پایان نامه(2)
امروز بحمد الله یکی از موفق ترین روزهای تحصیلی من بود. روزی که توانستم از پایان نامه ای که 2 سال تمام با زحمت و تلاش فراوان به انجامش رسانده بودم، دفاع کنم. جلسه دفاع بسیار بهتر از آنچه فکرش را میکردم برگزار شد و حتی اساتید مدعو که در کرسی نقد نشسته بودند هم زبان به تمجید گشوده بودند. در حالی که در ایام تعطیلی بین دو ترم بود، استقبال علاقهمندان به قدری بود که درهمان نیم ساعت اول تمام صندلیهای سالن و آنچه از اتاق های مجاور آورده بودند، پر شد و لذا بعضی از عزیزان به صورت ایستاده بحث را دنبال میکردند. بحمد الله در نهایت با بالاترین نمرهای که تا به حال به یک پایان نامه در این دانشکده داده اند یعنی 19.75 دفاع شد (با این قید که اساتید معتقد بودند که 20 مال خداست و به هیچ پایان نامه ای در این دانشکده داده نشده!!!) البته بنده بیش از هر کس دیگری به نواقص کار خودم واقفم و می دانم که علی رغم محسّنات فراوان، نواقص زیادی هم در کار وجود دارد که امیدوارم تا پیش از چاپ آن به صورت کتاب، مرتفع کنم.
در صفحه تقدیم پایان نامه ام چنین نوشته شده است:
تقدیم به آستان حقیقت
و آنانکه وصالش را میجویند
و آنانکه در آغوشش کشیده اند
و آنانکه خود، عین حقیقت اند
آنکه می فهمد، می فهمد و آنکه نمی فهمد، بهتر است نفهمد.