از مدتی قبل درفکر ترجمه کتابی پیرامون هرمنوتیک بودم. هدفم این بود که کتابی مختصر و مفید و معطوف به مخاطب عام باشد و اهم مباحث هرمنوتیک و دیدگاههای نحلههای مختلف هرمنوتیکی را در بر بگیرد تا تصور غلط از هرمنوتیک در اذهان صاحب قلمان اندکی تعدیل شود. در گشت و گذاری که میان کتابها داشتم و طی مشورتهایی که کردم به این نتیجه رسیدم که مقدمه مبسوط کتاب the hermeneutic reader که به دست Kurt Muller Volmer تدوین شده، برای این منظور مفید است. قرار شد که کار ترجمه را مشترکاً با یکی از دوستان که استاد زبان است، انجام دهیم و با یکی دیگر از دوستان ناشر هم صحبت کردیم و قرار شد که کار هر چه سریعتر انجام شود تا کتاب به نمایشگاه تهران برسد.
وقتی خواستیم ترجمه را شروع کنیم بنده به دوستم گفتم که ترجمه بعضی تک جملههای این کتاب در کتاب «منطق و مبحث علم هرمنوتیک» دیدهام. وقتی نگاه دقیقتری افکندیم، دیافتیم که حدود نیمی از این مقدمه، در این کتاب ترجمه شده است در حالی که نویسنده در مقدمه گفته که صرفا از این کتاب استفاده زیادی کرده و نه تنها اشاره نکرده که حدود50 صفحه از کتابش را بدون دادن ارجاع، عیناً از کتاب دیگری ترجمه کرده است و نه تألیف، بلکه در مقدمهاش نوشته است: «این کتاب در اصل رساله دکتری این حقیر در رشته فلسفه دانشگاه تهران است.»
در بخش های مربوط به هایدگر و گادامر نیز بیش از آنچه بتوان نام آن را صرفا استفاده گذارد، مطالبی از کتاب پالمر نقل کرده است.
متأسفانه چنین کارهایی در میان نویسندگان ما بیش از آنچه تصور می شود، شیوع دارد و گاهاً توسط اساتید نامور هم صورت می گیرد. این امر، چهره علم در این مرز و بوم را مخدوش می کند. وقتی اساتید دست به چنین کارهایی می زنند چگونه می توانند روح علم را در دانشجویان خود بدمند؟

