استاد ملکیان ضمن مصاحبه ای در مورد روشنفکری دینی، اشاره ای به دیدگاه تفسیری محي الدين بنعربي کرده و چنین گفته است:
«محی الدین بن عربی از استاد خودش نقل ميكند كه از او پرسيدند مريد كيست و پاسخ داد كه: مريد آن كسي است كه هر چه دلش بخواهد را از قرآن بيرون ميكشد. به نظر من روشنفكران ديني ما نيز بدين مفهوم هستند. آنها آنچه را كه از مدرنيته ميپسندند از دل قرآن و روايات استخراج ميكنند. به نظر من اين كار تصنعي و متكلفانه و با زير پا گذاشتن اصول تفسير صورت ميگيرد.»
بنده قصد رد و تایید نظر ایشان در مورد روشنفکری دینی را ندارم بلکه سخنم در مورد جمله ای است که ایشان به ابن عربی و استادش نسبت داده است.
در این روزها مشغول تدوین رساله ام هستم و به تبع بحث در مورد روش های تفسیری و آرای هرمنوتیکی، چند صفحه ای را هم به شرح مبانی تفسیری ابن عربی اختصاص دارم و اتفاقا آن سخن ابن عربی که استاد ملکیان نقل کرده را نیز آوردهام اما برداشتم از سخن ابن عربی با آنچه ایشان گفته، تفاوت دارد.
خلاصه مطالب بنده در مورد جایگاه قرآن در نزد ابن عربی و دیدگاه او در پیرامون مراتب فهم قرآن چنین است:
ابن عربي نگاهي عرفاني به قرآن دارد. او قرآن را تجلي انسان كامل يعني پيامبر و پيامبر را نيز تجلي خدا ميبيند چنان كه قرآن را كتاب جامع ميداند كه از سوي الله كه اسم جامع است بر انسان جامع يعني محمد نازل شده و هر يك آينه ديگري است.
به عقيده ابن عربي فهم قرآن و مضمون آن معرفتي الهي است و نصّ قرآن عين علم خداوند است كه هيچ چيز بر او پوشيده نيست. از اين رو نه تنها قرآن را مشتمل بر علم ما كان و ما يكون ميداند بلكه يكي از نشانههاي رسيدن به حقيقت سلوك را فهم اين واقعيت و يافتن پاسخ تمامي سئوالات سالك از قرآن بر ميشمارد و در الفتوحات المكيه، ج2، ص 93 به نقل از شيخ ابومدين مينويسد:
«لايكون المريد مريداً حتي يجد في القرآن كل ما يريد»
و اضافه می کند:
«كل كلام لايكون له هذا العموم فليس بقرآن.»
ابن عربي اين ويژگيها را مخصوص قرآن ميداند و در مقام مقايسه آن با ساير صحف آسماني ميگويد:
«قرآن كتابي از جمله كتابهاست جز اين كه داراي جامعيت است درحالي كه ساير كتب چنين نيستند... قرآن ام الكتاب است كه همه كتابهاي نازله از آن خارج شده و به زبانهاي گوناگون بيان گشتهاند.»
به عقيد ابن عربي، خدا در قرآن ظاهر شده است بنابراين، همان طور كه خدا اسما وصفات و شؤون گوناگون دارد و بر هر فردي به يك يا چند اسم تجلي ميكند، قرآن نيز كه تجلي خداست، نوع ظهورش نسبت به افراد مختلف فرق ميكند، و آيات آن به تنوع افراد، متنوع ميشود. پس معناي ظاهر ممكن است به حسب اشخاص و بسته به درجه فهم آنان، متفاوت باشد. ممكن است معنايي براي يك شخص ظاهر باشد، ولي براي ديگري پنهان و باطن باقي بماند. همان طور كه هركس در آينه هستي نگاه كند خود را در آن ميبيند، هر آن كس نيز كه به آينه قرآن بنگرد خود واحوالات خويش را در آن نظاره ميكند.
بنابراين، آينه قرآن بسته به حال و مقام هر فرد، چيزي را براي او ظاهر ميكند كه با ظهوري كه براي ديگران رخ ميدهد، متفاوت است، و حتي همين شخص ممكن است در حال و يا مقامي ديگر، معنايي ديگر برايش ظاهر شود.
اینک اضافه می کنم:
به نظر می رسد که مراد ابن عربی و ابو مدین آن طور که استاد ملکیان گفته اند، نیست بلکه مرادشان این است که فرد باید به درجه ای از معرفة الله و بصیرتی در دین رسیده باشد که بتواند پاسخ تمامی سوال هایش را در قرآن بیابد و آیات قرآن را هستی مکتوب و جهان هستی را قرآن گشوده ببیند.
یکی از وجود بارز ائمه اطهار نیز همین است. امام باقر و صادق(ع) بارها و بارها به اصحاب می فرمودند که هر آنچه به شما می گویم ، بپرسید که از کدام آیه فهمیده ام تا به شما بگویم. بسیاری از مفسران در تفسیر آیه: تبیانا لکل شیء و آیه: لا رطب و لا یابس الا فی کتاب و آیه: ما فرطنا فی الکتاب من شیء و آیه و کل شیء احصیناه فی امام مبین و ... به این مطلب اشاره کردهاند و گفته اند که قرآن مشتمل بر علم ماکان و مایکون است ولی آن را نه هر کس بلکه تنها کسانی که به درجات معرفتی والایی رسیده اند درک می کنند. حضرت امیر (ع) نیز در چند جای نهج البلاغه قریب به همین مضمون را آورده اند.
اگر عمری و حالی و مجالی بود، مطالبی را از مآخذ استخراج کرده و مطلب کنونی را منقح و پالوده می کنم و تقدیم می دارم و گر نه از دوستی عزیز که پیشتر نیز مقاله ای در رد سخنان استاد ملکیان در شب شعر ابن عربی نوشته و مبنای ابن عربی شناسی ایشان را رد کرده بود استدعا خواهم کرد که مطلبی در پاسخ به استاد ملکیان (که گویا اخیرا رد آراء ابن عربی را ترجیع بند همه سخنرانی هایشان کرده اند!!!) بنویسد.

