هرمنوتیک از دو جهت تفکر دینی را تحت تاثیر قرار میدهد و مسائل و پرسشهای جدیدی را پیش روی آن مینهد :
1. پارهای از مباحث هرمنوتیک، معطوف به تفکر فلسفی درباره فهم به طور مطلق و صرف نظر از فهم در زمینه خاص است. در این گونه تأملات، در باب ماهیت فهم و شرایط وجودی حصول آن و ویژگیهای اصلیاش، قضاوتها و احکام عامی درباره مطلق فهم صادر میشود که دامنه آن معرفت دینی و فهم و تفسیر متون دینی را نیز در بر گیرد و در نتیجه با مباحث معرفت دینی پیوند ایجاد میکند.
2. ادیان ابراهیمی (اسلام، مسیحیت و یهودیت) مبتنی بر وحی و کلام الهیاند و این امر سبب آن است که این ادیان در ابعاد مختلف از متون دینی و تفسیر و فهم آنها، تاثیرپذیرند. این پیوند عمیق میان فرهنگ دینی و مقوله تفسیر متون دینی، موجب آن است که ارائه نظریات نو در زمینه تفسیر و فهم متون، شیوه رایج و مقبول تفسیر متن را به چالش بکشد و عالمان دینی را با پرسشهای جدید رو به رو سازد و بر مقوله معرفت دینی تاثیر بگذارد.
اندیشه دینی ما متن محور است. قرآن و حدیث به عنوان دو منبع اصلی دین، از سنخ متناند و تبعاً هرگونه تحول در نظریات مربوط به فهم متن میتواند فهم ما از این منابع را دستخوش تغییر کند. هرمنوتیک نیز علیرغم چرخشهای فراوانی که در قلمرو و اهدافش صورت گرفته، همواره به مقوله فهم متن اهتمام داشته و تعامل آن با دیگر شاخههای معرفتی نیز مرهون همین توجهات بوده است.
در حوزه تمدن اسلامی به مرور زمان، سه نگرش غیرانتقادی و دو نگرش انتقادی نسبت به متن شکل گرفته است که شرح آن مجال دیگری می طلبد.
علیرغم این توصیفها باید دانست که هرمنوتیک نه به قصد براندازی برداشت سنتی از متن بلکه به انگیزه نجات آن پدید آمده است و آنچه که برانگیزاننده آن بود، بحران معنایی پدید آمده در دوران گذار به عصر جدید به ویژه در زمینه دین بود. در چنین فضایی، هرمنوتیک برای میانجیگری میان متن دیروزین و خواننده امروزین پا به عرصه نهاد. همین مطلب کافی است تا به ضرورت و اهمیت هرمنوتیک در عرصه دینپژوهی امروز پی بریم. علاوه بر این، عدهای از دینپژوهان و روشنفکران جهان اسلام با استفاده ابزاری از برخی آموزههای هرمنوتیک و ارائه دیدگاههای جدیدی در عرصه دین، زمینه شکلگیری گفتمانهای تازهای را در عرصه دینپژوهی تدارک دیدند و سؤالات جدیدی را مطرح کردند. همین امر، انجام مطالعات تطبیقی و نسبتسنجی و راستآزمایی آن اصول و آموزهها بر اساس مبانی فکری اندیشمندان اسلامی را از یک مشغولیت علمی به یک رسالت دینی تبدیل کرده است. از این رو برخی بر آناند که تعامل و چالش با مباحث این شاخه معرفتی نیاز مبرم دانشوران حوزه و دانشگاه است؛ به ویژه کسانی که به مقوله و فهم متون و تامل فلسفی درباره ماهیت فهم و تفسیر علاقهمندند. هرمنوتیک نیز مانند بسیاری از دانشها دربردارنده مکاتب و گرایشهایی گوناگون است که تخالفشان گاه به مرز تضاد می رسد. با وجود این، آگاهی از مهمترین مشربهای هرمنوتیکی، به رشد و بالندگی پارهای از مباحث رایج در فضای عمومی کشور و حوزههای علمیه کمکی شایان خواهد کرد.
در قلمرو علوم اسلامی، دانش مستقل و رشته علمی جداگانهای که متکفل بررسی مسائل هرمنوتیک باشد وجود ندارد ولی در شاخههای مخلتف علوم اسلامی نظیر تفسیر، حدیث، فقه و اصول، فلسفه و کلام، ادبیات و... مطالبی وجود دارد که هر چند نام هرمنوتیک بر آن ننهادهاند اما متناظر با مباحث هرمنوتیکی است.
نوای ایام:
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم ... شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم
