سوگند به پروردگار کعبه!» گفتند: «پس چرا ما را از لعن کردن و دشنام دادن ایشان نهى می‏کنى؟» فرمود: «دوست ندارم که شما دشنام دهنده و لعنت‏ کننده باشید ولى بگویید پروردگارا، خون‏ هاى ما و ایشان را حفظ فرماى و میان ما را اصلاح و آنان را از گمراهى هدایت فرماى تا هر که حق را نشناخته است بشناسد و هر که به باطل اصرار می‏ک ند دست از آن بردارد.»
.
آیت الله بهجت:
کسی که وحدت مسلمانان را نخواهد، مسلمان نیست. ائمه ما (ع) در نماز جماعت آنان شرکت می کردند، به جهت اتحاد مسلمانان... چه بسا این کارها (که به نام عید الزهراء صورت می گیرد) موجب اذیت و آزار و یا قتل شیعیانی که در بلاد و کشورهای دیگر در اقلیت هستند گردد در اینصورت اگر یک قطره خون از آنها ریخته شود ما مسبب آن و یا شریک جرم خواهیم بود.
.
آیت الله سیستانی:
بعد از تعرض به مرقد عسكريين (عليهما السلام) همه شيعيان را به آرامش دعوت كردم و از آنها خواستم كه واكنشي نشان ندهند و گفتم كه اين اقدام از طرف اهل سنت نبوده است. من اطمينان دارم كه ريشه تفرقه افكني در خارج است... بايد بر مشتركات تمركز كنيد و دليلي ندارد به مسائل اختلافي بپردازيد. مشاركت كردن در ايجاد تفرقه حتي به اندازه يك كلمه يا نصف كلمه جايز نيست. واجب است كه از ادبيات تشنج آفرين پرهيز شود.


برچسب‌ها: سیاست, جامعه و فرهنگ, حدیث و سیره
+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در ۹۳/۱۰/۰۸ و ساعت 0:40 |
زبان قاصرم، یارای سپاس و ثنای عزیزانی که پس از انتشار مطلب «عضو جدید خانواده ما» در تماس های مجازی و حقیقی، بنده و همسرم را مشمول الطاف خویش نمودند، ندارد. از خداوند منان می خواهم به برکت دعاهای مخلصانه دوستان، نیت ما را در این کار، خالصانه نگه دارد.
.
اما آنچه در میان این همه انسانیت و همدلی دوستان، خاطرمان را آزرده ساخت، مشاهده استفاده ابزاری برخی «سایت های سیاسی» از این ماجرا و انعکاس جهت دار و فرصت طلبانه این موضوع توسط آنها بود. این افراد تا کنون از رنگ ها و نیرنگ های سیاسی و مصادره جناحی و حزبی حرکت های انسان دوستانه مردمان پاک این دیار چه سودی برده اند که این سیره نامیمون را سنت مستمر خویش ساخته اند؟!
.
مهمترین هدفم از انتشار آن نوشتار، ادای دینی نسبت به کودکان بی سرپرست و ترویج این معروف بود. بی شک طرح آن در سایت ها و گروه ها و مجامع فرهنگی، خدمتی در این راستاست که شما عزیزان خیراندیش با استقبال گرم خود، به انجام رساندید.
.
اما هر گونه استفاده ابزاری از نوشتار «عضو جدید خانواده ما» با درج یا بدون درج نام این حقیر در سایت ها و رسانه های شکست خورده سیاسی و بهره برداری کوته بینانه جناحی از آن، به دور از شرافت اخلاقی و انسانی است و هرگز مورد تأیید این جانب نبوده و نیست.
.
مخاطبان فهیم و سروران گرامی حتما در کامنت های مشفقانه شان در ذیل این مطلب نیز مراعات مرام اخلاقی و اجتناب از واگویه های سیاسی را خواهند نمود.
.
بار دیگر بر دستان پر مهر همه شما عزیزان بوسه می بارانم. به امید روزی که همه کودکان در آغوش گرم پدران و مادران شان آرمیده باشند.

پی نوشت:

این مطلب در پی استقبال غیر منتظره کاربران صفحات مجازی به ویژه در فیسبوک از نوشتار گذشته ام و حاشیه های ناخواسته آن نوشته شد.


برچسب‌ها: سیاست, جامعه و فرهنگ
+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در ۹۳/۱۰/۰۵ و ساعت 3:9 |

پس از 6 ماه پیگیری و طی مراحل اداری و قضایی و مشاوره های متعدد روان شناسی و بسترسازی لازم در خانه و فامیل و... من و هموجودم این سعادت را پیدا کردیم که حسین آقا را به فرزندخواندگی بگیریم و او را در جمع خانواده و در کنار دو فرزند خود، فاطمه خانم و آقا مستعان ببینیم.
.
داستان این تصمیم مشترک - که فکر آن از 10 سال قبل در ذهن مان افتاده بود - و مراجعه به پرورشگاه و معرفی چند گزینه و انتخاب حسین آقا از میان آنها و صدور حکم قضایی، بسیار مفصل است. مشاهده تعدادی از 11000 کودک بی سرپرست و بدسرپرستی که در کشور هستند و شنیدن شرح حال و دیدن اوضاع آنها، درک جدیدی را ازوضعیت جامعه، در ما به وجود آورد:
سه دختری که مادرشان از ترس انکه پدرشان آنها را به شیخ نشین های جنوب خلیج فارس نفروشد، آنها را در حرم امام رضا رها کرده... کودک چهارساله ای که مادرش جلو چشمش خودسوزی کرده... کودکانی که پدر و مادرشان حبس ابدی هستند... فرزندانی که به عنوان سرپوشی بر فحشای والدین مورد سوء استفاده قرار می گرفتند... پسری که پس از سوختگی صورت، خانواده اش او را نمی پذیرند... و یا حسین آقای ما که معلوم نیست چرا در 4 سالگی رها می شود و تا کنون کسی برای یافتنش به هیچ کلانتری و پرورشگاهی در کشور مراجعه نکرده است!
.
حکایت غریبی ست حکایت این کودکان...
به عهده گرفتن بخشی از مخارج زندگی و تحصیل این کودکان امر بسیار پسندیده ای است که مدتی است در کشور باب شده است. دست همه خیراندیشانی که چنین می کنند را باید بوسید. اما بیشترین نیاز این کودکان، آغوش خانواده و محبت پدرانه و مادرانه است. خداوند در قرآن «اکرام یتیم» را در کنار «اطعام مسکین» قرار می دهد. «کلا بل لا تکرمون الیتیم و لا تحاضون علی طعام المسکین» شکم مسکین خالی است و نیاز به اطعام دارد اما یتیم حتی اگر سیر باشد، سر شکسته و بی پناه است و نیاز به اکرام و اعتماد به نفس و منزلت و پناه و تکیه گاه دارد. آن گرسنه غذاست و این تشنه محبت.
.
امیدوارم بتوانیم هر سه فرزندمان را به نیکی پرورش دهیم و وظیفه پدری و مادری را در حق شان چنان به جای آوریم که مایه افتخار بشریت باشند و جلوه افلاک بر عالم خاک.


برچسب‌ها: خاطرات شخصی, جامعه و فرهنگ
+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در ۹۳/۱۰/۰۲ و ساعت 22:10 |

ماهیت امر به معروف و نهی از منکر در اسلام

سخنران: دکتر علیرضا آزاد

زمان: سه شنبه - 18 آذر 1393 - بعد از نماز مغرب و عشاء
مکان: دانشگاه فردوسی مشهد - جنب خوابگاه فجر - مسجد امام رضا(ع)


برچسب‌ها: خاطرات شخصی, حوزه و دانشگاه, اندیشه
+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در ۹۳/۰۹/۱۷ و ساعت 23:26 |
اخبار 20:30 در حال پخش اعتراضات رنگین پوستان در امریکا و واکنش اوباما به آن بود که دخترم، فاطمه خانم، پرسید:

- بابایی! چرا سیاه پوستا توی همه جای دنیا کارگر و فقیر و... هستن ولی توی امریکا رئیس جمهور می شن؟!

و باز هم سؤالات این کودک بزرگ اندیش، چالش عقل و قلب و زبانم را شعله ور کرد. واقعا قرار است برای عقاید و اعمال مان چه پاسخی به نسل های بعدی دهیم؟


برچسب‌ها: سیاست, خاطرات شخصی
+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در ۹۳/۰۹/۱۳ و ساعت 12:57 |

مَرد را دردی اگر باشد خوش است...


برچسب‌ها: ادبیات
+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در ۹۳/۰۹/۱۰ و ساعت 23:47 |

آیت الله مهدوی کنی: خبرگان دو وظیفه دارد، تعیین رهبری یا تشخیص رهبری و وظیفه دوم خبرگان نظارت بر رهبری است. نظارت خبرگان بر رهبری، نه استطلاعی است و نه استصوابی، بلکه حراستی است.

منبع: سخنرانی در جمع مسؤولان حزب مؤتلفه اسلامی

http://www.khobreganrahbari.com/modules.php?name=News&file=article&sid=1380

 

آیت الله جوادی آملی: همان طور که در صورت وجدان شرایط و اوصاف رهبرى, کار مجلس خبرگان, کشف و اعلام آن بود, درصورت فقدان یکى از آن ها, وظیفه خبرگان کشف و اعلام آن است. 

منبع: مجله حکومت اسلامی، شماره 8

http://www.khobreganrahbari.com/modules.php?name=Content&pa=showpage&pid=238

 

آیت الله علم الهدی: خبرگان، ناظر بر عملکرد رهبری نیستند چون رهبر ولی همه است و خبرگان نمی توانند بر عملکرد ولی خود نظارت کنند. نظارت خبرگان بر بقای شرایط رهبری است، نه نظارت بر عملکرد رهبر و خبرگان بر دفتر رهبری و دستگاههای زیر نظر ایشان نظارتی ندارند.

منبع: http://www.irna.ir/fa/News/81403352/


برچسب‌ها: سیاست, شخصیت ها
+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در ۹۳/۰۹/۰۷ و ساعت 0:31 |

همه می دانیم که امام باقر(ع) نام فرزندی را که پس از ایشان به امامت شیعیان رسید، «جعفر» نهاد. این واژه در زبان عربی به معنای رود کوچک، نهر سرشار، جویبار و... است و هر چند که بعدها عده ای گفته اند که وجه تسمیه آن استفاده عموم مسلمانان از جویبار علم این امام همام است اما همگان معترف اند که این واژه در زبان عربی تقریبا هیچ معنای شرعی و دینی خاصی ندارد.
پیام این تسمیه آن است که یک امام، نام امام بعدی را الزاما نامی قرآنی و یا نام پیامبر و یا اجداد معصومش و یا القاب آنها ننهاده بلکه نامی برگفته از زیبایی های طبیعت را بر فرزند خویش نهاده است.
برخی از القاب حضرات معصومین (ع) مانند زهراء که به معنای درخشان و شکوفا و... است نیز هر چند که فلسفه ای معنوی هم برای آن نقل شده اما به هر حال، برگرفته از زیبایی های طبیعت است.
به این ترتیب، چه مانع شرعی دارد که کسی نام خود و یا فرزندش را از مظاهر زیبایی در طبیعت اخذ کند و نام جلوه های نیکویی در صورت و سیرت، آفاق و انفس، خلقت و طبیعت،... همچون غزال و سرو و مهتاب و نازنین و عسل و شمیم و... بر خود و فرزندانش نهد؟


پی نوشت:
همیشه دوست داشتم دو جفت دختر دو قلو داشته باشم. اسم دو تا «آرام و دل آرام» و دوتای دیگر «لاله و آلاله» و دو پسر دو قلو داشته باشم با نام «مُحی الحق» و «مُحی الدین».


برچسب‌ها: اندیشه, حدیث و سیره
+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در ۹۳/۰۹/۰۱ و ساعت 6:43 |
فقیه عالی مقام، شهید اول، محمد بن مکی عاملی در لمعه می نویسد:
انما یجب الانفاق علی الفقیر العاجز عن التکسب و ان کان فاسقا او کافرا
انفاق کردن (و یا نفقه دادن) به فقیر عاجز از کسب و کار (که خویشاوند است)، واجب می باشد. حتی اگر فاسق و یا کافر باشد.
و
عارف عالی مقام، شیخ ابوالحسن خرقانی بر سر خانقاه خود نوشته بود:
هر که در این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید چه آنکس که به درگاه باری تعالی به جانی ارزد، بر خوان بوالحسن به نانی ارزد.


برچسب‌ها: شخصیت ها, فلسفه و عرفان, فقه و اصول
+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در ۹۳/۰۸/۳۰ و ساعت 14:33 |

بار دیگر: نقد ناقدان
چند روز قبل درباره ماجرای اخیر دکتر محمود خاتمی که عرصه فلسفه کشور را به حیرتی عظیم فرو برده، مطلبی نوشتم. آنچه در اظهار نظرهای دوستان و اساتید گذشت، رجوع دوباره به این موضوع را می طلبید که در ادامه خواهد آمد:

کمال صدق محبت نگر نه نقص گناه
که هر که بی هنر افتد نظر به عیب کند
بزرگان بسیاری را سراغ داریم که رذائل اخلاقی بزرگی هم داشتند. تاریخ فلسفه همانند سایر علوم، مملو از نام آورانی است که فرزند نامشروع داشتند، به مستخدم خود تجاوز کردند، فرزندان خود را بدون اطلاع مادرانشان بر سر راه گذاشتند تا دیگران ببرند، در خدمت دولتمردان خونریز بودند، زنان را حیوانی می دانستند که فقط زبان تازیانه می فهمند، باکی از خودارضائی در ملآ عام نداشتند، به خاطر رشوه خواری زندانی و بعضا اعدام شدند و... لیکن ما اکنون - فارغ از اخلاقیات شخصی و اجتماعی شان - خود را بی نیاز از ثمرات اندیشه ورزی آنان نمی بینیم. کتاب هایشان را ترجمه کرده و درباره اندیشه هایشان پژوهش می کنیم.
.
حتی اگر دکتر خاتمی اشتباهاتی کرده و برخی از آثارش سرقت علمی بوده باشد، آیا فهم فلسفی اش هم مسروقه بوده است؟ آیا اساسا می شود فهم فلسفی را سرقت کرد؟
.
حتی اگر بخشی از رزومه او جعلی باشد، آیا محروم کردن نسل جوان اندیشه ورز کشور از وجود چنین شخصی و نادیده گرفتن انبوهی از رزومه کاری (و نه الزاما علمی) او و عملاً اعدام علمی اش، به سود فضای فلسفه ورزی در کشور است؟ بی شک حرمت امامزاده را در درجه اول باید خود متولی نگه دارد اما اگر نگه نداشت، با شکسته شدن این حرمت، صرفا آبروی امامزاده نیست که می رود بلکه آبروی دین است که بر باد خواهد رفت.
.
هدف این نوشتار، لاپوشانی یک اشتباه و جرم اثبات شده یا نشده نیست و بی شک در صورت اثبات جرم، مجرم باید عواقب آن را بر عهده بگیرد اما مبادا به بهانه زیر سؤال بردن کمالات حداکثری، کشور را از استفاده حداقلی از یک شخصیت علمی محروم کنیم.
.
حتی اگر تمام اتهاماتی که به ایشان می زنند درست بوده باشد، با حذف او کار به دست دزدترها و خائن ترها نمی افتد؟ منتقدان امروز به راحتی رزومه ایشان را زیر سؤال می برند اما ترس من از روزی است که با حذف امثال او، کار به دست کسانی بیفتد که همین منتقدان از بیم جان و مال، جرأت زیر سؤال بردن رزومه شان را نداشته باشند.
.
مگر ندیدیم کسانی که روزی به بهانه های سیاسی دکتر نصر را راندند، چگونه پس از مدتی برای بازگرداندنش التماس می کردند؟! و با دیدن اینکه چه افراد کم بنیه ای با چه ادعاهای بی چفت و بستی بر مسند فلسفه ورزی و نهادهای فلسفی تکیه زده اند، لب حسرت گزیدند و از کرده خویش پشیمان شدند؟! سید حسین نصرهای دوم و سوم و چهارم ساختن، و جامعه علمی را به سوی تک صدایی بیشتر سوق دادن، کاری نیست که پیکر نحیف اندیشه ورزی کشور را فربه سازد و دردی را التیام بخشد.
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد

+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در ۹۳/۰۸/۲۶ و ساعت 2:34 |

آقای حسن رحیم پور ازغدی در سخنرانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران :
امام حسین(ع) در روز عاشورا گفت هرکسی بدهی دارد و حق مالی کسی به گردن اوست و به حقوق اقتصادی فردی تجاوز کرده است نمی‌خواهم خونش با خون ما مخلوط شود. ابا عبدالله(ع) برخی را در روز عاشورا بیرون کرد و گفت؛"نمی‌خواهم شما شهید شوید و فرمودند اگر از کسی قرض کردی و قرضش را ندادی برای من شهید نشود".
ما دو نوع عزارداری و محرم داریم. اولین روضه رسمی را برای امام حسین(ع) را یزید خواند و اولین روضه حقیقی را زینب(س) خواند؛ امروز در جامعه شیعه هم دو تیپ عزاداری و مداح داریم؛ ما هم روضه زینبی داریم و هم روضه یزیدی. کسانی که امام حسین(ع) را دعوت کردند و حدود 120 هزار نفر بودند گفتند ما محب حسین(ع) هستیم ولی همین قالتاق ها در کربلا با امام حسین چه کردند؟ امروز هم از همین قالتاق ها داریم. ما کسانی داریم که به اسم امام اسلام آمریکایی و به تعبیر رهبر معظم انقلاب تشیع انگلیسی دارند. باید مراقب تشیع انگلیسی که هدفش احمق نشان دادن شیعه است باشیم. خدا لعنت کند کسانی که در عزاداری امام حسین لخت میشوند و می گویند "مستم و مستم"، "مشتم و مشتم" و "میرقصم و میرقصم رقاصه عباسم"؛ البته باید گفت 90 درصد هیأت ها برای خدا و عشق امام حسین(ع) خدمت می‌کنند و اگر مداح ها نبودند قضیه کربلا فراموش می‌شد. آنهایی به حضرت امام حسین(ع) و "حضرت محسن(ع)" ارادت داشتند که زیر آتش و بمب‌های شیمیایی "حسین حسین" می‌گفتند و شهید شدند نه یک مشت شیعه انگلیسی مفت خور که برخی از انها جلسه‌ای 30 میلیون تومان می‌گیرند؛ این افراد تا وقتی دنیایشان تامین باشد "حسین حسین" شان برقرار است.
من افتخار دارم وهابی ها من را تهدید به مرگ کردند و ریگی در اعترافاتش اسم من را برده بود. من دوست دارم تیمی از وهابی‌ها و شیعیان انگلیسی من را تهدید کنند چراکه من دوست دارم با آنها درگیر شوم.
(در واکنش به بازتاب هایی که اخیرا برخی شبکه های شیعی لندن نشین به اظهاراتش در خصوص برگزاری دهه محسنیه) من این سخنان را از سخنان برخی مراجع برگرفتم؛ چند وقت پیش دو نفر از مراجع گفتند آنچه سفارش شده دهه محرم است و اگر بخواهید دهه های دیگری درست بکنید عزاداری سید الشهدا تحت الشعاع قرار میگیرد؛ برخی هم آمدند گفتند "ما دهه چهارم فاطمیه را هم در اسناد پیدا کردیم و بعد دهه محسنیه و انشالله می خواهیم "شهر"(یک ماه) عزاداری محسنیه برگزار کنیم"؛ خب این کارها باعث میشود مردم از عزاداری ها بی زار شوند؛ برخی گفتند علمایی که میگویند دهه های محسنیه و غیره را زیاد نگیرید بی ولایت هستند. من کی گفتم عزاداری برای حضرت محسن(ع) بدعت است چرا دروغ میگویید؟ من گفتم برخی قالتاق هستند که اسمشان شیعه است؛ این افراد کسانی هستند که در بازار ربا میخورند؛ ولی من کی گفتم شیعیان قالتاق هستند؟ چرا برخی نامردان دروغ میگویند؟
امروز تمام مداحان باید بروند منشور رهبر معظم انقلاب در مورد مداحی را بخواهند، البته اگر برخی نگویند رهبری هم ضد ولایت است، یک کلام ایشان گفتند در هیأت ها لخت نشوید؛ ولی ببینید برخی چه بلوایی درست کردند؛ تشیع این افراد اطاعت از امام حسین(ع) نیست. رهبری در این زمینه دستور و حکم حکومتی هم ندادند و تنها به عنوان یک عالِم توصیه کردند؛ ایشان گفتند وقتی میروید پشت بلندگو صد بار میگویید "حسین وای حسین وای" خب چیزی نمیفهمی و یاد نمیگیری بلکه بجای آن حدیث بگویید.
کسانی که ترانه های لهوی را با اشعار هیئات مخلوط میکنند اینها خائنین به امام حسین(ع) هستند. برخی قلاده می‌بندند و صدای سگ و توله سگ در می‌آورند؛ امسال در مشهد چنین اتفاقی افتاد. برخی در هیئات عین مست ها لخت می‌شوند و تلو تلو می‌خورند و یک کسی بالای منبر می‌گوید "ما اگر از سر بریده می‌ترسیدیم در محفل عشاق نمی‌رقصیدیم".
امروز این دست عزاداری ها را در شبکه های وهابی پخش می‌کنند و می‌گویند خب حال حسین عاقل‌تر بود یا یزید؟؛ امروز باید منشور رهبری برای مداحی را توزیع کنند و هرکسی اشکال دارد باید اشکال کند.
برخی می‌گویند آقای خمینی باید آن دنیا جواب بدهد چون گفته است با قاتلان حسین وحدت کنید؛ آیا سنی های کشور ما از قاتلان امام حسین هستند؟ برخی روحانیون در حوزه تهمت بی دینی به امام خمینی زدند چون می‌گفتند شیعه را از سیاست جدا کنید. امروز شیعه انگلیسی در مشهد و قم و اصفهان و نجف مدرسه علمیه دارد و دارد لشگر طلابی راه میاندازد تا تفکر امام و انقلاب و رهبری را تا دهه های دیگر از بین ببرد.


برچسب‌ها: جامعه و فرهنگ, حدیث و سیره, سیاست
+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در ۹۳/۰۸/۲۵ و ساعت 16:16 |

تجربه مناقشات اخیر درباره دکتر محمود خاتمی نشان داد که بسیاری از اهالی فلسفه و صاحبان اندیشه در کشور، عموما به همان بیماری مبتلا هستند که اهالی سیاست را به خاطرش نقد می کنند.

عزیزان اهل فلسفه!
شما بهتر می دانید که قریب به اتفاق نسل جوان صاحب اندیشه و نهال های رو به رشد پهنه فلسفه معاصر ایران، خوشه چین خرمن بزرگانی نظیر دکتر رضا داوری و دکتر محمود خاتمی هستند. این عزیزان سرمایه های اصیل اندیشه امروز کشورند. بجز دکتر خاتمی کدام استاد فلسفه کشور توانسته در فهرست صد فیلسوف برتر دنیا قرار بگیرد؟ بجز او کدام استاد فلسفه در دانشگاه های ما توانسته یک فلسفه نسبتا جدیدی ابداع کند که در اروپا و امریکا هم درباره اش پایان نامه و کتاب نوشته شود؟ در میان اساتید فلسفه حاضر در کشور، کدام استادی توانسته به اندازه ایشان مبانی فلسفه اسلامی را به گوش فیلسوفان غربی برساند و پل ارتباط و مجرای تعامل این دو حوزه در عرصه بین المللی باشد؟ اندک هستند اساتیدی که مثل ایشان، به تنهایی بیش از کل اساتید گروه فلسفه برخی دانشگاه ها، رزومه علمی داشته باشند.

من نمی دانم این نسبت هایی که به او می دهند، چقدر صحت دارد و آنچه برخی شاگردان دیروز و رقیبان امروز او می گویند، چقدر قرین حق است؟ اما این را می دانم که حتی اگر قصور و تقصیری از سوی ایشان صورت گرفته باشد، نباید خدمات عظیم او را نادیده گرفت و اگر دلمان به حال نسل جوان و اوضاع علمی کشور می سوزد، نباید حتی به بهانه دفاع از حریم صداقت، اسطوره های علمی را یک به یک ذبح نمود:

عیب «می» جمله چو گفتی هنرش نیز بگوی
نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند

کسانی که با زد و بندهای باندهای حوزه فلسفه در کشور – که کم از مافیای اقتصادی و مافیای ادبیات معاصر ندارد – آشنا باشند و یا لااقل با یک بار مراجعه به سایت گروه فلسفه دانشگاه تهران، نام رجال سیاسی که هیئت علمی این گروه هستند را بخوانند و اندکی وجدان و سر انگشتی تجربه سیاسی اجتماعی داشته باشند، خواهند دانست که نمی توان از مسائل پشت پرده در به اوج رساندن و به حضیض کشاندن شخصیت های علمی غافل بود و دست سیاست و قدرت و هوای نفس را در کار مادحان و ناقدان، نادیده انگاشت.

شخصا از آثار دکتر محمود خاتمی بسیار بهره بردم. لااقل در موضوع هرمنوتیک که زمینه تخصصی مطالعه بنده است، ایشان و نیز دکتر محمدرضا بهشتی را جزء مطلع ترین و آگاه ترین افراد در کشور یافته ام. بسیاری از مدعیان هرمنوتیکدانی در کشور را دیده ام که حتی فهمی نیمبندی هم از هرمنوتیک نداشتند اما ایشان را - هر چند که تفسیر نوینی از هرمنوتیک ارائه ندادند - عاری از کژاندیشی در این حوزه دیدم.

باز هم بر این نکته تاکید می کنم که هدف من تطهیر ایشان از اتهاماتی که اخیرا در حجم وسیعی به ایشان زده می شود، نیست. زمان نشان خواهد داد که این اتهامات وارد بوده یا خیر. و اگر وارد است، سزاوار است که ایشان عذرخواهی و جبران کند و اگر نیست، ناقدان باید که عذرخواهی و جبران کنند. اما عرضم این است که یک بداخلاقی علمی را نباید با بداخلاقی دیگری پاسخ داد و به خاطر یک اشتباه، انبوهی از خدمات عظیم را نادیده گرفت.

امیدوارم کسانی که امروز در جایگاه مدعیان اخلاق و مدافعان حریم علمی کشور به خود اجازه هر گونه دریده گویی و هتک بزرگان را می دهند، کار را به جایی نرسانند که عده ای آستین تفحص بالازده و فهرستی از سرقت های علمی همین ناقدان مدعی را بر ملا کنند و مثلا پرونده برخی دیگر از رؤسای باندهای فلسفی مقابل و مدعیان فلسفه و عرفان شرق و غرب را که رساله دکتری شان، ترجمه مقدمه کتاب مولر است را رو کنند. در نظیر چنین مواردی، دلسوزان به توبیخ و گوش کشی شخصی و تنبیه در پرده بسنده می کنند ولی فرصت طلبان، دفاع از علمیت و صداقت را بهانه ای برای هتک حرمت به کشور و دانشگاه اها و بزرگان می کنند و ناآگاهان نیز دنباله روی می کنند و آنچه بر باد می رود، آبروی اهالی اندیشه و کیان علمی و اخلاقی است.

تشخیص مرز باریک میان نقد عملکرد و هتک شخصیت، بسیار دشوار است. مراقب باشیم که با ریختن آبروی مؤمن، عرش خدا با به لرزه در نیاوریم و برکت را از زندگی و عمرمان نکوچانیم.

والسلام عل من اتبع الهدی

پی نوشت:
روزی خدمت علامه حسن زاده بودم و به ایشان عرض کردم: «استاد، چرا اشتباه محی الدین عربی پیرامون ختم ولایت را هنگام شرح این فقره در ممد الهمم ذکر نکردید و اصلا این فراز از کتاب فصوص را در هنگام شرح اصلا نیاورده و کأن لم یکن فرض کردید؟» ایشان در جواب فرمودند: «وقتی بزرگی اشتباهی می کند، بهتر است آن را نادیده گرفت.»


برچسب‌ها: شخصیت ها, جامعه و فرهنگ, حوزه و دانشگاه
+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در ۹۳/۰۸/۲۲ و ساعت 10:13 |