تبليغاتX
هرمنوتیک - چند فیلم در چند جمله

یکی از مشغولیت هایی که نه البته برای تفریح بلکه به عنوان یک مقوله درس آموز و هنر مدرن دنبال می کنم و در مطالعات و مباحثم پیرامون هنر تطبیقی از آن بهره می گیرم، فیلم و سینماست. البته با توجه به وجود خبرگان فراوان این فن، امثال بنده، حتی آماتور هم محسوب نمی شویم. از حدود یک سال و نیم پیش، در حد خود و طی مشورت با دوستان اهل فن، شروع به جمع آوری آرشیوی از فیلم های برتر تاریخ سینما و نیز فیلم های معنا گرا و فلسفی کردم (تا کنون حدود 500 فیلم) و در ایام تعطیلات، تعدادی از آنها را می بینم و سری به مباحث نقد فیلم می زنم. نوروز امسال هم مجالی دست داد تا  فیلم هایی ببینم که نام تعدادی از آنها را همراه با چند جمله در شرح آن می نویسم:

Concubine : از فیلم های عمیق چینی و جزء بهترین فیلم هایی است که در این مدت دیدم. هر چند بر محور افسانه ای است اما افسانه نیست بلکه پیوند حقیقت و واقعیت است. این فیلم، لایه های متعددی دارد که جز با چند بار دیدن و تامل کردن مکشوف نمی شود. آن را جز با دیگر فیلم های پر مغز و معنای آسیای زرد مانند: قهرمان و خاطرات گیشا و نفرین گلهای طلایی و ... نمی توان مقایسه کرد.

Run Lola Run : فیلمی قدیمی، ساده و با ضعف هایی زیاد است. می خواهد قدرت عشقی خالصانه را نشان دهد اما به درستی از عهده اش بر نمی آید. اساسا روحیه کلاسیک و خشک آلمانی با این مقولات سازگار نیست.

When Neitceche Wept : این فیلم را برای دومین بار دیدم. برشی آزاد از زندگی نیچه است. البته با آنچه در زندگی نامه اونوشته اند متفاوت است. در واقع نمی خواهد زندگی حقیقی او را به تصویر بکشد بلکه می خواهد با یک تلقی مثبت، نتایجی از کاربست فلسفه او را در زندگی خودش و دیگران بنمایاند. البته ...

Weeping Meadow : فیلمی یونانی و بسیار اخلاقی که برایش زحمت بسیاری کشیده شده. نقاط قوت بسیار زیاد در کنار نقاط ضعف نه چندان کم، در این فیلم خودنمایی می کند. صحنه کشیدن نخ بافتنی ناتمام در هنگام وداع بی نهایت زیبا بود.

A short film about Love : از فیلمهای مشهور فلسفی است. البته باید گفت این یک فیلم نیست بلکه یک فیلم نامه مصور است و در عین اینکه بسیار پر مفهوم است اما از تکنیک های سینمایی و هنرنمایی های بازیگران در آن خبری نیست. وقتی یکی از دوستان گفت که آقای مستور کتاب چند روایت معتبر را از روی این فیلم نوشته است اصلا تعجب نکردم ... خنده ام گرفت.

Scare Face : از دیدنش پشیمان شدم. از حیث تکنیکی خوب بود اما عاری از از مفاهیم و احساساتی عمیق بود. به هر حال ما در سینما دنبال چیزهای غیر از نمای ماشین ها و خانه های لوکس و هفت تیر کشی هستیم.

The Island of Dr.Moreau : یک فیلم روان و بر خلاف ظاهرش، کم فراز و نشیب بود. برای زمانی که ساخته شد خیلی عالی بود ولی الان دیگر سخن چندانی برای گفتن ندارد.

Doktor schiwago : فیلم عمیقی بود و به خوبی توانست مسائل سیاسی و عاطفی را با هم ممزوج کند و سر انجام شخصیت ها را بنمایاند. افسوس فیلم هایی که علیه کمونیست ساخته می شود، همه یک چیز را روایت می کنند و زوایای پنهان مانده آن را نمی شکافند.

The Chase : فیلمی که بخشی از گذار امریکا از  دوران کابوی ها به دوران کارتل های نفتی را نشان می دهد. (لااقل من این فیلم را از این باب دیدم) به نظر بنده پیام خاص یا هنر ویژه ای در این فیلم نبود.

L' Avventura : فیلم سعی کرده که تعادل میان عشق و اخلاق را به تصویر بکشد ولی علی رغم ظاهر فیلم، به نظر من آنچه در این فیلم پیروز می شود، هیچ یک از این دو نیست بلکه شهوتی است که ماسک عشق و اخلاق به خود زده است.

Guns for San Sebastian : برای چندمین بار آن را دیدم و باز هم خواهم دید. آقای تبریزی فیلم مارمولک را گویا از روی این فیلم ساخته است ولی ای کاش علاوه بر گرته برداری ظاهری، گرته برداری معنایی هم می کرد. خداوند آنتونی کویین را رحمت کند که حقیقتا وقتی در هر نقشی ظاهر می شود، نقش را زنده می کند. بازی اش در گوژپشت نوتردام هیچگاه از ذهنم پاک نمی شود. در این فیلم، او دزدی است که در لباس کشیش در می آید و مردم او را یک کشیش واقعی می پندارند ... اما در پایان فیلم بر خلاف  فیلم مارمولک، آنچه در ذهن ها باقی می ماند قدرت اثر گذاری دین واقعی و صلابت مبلغان حقیقی است که با عمل و نه صرفا با الفاظ مردم را به سوی رشاد راهنمایی می کنند و برتری شان نسبت به مبلغان دروغینی است که اهل زر و تزویرند.

Lost : چهار قسمت از این سریال را دیدم. گویا پر بیننده ترین سریال دنیا شده. لااقل برای آشنایی با ذائقه امروز مردم دنیا باید آن را دید. البته سریال کایل با ذائقه شخصی من بیشتر هماهنگی داشت. (برای همین یک بار از سر شب تا صبح نشستم و 12 قسمتش را پشت سر هم دیدم)

Baraka : مستندی است که شبکه بی بی سی در مورد ادیان درست کرده. خیلی خوب بود و به دیدنش می ارزید. البته برای بینندگان عادی کسالت آورد است. نتیجه ای که در نهایت گرفت بسیار عالی بود.

The Silence of the Lambs : برای دومین بار آن را دیدم. فیلمی که عده ای آن را فیمینیستی و عده ای ضد فیمینیستی می دانند. به هر حال فیلمی است که با تدبیر ساخته شده و قابل تامل است و اثر بلند مدتی روی بیننده می گذارد.

Gospel According to saint Matthew : فیلمی سیاه و سفید از داستان حضرت عیسی به روایت انجیل متی. از آنجا که دیالوگ هایش نه برداشت آزاد بلکه عین متن انجیل است، خوب است. قبلا حضرت عیسی به روایت مرقس که چند سال پیش ساخته شده را دیدم اما این فیلم درعین قدیمی بودن، به گمانم حضرت عیسی را بهتر ترسیم کرده بود.

Cleopatra : فیلمی که نام فیلم برای آن کوچک است. داستانی از فراز و فرود شکوهمند زنی که سلطنت بر کشور و قلب معشوقش را توأمان می خواهد. نمی دانم کسانی که سریال حضرت یوسف را ساخته اند ومصر را بسان ده کوره ای ترسیم کرده اند، آیا این فیلم و عظمت آن مصری که در این فیلم به تصویر کشیده شده را ندیده اند و به قول آن سردار رومی توجه نکرده اند که می گوید: این ها چه قومی هستند که سم هایشان هم بوی عطر می دهد.

...

دوستانی که اهل فیلم های فلسفی و تاریخی و معناگرا هستند و فیلم های با مفهوم و عمیقی از این دست سراغ دارند، لطفا معرفی کنند تا سر فرصت ببینم.

راستی ... آیا رسته ای به نام فیلم های هرمنوتیکی هم داریم؟

+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در 88/01/15 و ساعت 4:55 |
12 or 24 hours timer