تبليغاتX
هرمنوتیک - چند کلمه قصار در باب هرمنوتیک

عده اي از دوستان مي پرسند كه چرا مدتي ست مطلبي از خودم پيرامون هرمنوتيك در اين وبلاگ ارائه نمي دهم؟ ... چه بگويم ... !؟ 

         داني كه چنگ و عود چه تقرير مي كنند؟                پنهان خوريد باده كه تكفير مي كنند

         بازار عشق و رونق عشاق مي برند                       منع جوان و سرزنش پير مي كنند

         گويند رمز عشق مگوييد و مشنويد                        مشكل حكايتي ست كه تقريري مي كنند

 

وقتي طومار ندانسته ها و نياموخته ها جلو چشمانم صف مي كشند و انبوه ماحصل انديشه ها را مشاهده مي كنم و نقصان نوشته هاي پر طمطراقي را مي بينم كه يا از پيشينه موضوع بحثشان بي خبرند و يا جوانب آن را نسنجيده اند يا ازملزومات آنچه مي گويند بي خبرند و يا عملا بدان پايبند نيستند و خصوصا و خصوصا و خصوصا پيش فرضها و پيش فهم ها و پيش ديدهاي بيشماري  كه جاي بسي ان قلت دارد را تاقي به قبول كرده اند و در عين اينكه فرموده هايشان را بر ليت و لعل استوار ساخته اند، باد تجاهل به غبغب يقين مي دمند، ديگر نه جرأت و جسارت و نه حال و نوال نوشتن برايم مي ماند.

 

           مهم نيست كه چقدر بنويسيم. مهم اين است كه بعدها چقدر از ما بنويسند.

                            به عبارت دیگر، سعی کنیم مثل این تصویر باشیم:

                                                  

اميدوارم پس از دفاع از پايان نامه ام «بررسي تطبيقي مباني روش هاي تفسير قرآن و انگاره هاي هرمنوتيك كلاسيك» در پايان تابستان جاري، بخش هايي از آن خود نوشت ها را به صورت سلسله وار در اين وبگاه عرضه مي كنم.

اما در اين مجال جهت خالي نبودن عريضه و اجابت امر دوستان، چند جمله از برداشتهاي خودم را ضميمه مي كنم:

 

- هرمنوتيك ، فهم فهم است لذا هيچ فاهم و فاعل شناسايي كه به نوعي در پي فهم – چه سويژكتيو و چه ابژكتيو-  است، بي نياز از هرمنوتيك نيست. هر جا كه "فهم" حضور دارد، هرمنوتيك بروز دارد.

 

- همان طور كه كانت فلسفه را از هستي شناسي به سوي معرفت شناسي برد، هرمنوتيك نيز آن را از شناخت متعلقات فهم به سوي شناخت خود فهم سوق داد. بي گمان تشابهي كه ديلتاي ميان كانت و شلايرماخر در افکنده، برقرار است.

 

- هرمنوتيك علمي آلي و نه غايي است.  

 

- سؤالي كه بتي از گادامر كرده را چنين پاسخ مي دهم: هرمنوتيك از پيش خود، بايدي تحميل نمي كند بلكه بايستگيهاي فهم را كشف و عرضه مي نمايد.

 

 - عدم  توجه پديدار شناسانه به هرمنوتيك و نيز حصر  آن در هرمنوتيك  فلسفي هيدگر و  گادامر  و تصور تساوي آن با نسبي گرايي ، آفتي است كه از جهل عالمان برخاسته و دامان جاهلان را گرفته.

- همان طور كه ريكور گفته: "هرمنوتيك، چهار راه انديشه معاصر است."

 

- اساسا هرمنوتيك در بدو پيدايش براي فهم متون مقدس پي ريزي شد.  به كار گيري هرمنوتيك در متون مقدس نه تنها ممكن بلكه لازم است. بي شك اهتمام به اين مهم، ملزومات ويژه اي دارد. اين ملزومات در مورد قرآن (با اين پيش فرض كه لفظ و معناي آن از جانب خداست) صورت خاصي پيدا مي كند هر چند نمي توان اين پيش فرض را دستمايه خروج آن قواعد كلي حاكم بر فهم متون دانست همچنانكه در علم اصول فقه نيز از قواعد حاكم بر تخاطب هاي بشري نظير حجيت ظواهر و تبادر ذهني جهت فهم كلام الهي استفاده مي كنند.

 

- هرمنوتيك نمي خواهد الزاما مفسر را از داشتن پيش فرض هاي درون ديني و برون ديني محروم كند بلكه مي خواهد تبعات مثبت و منفي آن پيش فرض ها و ملزومات تمسك به آن پيش فرض ها را را نشان داده و نقش آنها در انتاج نتيجه و ميزان هم خواني مواد خام فكري و روش هاي استنتاج و نتايج حاصله  را با هم و با اسلوب هاي ساختاري فاهمه بشري را بسنجد.

 

- هرمنوتيك چيزي است كه تصورش تصديقش را در پي دارد و مخالفتهايي كه از اطراف و اكناف صورت مي گيرد به دليل عدم تلقي صحيح و تصور درست از مقوله هرمنوتيك است.

+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در 87/04/07 و ساعت 17:10 |
12 or 24 hours timer