هرمس و هرمنوتیک علاوه بر ریشه لغوی مشترک، دارای پیوندهای قویم تاریخی با یکدیگر هستند. به گونه ای که برای فهم مفهوم هرمنوتیک و بار معنایی که در گذر اعصار به خود گرفته بایستی به عقاید و باورهایی که بر گرد هرمس هاله افکنده توجه نمود. بیشتر پژوهشگران تنها به جستجوی ریشه این باورها در میان اساطیر یونان باستان بسنده کردند و یونانی زدگی این مباحث سبب شده که به ریشه های حِکمی و دینی آنها توجه شایسته و بایسته مبذول ندارند.
برای هرمس مصادیقی بر شمرده اند که اجمالا از این قرار است:
1- طاط یا توت یا تاهوتی در میان مصریان
2- اخنوخ نزد یهودیان
3- هوشنگ در میان ایرانیان باستان
4- ادریس و الیاس در نزد مسلمانان
5- بوذاسف یا بودا در خاور دور
6- اورمزد نزد مردمان شرق نزدیک
7- اننجهد در برخی متون کهن ایران باستان
8- ارمس یا عطارد در نزد صابئین
تنوع این مصادیق باعث شده که برخی قائل به تعدد هرمس ها شده و از هرمس الهرامسه سخن به میان آورند.

در یک برآیند کلی می توان تجلی هرمس را در سه ساحت حکمت، ادبیات، ادیان مورد بررسی قرار داد. در عرصه ادبیات، هومر را می بینیم که در منظومه های ایلیاد و اُدیسه، هرمس را در نقش تاریخی اش یعنی پیام رسانی و آگاهی بخشی تصویر می کند. در اشعار خاقانی و عنصری و ادیب الممالک فراهانی و ناصر خسرو و نظامی و جامی و ... نیز از هرمس سخن به میان آمده است. تصویر هرمس درآیینه ادب پارسی، عمدتاً تحت تأثیر باورهای یونانی و در پاره ای موارد، متأثر از اعتقادات دینی است.
ناصر خسرو اختراع موسیقی را به او نسبت می دهد:
گهی اقسام موسیقی که هرمس پدید آورد بر الحان دیگر
و از آنجا که او را معدن علم و حکمت می دانستند، خاقانی در توصیف ممدوح خود می گوید:
از علمش داده دهر محدث یک ثلث به هرمس مقدس
نظامی او را دروازه دانش ایزدی معرفی می کند:
در آن داوری هرمس تیز مغز به حق گفت اندیشه ای داشت نغز
چنان عهد بستند با یکدگر که چون هرمس از کان برآمد گهر
چو هرمس سخن گفتن آغاز کرد در ِ دانش ِ ایزدی باز کرد
وی در اقبال نامه بابی تحت عنوان "انکار کردن هفتاد حکیم، سخن هرمس را و هلاک شده ایشان" می گشاید و همچون سایر اندیشمندان پارسی سرا، او را یکی از هفت حکیم بزرگ و بنیان گذار علم و حکمت بر می شمارد:
از آن فیلسوف گزین کرد هفت که بر خاطر کس خطایی نرفت
ارسطو که بُد مملکت را وزیر بلیناس برنا و سقراط پیر
فلاطون و الیس و فرفوریوس که روح القدس کردشان دست بوس
همان هفتمین هرمس نیک رای که بر هفتمین آسمان کرد جای
اما در عرصه حکمت، شیخ اشراق، شهاب الدین سهروردی، را می بینیم که در کتاب المشارع و المطارحات، سلسله ای از حکماء را نام می برد که از هرمس آغاز شده و به موازات هم در ایران و یونان ...
ادامه این نوشتار در پست های بعدی خواهد آمد ...
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
الان که مشغول تایپ و قرار دادن این متن در وبلاگ هستم، دخترم کنارم نشسته و با اصرار زیاد از من می خواهد که جمله ای را که امروز در مهد کودک یاد گرفته در وبلاگم بنویسم. هر چه از او خواسته ام که این جمله را در وبلاگ خودش برایش بنویسم، قبول نکرده و می فرماید که می خوام تو ولباگ (دقیقا با همین تلفظ) بابایی باشه. جمله ایشان این است: "من نبودم دستم بود، تقصیر منقارم بود." کشف ارتباط این جمله با هرمس و هرمنوتیک به عهده خودتان.

