تبليغاتX
هرمنوتیک

در جهان اسلام برای نخستین بار برخی از پژوهشگران مصری نظیر ابراهیم شریف[1]، عفت شرقاوی[2] و نصر حامد ابوزید[3] از هرمنوتیک در تفسیر قرآن بهره گرفتند. در ایران نیز کسانی مانند سید احمد فردید[4]، محمد مجتهد شبستری[5]، عبدالکریم سروش[6]، و بابک احمدی[7] به روش‏های هرمنوتیکی روی آوردند اما این فضل‎الرحمان، نو اندیش معاصر پاکستانی بود که برای نخستین بار اصطلاح «هرمنوتیک قرآنی» را به کار برد.[8] از آن پس موافقت‌ها و مخالفت‌هایی با کاربست هرمنوتیک در تفسیر قرآن صورت گرفت که اینک به شرح مواردی از آنها می‏پردازیم.

استفاده گزینشی نواندیشان مسلمان از دانش هرمنوتیک و بهره برداری از آن در جهت اهداف خویش و قطع پیوند آن با بستره تاریخی و ملزومات معرفتی‏اش باعث شد که تصور ناقص و گاه غلطی از هرمنوتیک در ذهن کسانی که آشنایی چندانی با این مباحث نداشتند، ایجاد شود و کار به جایی برسد که عده‏ای با مشاهده مغایرت آراء بعضی از هرمنوتیست‏ها و نحله‏های هرمنوتیکی با مبانی تفکر اسلامی، به خیال اینکه دانش هرمنوتیک در همین آراء خلاصه می‏شود، زبان سبّ و لعن به روی هرمنوتیک بگشایند و استفاده از آن را مساوی تفسیر به رأی بشمارند. در حالی که همان طور که گفتیم، هرمنوتیک نیز همانند سایر جریان‌های فکری، ادوار مختلفی را پشت سر نهاده و نحله‏های گوناگونی را در دل خود پرورانده است که از آن جمله می‏توان به هرمنوتیک قدسی، هرمنوتیک کلاسیک، هرمنوتیک فلسفی و هرمنوتیک نئوکلاسیک اشاره کرد. نواندیشان مسلمان با توجه به اهدافی که دنبال می‏کنند بیشتر به هرمنوتیک فلسفی آن هم از نوع گادامری، روی آوردند[9] و نام عام هرمنوتیک بر آن نهادند لذا عدم هم‌خوانی برخی از آموزه‏های این نحله هرمنوتیکی با پیش‏فرض‌های اندیشه‏های دینی و مفروضات تفکر اسلامی به پای تمام هرمنوتیک نوشته شد در حالی که بسیاری از آموزه‏های هرمنوتیک کلاسیک و نئوکلاسیک هم‏راستا با مبانی و روش‌های اندیشمندان اسلامی است و تعامل با آنها می‏تواند مفید فائده باشد و نمی‏توان به بهانه مخالفت با نتایج هرمنوتیک فلسفی، خود را بی‏نیاز از استفاده از دست‏آوردهای آنان پنداشت.

اینک به نمونه‏هایی از این تصورات نادرست که درباره هرمنوتیک شک گرفته است اشاره می‏کنیم و در حد بضاعت مزجات خود به آنها پاسخ می‏گوییم.

یکی از معاصران، فصلی از کتاب خود را به موضوع قرآن و هرمنوتیک اختصاص داد و در ذیل عنوان «ویژگی‏ها و آموزه‏ها و پیامدهای تفسیر هرمنوتیکی از قرآن» موارد زیر را
برشمرده‌ است[10]:

1. فهم متن محصول ترکیب و امتزاج افق معنایی مفسر معنایی متن است، بنابراین دخالت ذهنیت مفسر در فهم، نه امری مذموم بلکه شرط وجودی حصول فهم است و واقعیتی اجتناب‏ناپذیر است.

2. درک عینی متن، به معنای امکان دست‏یابی به فهم مطابق با واقع امکان‏پذیر نیست.

3. فهم متن عملی بی‏پایان و امکان قرائت‏های مختلف از متن، بدون هیچ محدودیتی وجود دارد.

4.  هیچ‌گونه فهم ثابت و غیرسیالی وجود ندارد و درک نهایی و غیرقابل تغییری از متن نداریم.

5. هدف از تفسیر متن، درک «مراد مؤلف» نیست، ما با متن مواجه هستیم نه با پدید آورنده آن. نویسنده یکی از خوانندگان متن است و بر دیگر مفسران یا خوانندگان متن رجحانی ندارد.

6. نص قرآن، متنی زبانی است که یک محصول فرهنگی است و زبان آن مختص اولین دریافت کننده است و زبان هرگز از فرهنگ و واقعیت‌های زمان جدا نیست.

7. برخی نصوص قرآن شواهد تاریخی است که به شرایط خاص صدور آن اختصاص دارد همچون: جن، شیطان، حسد، ریا، دعا، تعویذ و احکام مربوط به بردگی که قابل تسرّی به شرایط متفاوت زمان ما نیست.

باید گفت که بخشی از آنچه ایشان به آن اشاره کرده‏اند جزء آموزه‏های هرمنوتیک فلسفی و بخشی جزء آراء قرآن پژوهانی است که پیرو این نحله‏اند در حالی که هرمنوتیک کلاسیک و نئوکلاسیک هم صدا با بسیاری از مفسران و اندیشمندان اسلامی، چنین آموزه‏هایی را رد کرده و قائل به امکان فهم عینی و درک نهایی از متن‏ است و هدف از تفسیر را رسیدن به مراد مؤلف می‏دانند.

چنین به نظر می‏آید که حتی اگر ایراداتی بر آموزه‏های هرمنوتیک فلسفی وارد باشد، صحیح نیست که آن ایرادات به پای کل دانش هرمنوتیک نوشته و به این وسیله تمام آموزه‏های آن به طاق نسیان سپرده شود.

برخی با بحث درباره خاستگاه هرمنوتیک کوشش دارند کارآیی مباحث هرمنوتیک را در فهم بهینه آیات منکر شوند. به باور این گروه عوامل زیر سبب پیدایش و شکل‏گیری هرمنوتیک بوده است[11]:

1. ناسازگاری آیات کتاب مقدس با عقل و براهین عقلی، مانند آیاتی که نشان از جسمانیت خدا و مستی نوح7 ازدواج لوط7 با دخترانش و... دارد.

2. ناسازگاری آیات با یکدیگر؛ مانند آیاتی که در مورد شجره‏نامه عیسی است؛ در انجیل متی، پدربزرگ عیسی یعقوب، و در انجیل لوقا، هانی معرفی شده است و...

3. ناسازگاری آیات عهد قدیم و جدید با علم؛ مانند آیاتی که درستی هیأت بطلمیوسی را تایید می‏کند.

4. وحیانی نبودن بیشتر با تمام آیات کتاب مقدس.

این منتقدان از بحث در خاستگاه هرمنوتیک نتیجه می‏گیرند که چون این عوامل و مشکلات درباره قرآن وجود ندارد، بنابراین مباحث هرمنوتیک در فهم آیات کارآیی ندارد و نمی‏توان از مقایسه و مشابهت این مباحث با مسائل تفسیر با تأویل سخن گفت.

اگر مقصود این منتقدان، هرمنوتیک پیش از عصر جدید است، باید گفت که نمی‏توان چنین عواملی را سبب پیدایش آن دانست چرا که در آن زمان، باور به قداست و مصونیت تورات و انجیل از هرگونه نقص، جزء باورهای یهودیان و مسیحیان بود و نه تنها کسی آموزه‏های متون مقدس را خلاف عقل و علم نمی‏شمرد بلکه حکمایی نظیر عیسی‌بن سیرا و فیلون و آکوونیاس و کلمنت کتاب‌های متعددی در اثبات عقل‏مداری متون مقدس و تلفیق فلسفه یونانی و الهیات مسیحی و یهودی نوشتند.[12]

اما اگر مقصود این منتقدان، هرمنوتیک عصر جدید و دوران مدرن باشد که پس از نهضت اصلاح دینی و با تأثیر پذیری از گفتمان عصر روشنگری پدید آمد، باید گفت که مصلحان پروتستان به دلیل توجه ویژه به کتاب مقدس و برافراشتن علم استقلال از کلیسای کاتولیک، نیازمند تدوین یک سنت تفسیری بودند و هرمنوتیک را در این راستا به کار گرفتند
و در بالندگی‏اش کوشیدند، ولی آنها نه تنها قائل به ناسازگاری آیات کتاب مقدس با یکدیگر و با عقل و علم نبودند بلکه آن را مجموعه منسجم و به هم پیوسته‏ای می‏دانستند که دربردارنده همه اموری است که خداوند آنها را ضوابط همیشگی ایمان و عمل انسان‏ها قرار داده است.[13]

هرمنوتیک این دوران با شلایرماخر به اوج خود رسید اما او نیز به دلایلی که این منتقدان ذکر کرده‏اند به سراغ هرمنوتیک نرفت بلکه درصدد بود تا اصول عام تفسیر را تدوین کند و لذا هرمنوتیک خویش را بر اساس پرسش از فهم، بنیان نهاد که در فصول آینده به تفصیل بدان خواهیم پرداخت. از منظر الهیات اعتدالی[14] که غالباً شلایرماخر را بنیان‏گذار آن می‏دانند[15] خداوند با حضور خویش در حیات مسیح7 به املاء کتاب مقدس پرداخت یعنی کتاب مقدس، بازتاب وحی در آیینه احوال و تجارب بشری است. پیروان این دیدگاه برخلاف پندار این منتقدان، آیات کتاب مقدس را ناسازگار با عقل و علم نمی‏پنداشتند بلکه آن را متأثر از مقتضیات تاریخی و شرایط عصری دانسته و مبنای دیانت را نه تعالیم وحیانی و نه حتی عقل معرفت آموز و امر اخلاقی بلکه انتباه و تجربه دینی می‏دانستند.[16]

هرمنوتیک قرن بیستم نیز علی‌رغم اثرات شگرفی که در متن پژوهی و مباحث دینی بر جای گذاشت، خاستگاهی دینی نداشت و متأثر از دغدغه‏ای تفسیری کتاب مقدس به وجود نیامد بکه منبعث از سؤالات فلسفی پیرامون حقیقت وجود و هستی بود.

علاوه بر آنچه گفته شد، باید اذعان داشت که شماری از مشکلات تفسیری موجود در کتاب مقدس در حوزه تفسیر قرآن نیز وجود دارد. تفکیک معانی حقیقی و مجازی، آیات محکم و متشابه، تفسیر و تأویل و بسیاری از موارد مشابه در آیاتی نظیر:  الفتح/10 و طه/5 و الحدید/4 و الضحی/7 و هود/7 و ... و رفع تعارض ظاهری میان آیات ناسخ و منسوخ و پاسخ به شبهه ناسازگاری با دستاوردهای علمی در آیاتی نظیر: صافات/10  مفسران اسلامی را واداشت تا اصول و قواعدی را تدوین کنند که در پرتو آن بتوانند به توضیح و تشریح این آیات بپردازند و مقاصد الهی از این آیات را دریابند و این در حالی است که قرن‏ها پیش از اسلام، مفسران یهودی و مسیحی چه بسا بیش از مسلمانان با نظیر چنین مشکلاتی دست و پنجه نرم کرده‏اند و در چاره‏اندیشی برای حل آنها از دانش تأویل و هرمنوتیک بهره‏ها برده‏اند. طی سده‏های اخیر نیز در مواجهه با مقتضیات عصر جدید و پرسش‏های نو، به روش‏های نوین تفسیری و هرمنوتیکی روی آورده‏اند. نظیر همان ضرورت‏هایی که داعی آنان به سوی هرمنوتیک و استفاده از آن در تفسیر کتاب مقدسشان بود، استفاده از هرمنوتیک در تفسیر قرآن را نیز اجتناب‏ناپذیر می‏کند. البته این به معنای نادیده انگاشتن تفاوت‏های موجود میان قرآن و عهدین نیست بلکه به این معناست که علی‌رغم تفاوت‌های موجود، به نظر می‏رسد که دغدغه‏ها و اهداف مشترک میان مفسران اسلامی و متأوِّلان مسیحی و یهودی به قدری است که استفاده از تجارب یکدیگر و تعامل با اصحاب هرمنوتیک در حل مشکلات مشترک تفسیری را توجیه‏پذیر می‏کند.


[1]. در کتاب اتجاهات التجدید فی تفسیر القرآن.

[2]. در کتاب  الفکر الدینی فی مواجهة العصر.

[3]. در دو کتاب نقد الخطاب الدینی و مفهوم النص.

[4]. او برای نخستین بار هرمنوتیک را وارد حوزه فلسفه ایران کرد و از آن به زندآگاهی تعبیر می‏کرد.

[5]. او با کتاب هرمنوتیک، کتاب و سنت که نخستین کتاب با عنوان هرمنوتیک در جامعه فارسی زبان بود، به معادل سازی برای آن پرداخت. نقش بسزایی در اشاعه مباحث هرمنوتیکی در فضای دین‌پژوهی کشور داشت. این کتاب مورد انتقاد بسیاری از صاحبان اندیشه قرار گرفت ولی همین نقدها و گفتگوها به اشاعه گفتمان هرمنوتیکی در فضای فکری کشور کمک کرد. ایشان بعدها در کتاب‌های نقدی بر قرائت رسمی از دین و ایمان و آزادی به ادامه آن مباحث پرداخت.

[6]. هر چند که او از هرمنوتیک کمتر نام می‏برد اما بسیاری از آنچه در مباحث کلام جدید مطرح می‏کند برخاسته از آموزه‏های هرمنوتیکی است.

[7]. ایشان بیشتر به هرمنوتیک ادبی پرداخت. اثر مشهور ایشان، ساختار و  تأویل متن که در اولین سال‌های رواج مباحث هرمنوتیکی در ایران نوشته شد، همچنان به عنوان یکی از معتبرترین منابع این بحث مورد استفاده قرار می‏گیرد.

[8]. Fazl-u rahman, Islam&Medernity u.s.a, the university of Chicago press, 1982, pp. 3-4.

[9]. رک: جهانگیر مسعودی، هرمنوتیک و نواندیشی دینی، صص 29-33.

[10]. محمدعلی رضایی اصفهانی، درس‏نامه روش‌ها و گرایش‌های تفسیری قرآن، صص 473-474.

[11]. محمد بهرامی، هرمنوتیک هرش و دانش تفسیر، پژوهش‌های قرآنی، ش 21-22، بهار و تابستان 1379، ص 134.

[12]. رک: قاسم پورحسن، هرمنوتیک تطبیقی، صص 184-185.

[13]. جی. لسلی دانستن، آیین پروتستان، عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، ص24.

و نیز: احمد واعظی، درآمدی بر هرمنوتیک ، صص74-75.

[14]. Liberal theology.

[15]. ایان باربور، علم و دین، بهاء‌الدین خرمشاهی، ص131.

[16]. همان.


نوای ایام:

ندانم آن مه نامهربان یادم کند یا نه .............. فریب انگیز من با وعده ای شادم کند یا نه؟

خرابم آنچنان کز باده هم تسکین نخواهم یافت .... لب گرمی شود پیدا که آبادم کند یا نه؟

صبا از من پیامی ده به آن صیاد سنگین دل .... که تا گل در چمن باقیست آزادم کند یا نه؟

+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در 88/01/26 و ساعت 18:55 |

یکی از مشغولیت هایی که نه البته برای تفریح بلکه به عنوان یک مقوله درس آموز و هنر مدرن دنبال می کنم و در مطالعات و مباحثم پیرامون هنر تطبیقی از آن بهره می گیرم، فیلم و سینماست. البته با توجه به وجود خبرگان فراوان این فن، امثال بنده، حتی آماتور هم محسوب نمی شویم. از حدود یک سال و نیم پیش، در حد خود و طی مشورت با دوستان اهل فن، شروع به جمع آوری آرشیوی از فیلم های برتر تاریخ سینما و نیز فیلم های معنا گرا و فلسفی کردم (تا کنون حدود 500 فیلم) و در ایام تعطیلات، تعدادی از آنها را می بینم و سری به مباحث نقد فیلم می زنم. نوروز امسال هم مجالی دست داد تا  فیلم هایی ببینم که نام تعدادی از آنها را همراه با چند جمله در شرح آن می نویسم:

Concubine : از فیلم های عمیق چینی و جزء بهترین فیلم هایی است که در این مدت دیدم. هر چند بر محور افسانه ای است اما افسانه نیست بلکه پیوند حقیقت و واقعیت است. این فیلم، لایه های متعددی دارد که جز با چند بار دیدن و تامل کردن مکشوف نمی شود. آن را جز با دیگر فیلم های پر مغز و معنای آسیای زرد مانند: قهرمان و خاطرات گیشا و نفرین گلهای طلایی و ... نمی توان مقایسه کرد.

Run Lola Run : فیلمی قدیمی، ساده و با ضعف هایی زیاد است. می خواهد قدرت عشقی خالصانه را نشان دهد اما به درستی از عهده اش بر نمی آید. اساسا روحیه کلاسیک و خشک آلمانی با این مقولات سازگار نیست.

When Neitceche Wept : این فیلم را برای دومین بار دیدم. برشی آزاد از زندگی نیچه است. البته با آنچه در زندگی نامه اونوشته اند متفاوت است. در واقع نمی خواهد زندگی حقیقی او را به تصویر بکشد بلکه می خواهد با یک تلقی مثبت، نتایجی از کاربست فلسفه او را در زندگی خودش و دیگران بنمایاند. البته ...

Weeping Meadow : فیلمی یونانی و بسیار اخلاقی که برایش زحمت بسیاری کشیده شده. نقاط قوت بسیار زیاد در کنار نقاط ضعف نه چندان کم، در این فیلم خودنمایی می کند. صحنه کشیدن نخ بافتنی ناتمام در هنگام وداع بی نهایت زیبا بود.

A short film about Love : از فیلمهای مشهور فلسفی است. البته باید گفت این یک فیلم نیست بلکه یک فیلم نامه مصور است و در عین اینکه بسیار پر مفهوم است اما از تکنیک های سینمایی و هنرنمایی های بازیگران در آن خبری نیست. وقتی یکی از دوستان گفت که آقای مستور کتاب چند روایت معتبر را از روی این فیلم نوشته است اصلا تعجب نکردم ... خنده ام گرفت.

Scare Face : از دیدنش پشیمان شدم. از حیث تکنیکی خوب بود اما عاری از از مفاهیم و احساساتی عمیق بود. به هر حال ما در سینما دنبال چیزهای غیر از نمای ماشین ها و خانه های لوکس و هفت تیر کشی هستیم.

The Island of Dr.Moreau : یک فیلم روان و بر خلاف ظاهرش، کم فراز و نشیب بود. برای زمانی که ساخته شد خیلی عالی بود ولی الان دیگر سخن چندانی برای گفتن ندارد.

Doktor schiwago : فیلم عمیقی بود و به خوبی توانست مسائل سیاسی و عاطفی را با هم ممزوج کند و سر انجام شخصیت ها را بنمایاند. افسوس فیلم هایی که علیه کمونیست ساخته می شود، همه یک چیز را روایت می کنند و زوایای پنهان مانده آن را نمی شکافند.

The Chase : فیلمی که بخشی از گذار امریکا از  دوران کابوی ها به دوران کارتل های نفتی را نشان می دهد. (لااقل من این فیلم را از این باب دیدم) به نظر بنده پیام خاص یا هنر ویژه ای در این فیلم نبود.

L' Avventura : فیلم سعی کرده که تعادل میان عشق و اخلاق را به تصویر بکشد ولی علی رغم ظاهر فیلم، به نظر من آنچه در این فیلم پیروز می شود، هیچ یک از این دو نیست بلکه شهوتی است که ماسک عشق و اخلاق به خود زده است.

Guns for San Sebastian : برای چندمین بار آن را دیدم و باز هم خواهم دید. آقای تبریزی فیلم مارمولک را گویا از روی این فیلم ساخته است ولی ای کاش علاوه بر گرته برداری ظاهری، گرته برداری معنایی هم می کرد. خداوند آنتونی کویین را رحمت کند که حقیقتا وقتی در هر نقشی ظاهر می شود، نقش را زنده می کند. بازی اش در گوژپشت نوتردام هیچگاه از ذهنم پاک نمی شود. در این فیلم، او دزدی است که در لباس کشیش در می آید و مردم او را یک کشیش واقعی می پندارند ... اما در پایان فیلم بر خلاف  فیلم مارمولک، آنچه در ذهن ها باقی می ماند قدرت اثر گذاری دین واقعی و صلابت مبلغان حقیقی است که با عمل و نه صرفا با الفاظ مردم را به سوی رشاد راهنمایی می کنند و برتری شان نسبت به مبلغان دروغینی است که اهل زر و تزویرند.

Lost : چهار قسمت از این سریال را دیدم. گویا پر بیننده ترین سریال دنیا شده. لااقل برای آشنایی با ذائقه امروز مردم دنیا باید آن را دید. البته سریال کایل با ذائقه شخصی من بیشتر هماهنگی داشت. (برای همین یک بار از سر شب تا صبح نشستم و 12 قسمتش را پشت سر هم دیدم)

Baraka : مستندی است که شبکه بی بی سی در مورد ادیان درست کرده. خیلی خوب بود و به دیدنش می ارزید. البته برای بینندگان عادی کسالت آورد است. نتیجه ای که در نهایت گرفت بسیار عالی بود.

The Silence of the Lambs : برای دومین بار آن را دیدم. فیلمی که عده ای آن را فیمینیستی و عده ای ضد فیمینیستی می دانند. به هر حال فیلمی است که با تدبیر ساخته شده و قابل تامل است و اثر بلند مدتی روی بیننده می گذارد.

Gospel According to saint Matthew : فیلمی سیاه و سفید از داستان حضرت عیسی به روایت انجیل متی. از آنجا که دیالوگ هایش نه برداشت آزاد بلکه عین متن انجیل است، خوب است. قبلا حضرت عیسی به روایت مرقس که چند سال پیش ساخته شده را دیدم اما این فیلم درعین قدیمی بودن، به گمانم حضرت عیسی را بهتر ترسیم کرده بود.

Cleopatra : فیلمی که نام فیلم برای آن کوچک است. داستانی از فراز و فرود شکوهمند زنی که سلطنت بر کشور و قلب معشوقش را توأمان می خواهد. نمی دانم کسانی که سریال حضرت یوسف را ساخته اند ومصر را بسان ده کوره ای ترسیم کرده اند، آیا این فیلم و عظمت آن مصری که در این فیلم به تصویر کشیده شده را ندیده اند و به قول آن سردار رومی توجه نکرده اند که می گوید: این ها چه قومی هستند که سم هایشان هم بوی عطر می دهد.

...

دوستانی که اهل فیلم های فلسفی و تاریخی و معناگرا هستند و فیلم های با مفهوم و عمیقی از این دست سراغ دارند، لطفا معرفی کنند تا سر فرصت ببینم.

راستی ... آیا رسته ای به نام فیلم های هرمنوتیکی هم داریم؟

+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در 88/01/15 و ساعت 4:55 |

هرمنوتیک از دو جهت تفکر دینی را تحت تاثیر قرار می‏دهد و مسائل و پرسش‏های جدیدی را پیش روی آن می‏نهد :

1. پاره‏ای از مباحث هرمنوتیک، معطوف به تفکر فلسفی درباره فهم به طور مطلق و صرف نظر از فهم در زمینه خاص است. در این گونه تأملات، در باب ماهیت فهم و شرایط وجودی حصول آن و ویژگی‏های اصلی‏اش، قضاوت‌ها و احکام عامی درباره مطلق فهم صادر می‏شود که دامنه آن معرفت دینی و فهم و تفسیر متون دینی را نیز در بر گیرد و در نتیجه با مباحث معرفت دینی پیوند ایجاد می‏کند.
2. ادیان ابراهیمی (اسلام، مسیحیت و یهودیت) مبتنی بر وحی و کلام الهی‏اند و این امر سبب آن است که این ادیان در ابعاد مختلف از متون دینی و تفسیر و فهم آنها، تاثیرپذیرند. این پیوند عمیق میان فرهنگ دینی و مقوله تفسیر متون دینی، موجب آن است که ارائه نظریات نو در زمینه تفسیر و فهم متون، شیوه رایج و مقبول تفسیر متن را به چالش بکشد و عالمان دینی را با پرسش‌های جدید رو به رو سازد و بر مقوله معرفت دینی تاثیر بگذارد.

اندیشه دینی ما متن محور است. قرآن و حدیث به عنوان دو منبع اصلی دین، از سنخ متن‏اند و تبعاً هرگونه تحول در نظریات مربوط به فهم متن می‏تواند فهم ما از این منابع را دست‏خوش تغییر کند. هرمنوتیک نیز علی‌رغم چرخش‏های فراوانی که در قلمرو و اهدافش صورت گرفته، همواره به مقوله فهم متن اهتمام داشته و تعامل آن با دیگر شاخه‏های معرفتی نیز مرهون همین توجهات بوده است.
در حوزه تمدن اسلامی به مرور زمان، سه نگرش غیرانتقادی و دو نگرش انتقادی نسبت به متن شکل گرفته است که شرح آن مجال دیگری می طلبد.

علی‌رغم این توصیف‌ها باید دانست که هرمنوتیک نه به قصد براندازی برداشت سنتی از متن بلکه به انگیزه‏ نجات آن پدید آمده است و آنچه که برانگیزاننده‏ آن بود، بحران معنایی پدید آمده در دوران گذار به عصر جدید به ویژه در زمینه دین بود. در چنین فضایی، هرمنوتیک برای میانجی‏گری میان متن دیروزین و خواننده امروزین پا به عرصه نهاد. همین مطلب کافی است تا به ضرورت و اهمیت هرمنوتیک در عرصه دین‏پژوهی امروز پی بریم. علاوه بر این، عده‏ای از دین‏پژوهان و روشنفکران جهان اسلام با استفاده ابزاری از برخی آموزه‏های هرمنوتیک و ارائه دیدگاه‌های جدیدی در عرصه دین،‏ زمینه شکل‌گیری گفتمان‌های تازه‌ای را در عرصه دین‌پژوهی تدارک دیدند و سؤالات جدیدی را مطرح کردند. همین امر، انجام مطالعات تطبیقی و نسبت‏سنجی و راست‏آزمایی آن اصول و آموزه‏ها بر اساس مبانی فکری اندیشمندان اسلامی را از یک مشغولیت علمی به یک رسالت دینی تبدیل کرده است. از این رو برخی بر آن‏اند که تعامل و چالش با مباحث این شاخه معرفتی نیاز مبرم دانشوران حوزه و دانشگاه است؛ به ویژه کسانی که به مقوله و فهم متون و تامل فلسفی درباره ماهیت فهم و تفسیر علاقه‏مندند. هرمنوتیک نیز مانند بسیاری از دانش‌ها دربردارنده مکاتب و گرایش‌هایی گوناگون است که تخالفشان گاه به مرز تضاد می رسد. با وجود این، آگاهی از مهمترین مشرب‌های هرمنوتیکی، به رشد و بالندگی پاره‏ای از مباحث رایج در فضای عمومی کشور و حوزه‏های علمیه کمکی شایان خواهد کرد.

در قلمرو علوم اسلامی، دانش مستقل و رشته علمی جداگانه‏ای که متکفل بررسی مسائل هرمنوتیک باشد وجود ندارد ولی در شاخه‏های مخلتف علوم اسلامی نظیر تفسیر، حدیث، فقه و اصول، فلسفه و کلام، ادبیات و... مطالبی وجود دارد که هر چند نام هرمنوتیک بر آن ننهاده‏اند اما متناظر با مباحث هرمنوتیکی است.


نوای ایام:

به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم ... شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم

+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در 88/01/11 و ساعت 14:49 |

عید امسال به همراه خانواده مسافرتی چند روزه به گناباد و بیدخت داشتیم. گناباد به همراه کرمان و کرمانشاه، سه مرکز اصلی دراویش و صوفیه در کشورند. منزل میزبانمان مجاور مکانی معروف به مزار بود که مدفن بزرگان فرقه فقراء و دراویش نعمت اللهیه است. جایی که جناب سلطان علی شاه گنابادی، صاحب تفسیر عرفانی بیان السعادة و چند تن دیگر از سر سلسله داران این فرقه مدفون اند.

بنده از گذشته با آثار عرفانی و کتب صوفیه آشنایی داشتم و سری به خانقاه ها زده و با برخی از آنها گفتگوهایی کرده بودم اما این سفر فرصت مغتنمی بود که در میان انبوهی از این افراد که همراه با خانواده هایشان از اقصی نقاط ایران در این مزار گرد آمده بودند، باشم و با عالم و عامی شان به گپ و گفتگو بنشینم و از همه مهمتر اینکه مرام و سیره عملی شان در زندگی و نحوه تعاملات خانوادگی شان را ببینم و در پای صحبت پیرمردان و پیرزنان، خاطراتی از سلوک اخلاقی اقطاب و مرشدان گذشته شان بشنوم و برخی از مرام نامه ها و کتابهای خاصشان را بخوانم.

ساعاتی که وارد مزار می شدم مدام این ابیات جناب سایه خطاب به استاد لطفی در گوشم طنین انداز می شد:

خدای را چو رفیقان نیمه راه مرو ...................... تو نور دیده مایی به هر نگاه مرو

تو را که چون جگر غنچه جان گلرنگ است ... به جمع جامه سپیدان دل سیاه مرو

به زیر خرقه رنگین چه دام ها دارند ............. تو مرغ زیرکی ای جان به خانقاه مرو

مباد کز در میخانه روی بر تابی ....................... تو تاب توبه نداری به اشتباه مرو

ولی باید اذعان کنم علی رغم تصورات پیشین، در آنچه دیدم و شنیدم و خواندم ایرادات چندانی که مستحق آنگونه سب و لعن هایی باشد که برخی کسان نثارشان می کنند، ندیدم. هر چند ظرافت و عمق آنچنانی هم در آراء و آدابشان نیافتم. البته بنده هم از برخی کارهای خلاف شرع عده ای درویش مآب مطلعم اما آنچه ما در این چند روز اندک از این جماعت دیدیم با آنچه در آن سی دی ها و کتاب ها آورده اند، تفاوت آشکاری داشت. 

هر چند هیچ چیز به زیبایی روی گشاده و سخنان لبریز از محبت و اشکهای هنگام بدرقه میزبان عزیزمان نبود اما در دیدن اماکن تاریخی هم حظ بصری بود. دیگر اماکنی که دیدیم امام زاده محمد عابد، آبشار کاخک، قلعه دختر (انگار دو چیز از اجزاء لاینفک هر دشت و آبادی در ایران ماست: 1. امام زاده 2. قلعه ای به نام قلعه دختر)، مسجد جامع قصبه، موزه مردم شناسی، آب انبارها و قنات مشهور گناباد بود. بنده در سال 1377 مقاله ای در مورد قنات و نیز قنات گناباد نوشته بودم ولی امسال برای اولین بار آن را از نزدیک دیدم. ابهت این شاهکار بشری زمانی آشکار می شود که بدانید چگونه 2500 سال قبل در عمق 300 متری زمین کانالی به طول ده ها کیلومتر و با شیب حدود 1 درجه کنده اند. وقتی در دالانهای باریک و تاریک و نمناک این تونل ها، زیر خروارها خاک قدم برمی داری بیش از هر زمان به یاد قبر و به یاد مرگ می افتی و وقتی می بینی آن مردمان برای به دست آوردن قطره ای آب، چه رنج ها برده اند و چه سختی ها کشیده اند، معنای حیات را بیشتر و بهتر درک می کنی.

+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در 88/01/06 و ساعت 18:11 |
12 or 24 hours timer