بررسی تطبیقی مباحث علم بیان و هنر تصویر

کارگاه علمی

بررسی تطبیقی مباحث علم بیان و هنر تصویر


(همراه با نمایش و تحلیل هنری 50 قطعه کوتاه از فیلم های سینمایی و 100 عکس و نقاشی

و بررسی صنعت های ادبی تشبیه و مجاز و استعاره و کنایه و سمبل و آرکی تایپ در آنها)


توسط: علی رضا آزاد


مکان: مشهد - چهارراه خواجه ربیع - انتهای شهید کاشانی 44 - مدرسه علمیه امام علی بن ابی طالب (ع)

زمان: پنج شنبه 1390/3/4 - 9-12 صبح و 2-5 بعد از ظهر

مصاحبه با روزنامه قدس - بخش دوم

متن زیر، بخش دوم مصاحبه این جانب و دو تن دیگر از طلاب حوزه علمیه خراسان با روزنامه قدس است که در تاریخ 10 اردیبهشت 1391 با حذف بخش هایی از گفتگو به چاپ رسید:

گفتگو با طلاب نخبه حوزه علمیه مشهد

مروت-عبدا...زاده مهنه: در تب و تاب ثبت نام سال تحصیلی جدید حوزه های علمیه و باخبر شدن از ثبت نام و ورود دانش آموزان و دانشجویان نخبه به وادی طلبگی، پای صحبت سه تن از طلاب نخبه حوزه علمیه مشهد نشستیم.

 در بخش اول این گفتگو که هفته گذشته در همین صفحه به چاپ رسید، به انگیزه های ورود نخبگان به حوزه و بایسته های حضور طلاب و دانشگاهیان در محیط های علمی یکدیگر پرداختیم. بخش دوم این گفتگو را نیز بخوانید.
«علیرضا آزاد»، طلبه ممتاز، استاد و پژوهشگر نمونه حوزه و دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه فردوسی، «محمدجواد قاسم پور»، طلبه و دانشجوی کارشناسی رشته علوم حدیث و دارای افتخارات متعدد داخلی و خارجی در زمینه سینما و انیمیشن و «علی باقری اصل»، طلبه ممتاز، دانشجوی ممتاز دانشگاه علوم اسلامی رضوی در کارشناسی رشته حقوق و دارای چندین رتبه کشوری در زمینه شعر، مهمانان قدس در این گفتگوی مفصل بودند.

باید با دید باز وارد حوزه شد
*شما به عنوان کسانی که فعالیتهایی خارج از عرف طلبگی داشته اید، درباره هدف ورود به حوزه چه توصیه هایی به مشتاقان این وادی دارید؟
آزاد: یکی از مهمترین مشکلات کنونی حوزه و دانشگاه این است که برخی افراد با نگاه جامع وارد آن نمی شوند، بلکه با تصوری وارد می شوند و به چیز دیگری برخورد می کنند.

واقعیت های حوزه را نشان دهیم
*به نظر شما حوزه خوب معرفی شده است؟
آزاد: معرفی حوزه خوب انجام نشده است. من به همه کسانی که برای آمدن به حوزه با من مشورت می کنند، توصیه می کنم که بیایید حداقل سر کلاس های خودم بنشینید. یادم هست زمانی که هنوز به حوزه نیامده بودم، یک جلسه به درس خارج مرحوم آیة ا... فلسفی رفتم تا ببینم اصلاً درس خارج یعنی چه؟ الآن هم توصیه می کنم بیایند حوزه را ببینند. بارها هم افرادی را آورده ام که ببینند حجره یعنی چه، کلاس های حوزه چه جور جایی است، سبک و سیاق تحصیل در حوزه چگونه است و بزرگان حوزه چگونه زندگی کرده اند. خیلی وقت ها افراد علاقه مند به طلبگی، حوزه را در قالب کتاب «مهر تابان» و زندگی نامه های عرفا می دانند و تصور می کنند که حوزه یعنی عارف شدن. در حالی که واقعاً این گونه نیست. شاید خود من هم در آن مقطع تا حدودی این مسأله را داشتم، ولی فاصله چندساله بین تصمیم گیری تا زمان شروع به تحصیل ذهنم را قدری باز کرده بود. لذا وقتی وارد شدم، می دانستم که چه مشکلاتی ممکن است وجود داشته باشد. تقاضای من از کسانی که دیگران را به تحصیل در حوزه ترغیب می کنند این است که واقعیتهای حوزه را به آنها نشان دهند، انگیزه های آنها را واقعی کنند واقعیت حوزه این است؛ می خواهند بپذیرند، بسم ا... . اگر نمی پذیرند، بروند و در شغل خود مؤمن باشند. ما به راننده، کارمند و معلم مؤمن هم نیاز داریم. مؤمن بودن فقط به حوزوی بودن نیست و می توان در فضای بیرون از حوزه هم مؤمن بود. علاقه مندان به طلبگی باید نقاط قدرت و ضعف حوزه را بشناسند. قدرت حوزه این است که شهید مطهری از دلش بیرون می آید.

تور حوزه گردی
آزاد: من چندی پیش به مسؤولان حوزه پیشنهادی تحت عنوان «تور حوزه گردی» دادم. ما باید در سطوح مختلف تور حوزه گردی داشته باشیم. حتی بعضی استادان دانشگاه تصور می کنند که ما در حوزه از صبح تسبیح به دست می گیریم، قرآن می خوانیم، نماز می خوانیم و غروب برمی گردیم؛ احساس می کنند ما کلاً در محفل ثواب جمع کنی هستیم! ما باید برای هر یک از گروه های تحصیل کرده، زائران، کسانی که می خواهند با حوزه آشنا شوند، دانشجویانی که می خواهند حوزه را بشناسند، استادان دانشگاه و... یک نوع تور حوزه گردی داشته باشیم.

حوزه دانشجویی
آزاد: به علاوه، حوزه علمیه شهید بهشتی یکی از راه های آشنا شدن دانشگاهیان با حوزه است. شاید اگر دانشجویی در طول دانشگاه با حوزه علمیه شهید بهشتی آشنا باشد، بتواند با دید روشن تری وارد حوزه شود. ورود دانشگاهیان به حوزه می تواند الزاماً در قالب طلبگی مصطلح نباشد. دفتر نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه ها حوزه علمیه شهید بهشتی را در تمام دانشگاه ها راه اندازی کرده است. دانشجویان در طول 4 سال در کلاس های پنجشنبه و جمعه حدود 2 سال از درس های طلبگی را می خوانند. مثلاً در ادبیات عرب به اندازه سال اول طلبگی بیشتر نمی خوانند، ولی مباحث کلامی و منطق را خیلی بهتر کار می کنند. حتی من نمونه هایی را سراغ دارم که با ابتکار استادان، علاوه بر منطق ارسطویی رایج در حوزه، منطق فازی و منطق ریاضی هم تدریس می شود یا با مباحث کلام جدید خیلی خوب آشنا می شوند.

طلبگی شغل نیست
باقری: ایشان به نکته ظریف و جالبی اشاره کردند. من قبل از شروع طلبگی هیچ شناختی از حوزه نداشتم، ولی قبل از ورود، به واسطه دوستان طلبه ای که داشتم، هفت-هشت ماه به حوزه رفت و آمد می کردم.دوستانم می گفتند طلبگی شغل نیست، طلبگی عشق است. کسانی که به طلبگی علاقه دارند، باید بتوانند آزادانه تر در حوزه ها رفت و آمد کنند. اکنون برخی تصور می کنند که طلبه در نهایت امام جماعت مسجد می شود. یا تصور می کنند کسی که وارد حوزه شد، با محدودیتهای زیادی در زندگی روبه رو می شود.

آیة ا... بهجت فرمودند: برو گوشت بخور!
قاسم پور: من طرح آقای آزاد را بسیار تحسین می کنم، فقط دو نکته درباره آن دارم. یکی این که این حوزه گردی به موزه گردی تبدیل نشود که فقط بازدیدی بدون هدف انجام بگیرد. دوم این که بازدیدکنندگان با هدف و برنامه انتخاب شوند تا تأثیرگذار باشد، نه این که هر کسی و در هر سطحی را به این تور دعوت کنیم. درباره تصورات نادرست طلاب تازه وارد از حوزه، یکی از رفقای من تعریف می کرد که در اوایل طلبگی جوگیر شده بودم، کم غذا می خوردم و از جا که بلند می شدم چشمانم سیاهی می رفت. یک بار خیال کردم که گرد و غبار اتاق، نوری است که به من تابیده و الهامی شده است ! پیش آیة ا... بهجت رفتم و جریان را تعریف کردم. ایشان فرمودند برو گوشت بخور!
اما در زمینه معرفی حوزه یاد فرمایش امام رضا(ع) می افتم که نیازی نیست ما خیلی زحمت بکشیم؛ زیبایی کلام معصومین را به مخاطب برسانیم، او خودش جذب خواهد شد. اگر این گزاره برای یک فرد صادق باشد، برای یک سیستم هم صادق است. سیستم حوزوی ما باید برای اطلاع رسانی و تبلیغ خود طوری برنامه ریزی کند که حسن کلام معصوم و زیبایی های اسلام، چهره های اسلامی و محیط های اسلامی را نشان بدهد. این هدف نیاز به برنامه، راهبرد، تأمل جدی و در مواردی خطرپذیری دارد. ولی ما نتوانسته ایم حتی از نگاه دنیایی برای حوزه خودمان تبلیغ کنیم. ببینید واتیکان چگونه برای خود تبلیغ می کند. امام موسی صدر در یک سخنرانی برای مبلغان حوزه علمیه قم می گوید من در لبنان با سیستم مدیریتی مسیحیت و کلیسا آشنا شده ام. در سطح مدیریتی کلیسا فرد تعداد کشیش ها، راهبه ها و سایر مراتب روحانی خود را می داند. مثلاً می داند فلان کشیش او چه نقطه ضعف هایی دارد، چه سوابق منفی داشته است و... . بعد امام موسی صدر می گوید: ای حوزه علمیه قم! من نمی گویم تو از سلیقه و علایق روحانیون خودت چقدر اطلاع داری؛ می پرسم چقدر آمار اولیه طلبه های خودت را داری که در کجا پخش شده اند، در چه سطوحی هستند و... ؟ امام موسی صدر می گوید: کلیسا در چگونگی تبلیغ بشدت متعصب است. فردی که وارد کلیسا می شود، باید کلیسا آن قدر از لحاظ زیبایی شناسی محیطی، برخورد کشیش و لذت معنوی جذبه داشته باشد که فرد آن تجربه دینی را همیشه با خودش مرور کند. وظیفه جدی مدیران حوزه این است که برای تبلیغ و معرفی خود به سطوح مختلف، برنامه دقیق و مجزا داشته باشند. من استادی داشتم که در انگلیس جامعه شناسی می خواند. ایشان به مشهد آمد و به اتفاق هم به محیط های حوزوی رفتیم و خیلی خوشش آمد که حوزه فقط تسبیح گرداندن و عبادت و... نیست و جاهایی علم از همه چیز مهم تر است و این قدر این علم تخصصی است و در زیرشاخه های مختلف قرار گرفته است که انسان از طالب علم بودن لذت می برد. این استاد بزرگوار الآن نزدیک هفت سال است که درس حوزوی به شیوه سنتی می خواند.
این لباس نوکری امام حسین(ع) این قدر نافذ است که خدا می داند. در کره جنوبی یک خانم در تمام اوقات همراه ما بود و فقط می نوشت. بشدت مشتاق بود که از فضای حوزه ما بداند. از او پرسیدم تو خواب و زندگی نداری که شبانه روز دنبال ما هستی و یادداشت می کنی؟ گفت: من همیشه شما را که می بینم، یاد امام می افتم. می خواهم ببینم چه شباهتهایی وجود دارد و چه اتفاقاتی می افتد. به او گفتم اشتباه گرفته ای! دوستان بروند ببینند که این لباس روحانیت چقدر جاذبه، اقتدار و حتی زیبایی دارد. ما نتوانسته ایم درباره این موارد کار کنیم. نتوانسته ایم بگوییم که آیة ا.. بهجت هم اشک می ریخت و ساعت ها ذکر می گفت و هم آن قدر می خندید که باورش مشکل است. من هیچ وقت خاطراتی را که با علامه حسن زاده در خیابان صفائیه قم دارم، فراموش نمی کنم. علامه که در این خیابان رفت و آمد می کردند، اهل بازار برای دست بوسی دور ایشان جمع می شدند. طرف برای دست بوسی جلو می آمد و علامه با او شوخی می کرد! بعد دست او را می گرفت و به طرف حرم حضرت معصومه(س) اشاره می کرد . ما نتوانسته ایم اینها را معرفی کنیم. نتیجه این شده است که این نگاه خشک و دور از واقعیت و وهم آلود نسبت به حوزه وجود دارد.

نخبه باید بتواند نخبگی کند
*فرض کنید که یک دانش آموز یا دانشجوی نخبه می خواهد وارد حوزه شود و هیچ نگاهی هم نسبت به آن ندارد. خانواده، رسانه و خود حوزه نسبت به او چه کارهایی باید انجام دهند؟
آزاد: خانواده بیشتر از این که نقش تعیین کننده را داشته باشد، باید نقش مشاور را ایفا کند. رسانه باید هر آنچه را که هست، نشان بدهد و حوزه باید روز به روز خودش را بهتر کند تا قابلیت جذب نخبگان را داشته باشد. صرف آمدن یک نخبه به حوزه مهم نیست، مهم این است که نخبه بتواند در حوزه نخبگی کند.

برای نخبگان امتیاز قائل شویم
باقری: مهم ترین وظیفه خانواده و رسانه این است که به فرد در تصمیم گیری آگاهانه کمک کنند، یعنی واقعیت حوزه را بشناسانند. تصویر نادرست حوزه باید از ذهن مردم پاک شود، اگر چه در سال های اخیر تلاش های زیادی در این زمینه شده است. حوزه هم باید برای نخبگان امتیازهایی را قرار دهد. توجه به نخبگان فقط برگزاری جشنواره تجلیل از آنها نیست. مهم ترین موضوع برای یک نخبه این است که احساس کند در محیطی که هست، دارد از حداکثر توانایی هایش استفاده می کند.

بخشی از مقدمه کتاب «منشأ الفاظ قرآن»

متن زیر، بخشی از مقدمه کتابی است درباره «منشأ الفاظ قرآن». این مسأله سالها ذهن مرا به خود مشغول داشت و اندک زمانی است که به بهانه سمیناری که باید در همین موضوع ارائه دهم، نوشتن کتابی در این باره را آغاز کرده ام. به امید اینکه به واسطه انجام تتبعات علمی مربوط به تألیف این کتاب، لااقل حقیقت مسأله برای خودم مکشوف و مبرهن شود. حقا که از هیچ کار علمی به اندازه تحقیق و تدریس مباحث قرآنی لذت نمی برم. تا یار چه را خواهد و میلش به که باشد...

اساساً ادیان ابراهیمی به ویژه دین اسلام، با توجه به دو منبع اصلی آن یعنی قرآن و حدیث، ادیانی متن محور اند و مباحث مربوط به چگونگی نضج متن، فهم متن و تفسیر متن، در تبیین گزاره های دینی آنها، نقشی تعیین کننده دارند. توجه ویژه متفکران اسلامی ادوار گذشته به علوم ادبی و اقبال روزافزون نواندیشان اسلامی معاصر به مباحث زبان شناسی و هرمنوتیک را می توان در این راستا ارزیابی کرد.

یکی از مباحث پر دامنه ای که از دیرباز در عرصه قرآن پژوهی مطرح بوده و امروزه مورد توجه بیشتری قرار گرفته است، بحث چگونگی پیدایش و نزول قرآن و بررسی منشأ الفاظ و معانی آن است. عده ای خاستگاه این بحث را جهان مسیحیت و کشمکش های کلیسا و عصر جدید در قرن نوزدهم دانسته اند. هر چند که به نظر می رسد مباحث الهیات مسیحی و تأثیر پذیری از برخی جریانات اندیشه غربی در طرح این مسائل در فضای مباحث اسلامی در سال های اخیر چه در ایران و چه کشورهای عرب زبان، بی تأثیر نبوده است اما باید دانست که قرن ها پیش از آنکه اروپاییان به این بحث بپردازند، مفسران و فلاسفه و متکلمان اسلامی آن را مورد توجه قرار دادند. اما اهمیت مسأله و جوانب فراوان و فروعات گسترده آن سبب شد که علی رغم مساعی بسیار، حق مطلب ادا نشود و بدر حقیقت همچنان در محاق بماند. شکوای سید جلال الدین آشتیانی در این باره به جا و در خود تأمل است:

«مراتب کلام الهی و انواع آن و اطلاع بر مغیبات از شؤون اسم جامع المتکلم است و باحثان در علم کلام و اکثر ارباب حکمت نظری از این معنا غفلت کرده و یا حق این مطلب عالی را که از امهات مسائل مذکور در کتب ارباب عرفان است، درست ادا نکرده اند و در تاریخ حکمت به ندرت فیلسوفی متأله به نحوی شایسته در این بحث مهم که همانا بحث معرفت وحی و نزول کتب سماویه و مقاوله بین ملائکه و تکلم سالکان درجات جنان و درکات نیران است، وارد شده و از عهده حق کلام بر آمده است.»

 البته شاید یکی از علل کم بودن حجم این مباحث، حساسیت ویژه ای بود که در این باره در میان علماء اسلامی وجود داشت. حساسیتی که هر چند در اصل مبارک و فرخنده بود و نشان دهنده اوج پایبندی دینی عالمان بود اما گاه همین حساسیت ها سبب می شد که تعصبات عقیدتی راه را برای افراطی گیری هموار سازد و واکنش های تندی صورت بگیرد و کار به تفسیق و تکفیر بیانجامد. آنچه درباره زندانی کردن و شلاق زدن و حتی کشتن افرادی که قائل به حدوث و یا قدم قرآن بوده اند، در سینه تاریخ به جای مانده و مایه شرمساری اصحاب اندیشه است. نمونه از این دست، قول طبری در صریح السنة است:

«فالصواب من القول فی ذلک عندنا: أنه کلام الله عز و جل غیر مخلوق ... فمن قال غیر ذلک أو إدعی أن قرآناً فی الأرض أو فی السماء سوی القرآن الذی نتلوه بألسنتنا و نکتبه فی مصاحفنا أو أعتقد ذلک بقلبه أو أضمره فی نفسه أو قال بلسانه دایناً فهو کافر حلال الدم و المال بریء من الله و الله منه بریء.»

گویا هنوز عده ای از این خبط تاریخی در لجام زدن بر افکار مهر حلال و حرام زدن اندیشه ها که ثمری جز سوزاندن ریشه های دیانت و بردن عِرض شریعت نداشت،  عبرت نگرفتند و گمان می کنند که می توانند با توبیخ و تهدید و بر آراء و عقاید حکم برانند. در سال های اخیر که این مباحث پس از رخوتی طولانی مدت، دوباره مطرح شد و در مرکز توجهات قرار گرفت، در کنار گفتگوهای عالمانه و نقدهای منصفانه، متأسفانه شاهد تکفیرهای کوته نظرانه از سوی عده ای بودیم. عجیب آنکه این برخوردهای کودکانه بیشتر از سوی کسانی بود که بهره شان از اندیشه ورزی دینی، به مراتب کمتر از داعیه دین داری شان بود. سخن نغز سعدی در پاسخ ایشان کافی است که:

دلایل قـــوی باید و معنـــوی

نه رگهای گردن به حجّت قوی

به هر حال باید چنین بحث هایی را به فال نیک گرفتن و آن را نوید بخش فصل نوینی در خردورزی دینی شمرد. به ویژه آنکه این بار، چنین مباحثی از سوی روشنفکران دینی اقامه شده است و این نشان از رجوع نواندیشان به بن مایه های دینی و اعتقادی خویش است. امری که پیشتر، بیشتر شاهد آن بودیم و در این سال ها رفته رفته رو به افول نهاده بود.


پاورقی: در میان غوغای علمی و بی اخلاقی های رایج، پوزش طلبی استاد خرمشاهی  از دکتر سروش علی رغم اختلاف نظری که در این باب داشتند، بسیار زیبا بود. شرح این اعتذار مندرج در مقاله «طبیعت الهی و الهیات طبیعی» به قلم استاد خرمشاهی چنین است: «نخستين مقاله من در پاسخ اجمالي به اينان و اين نظرگاه، (پاسخهايي به قرآن‌ستيزان) نام داشت. پيداست كه عنوان نامناسب و برخورنده بود، و دوست دانشمند دلبندم جناب استاد سروش حق داشت كه آزرده‌خاطر شود، و شد و گلايه كوتاه و مؤثري در اولين مقاله جوابيه‌اش به نقد آيت‌الله جعفر سبحاني، اشاره‌وار نوشت و شرمنده شدم. هم اينك رسماً از محضر اين دوست دانشور گرانمايه - با آنكه اسم شريفشان را بالصراحه در آن مقاله نياورده بودم - و ديگر هم‌انديشانشان عذر مي‌خواهم. به قول حافظ: هركدورت را كه بيني چون صفايي رفت رفت. والعذر عندكرام الناس مقبول.‌»

مصاحبه با روزنامه قدس - بخش اول

متن زیر، بخش اول مصاحبه این جانب و دو تن دیگر از طلاب حوزه علمیه خراسان با روزنامه قدس است که در تاریخ 3 اردیبهشت 1391 با حذف بخش های زیادی از گفتگو به چاپ رسید:


گفتگو با طلاب نخبه حوزه علمیه مشهد ؛

علاقه ام به «علامه حسن زاده آملی» انگیزه طلبگی من بود


گروه معارف - مروت ،عبدا...زاده مهنه :برای گفتگو درباره ورود نخبگان به حوزه های علمیه پای صحبت سه تن از طلاب برگزیده حوزه علمیه مشهد نشستیم. این بحث به حاشیه های مهمی کشیده شد و دامن سخن را آن قدر طولانی کرد که بخش اول آن را امروز و بخش پایانی را هفته آینده خواهید خواند.


طلاب برگزیده

میهمانان قدس در این گفتگو هر یک طوماری از افتخارات را با خود به همراه داشتند که فقط فهرست وار به آنها اشاره می کنیم.
«علیرضا آزاد»، طلبه ممتاز و استاد و پژوهشگر نمونه حوزه، نفر برتر جشنواره علامه حلی به عنوان طلبه پژوهشگر کشور در سال گذشته، 7 سال تحصیل در مدرسه تیزهوشان، دارای مهندسی زراعت و اصلاح نباتات از دانشگاه فردوسی مشهد و دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه فردوسی است که از طریق سهمیه نخبگان و بدون آزمون وارد دوره دکتری شده است.
او در سال 82 به همراه همسرش دروس طلبگی را آغاز کرده و همسرش نیز در حوزه علمیه خواهران به عنوان پژوهشگر نمونه استان معرفی شده است.
«محمدجواد قاسم پور»، پایان سطح 1 حوزه، دانشجوی کارشناسی رشته علوم حدیث، عضو بنیاد ملی نخبگان و رتبه اول ششمین جشنواره جوان خوارزمی در بخش علوم اسلامی است.
بیش از 10 افتخار داخلی و خارجی در زمینه سینما و انیمیشن هم دارد که تقدیر شده ویژه در پانزدهمین جشنواره بین المللی کارتون و انیمیشن کره جنوبی، تقدیر شده در پنجمین جشنواره فیلم گرجستان، تقدیر شده در چهارمین جشنواره بین المللی کارتون و انیمیشن فیلیپین (انیماهناسیون)، پذیرفته شده در جشنواره انیمیشن کلیک هلند و برنده بهترین فیلم هفتمین جشن تصویر سال ایران از آن جمله اند.
قاسم پور جوان برتر استان خراسان رضوی در سال 85 و طلبه نمونه کشوری جشنواره جوان برتر ایرانی (نفر اول در عرصه هنر و ادبیات) هم شده است.
«علی باقری اصل»، طلبه ممتاز، دانش آموز ممتاز در دبیرستان و پیش دانشگاهی، نفر دوم جشنواره ملی شعر قرآنی در سال 90، شایسته تقدیر در جشنواره «هنر آسمانی»، نفر سوم جشنواره ادبی شعر حوزه در سال 88، دانشجوی ممتاز دانشگاه علوم اسلامی رضوی در کارشناسی رشته حقوق است و خبرنگاری هم می کند.

علامه حسن زاده انگیزه طلبگی من بود
همه شما قبل از ورود به حوزه جزو نخبگان بوده اید. چرا حوزه را انتخاب کردید؟
آزاد: من از سال سوم دبیرستان تصمیم داشتم به حوزه بروم، اما خانواده اصرار داشتند که بعد از پایان تحصیلات دانشگاهی وارد حوزه شوم. بر خلاف تصور همه که رتبه 1 تا 10 کنکور خواهم شد، به خاطر مخالفت با خانواده در سال چهارم دبیرستان بدون آمادگی به جلسه کنکور رفتم که در دانشگاه فردوسی قبول شدم. از سال 74 تصمیم ورود به حوزه داشتم ولی در سال 82 این تصمیم عملی شد.
شاید بتوان گفت که این فاصله زیاد، نیرویی را در من ذخیره کرد که وقتی وارد حوزه شدم، مثل تشنه ای که پس از مدتها تازه به آب رسیده باشد، با هیجان و انگیزه خاصی مشغول به تحصیل شدم. علت اصلی انگیزه برای تحصیل حوزوی هم علاقه شدید من به علامه حسن زاده آملی بود، بو یژه این که منزل علامه حسن زاده در آمل، دیوار به دیوار منزل پدربزرگ من بود و این ارادت را هم پدرم و هم من خدمت ایشان داشتیم.

به دنبال شناخت عمیق دین آمدم
باقری: راستش من تا اواسط پیش دانشگاهی هیچ انگیزه ای برای ورود به حوزه نداشتم و تصورم از حوزه همان تصور غالب در میان مردم بود که حوزه جای افرادی است که در هیچ جایی قبول نشده اند، هیچ شغلی پیدا نکرده اند یا می خواهند از سربازی فرار کنند. اما در دوره پیش دانشگاهی چند دوست طلبه داشتم که در انجمن شعر دانش آموزی با آنها آشنا شدم. یک روز همراه آنها به حوزه رفتم تا وضعیت آنجا را از نزدیک ببینم. با راهنمایی های آن دوستان، ذهنیت منفی من نسبت به حوزه برطرف شد.از سوی دیگر، در عین علاقه زیاد به رشته های فنی مثل مکانیک و تسلط بر درس های تخصصی مثل ریاضی و فیزیک بعد از مدتی دیدم که دروس تخصصی ریاضی من را اقناع نمی کند. از طرفی می دیدم که بعضی از دوستان که بچه مذهبی و اهل مسجد و قاری قرآن بودند، بعد از ورود به دانشگاه، با کوچک ترین شبهه ای اعتقادات مذهبی شان سست می شود. من هم این دلهره را پیدا کردم که ممکن است به سرنوشت آنها دچار شوم. پس چه بهتر که بروم ببینم واقعاً این اعتقادات پشتوانه درستی دارد یا نه و اگر درست است، چرا نمی توانم از آنها دفاع کنم.

به حوزه علاقه ای نداشتم!
قاسم پور: من سال 83 دانش آموز پیش دانشگاهی رشته علوم تجربی بودم و باید طبیعتاً برای کنکور درس می خواندم، ولی با این که شاگرد دوم مدرسه بودم، علاقه ای نداشتم که در حوزه علوم تجربی ادامه تحصیل بدهم و در عوض با دو تن از دوستان شروع به کار و پژوهش برای جشنواره خوارزمی با موضوع «فرجام شناسی ادیان» کردم.
ما در رشته علوم اسلامی جشنواره خوارزمی رتبه اول کشوری شدیم و حدود 12 دانشگاه بدون کنکور به ما پذیرش دادند. با این که خانواده مادری من روحانی و حاج آقا ماندگاری دایی بنده هستند و همه احساس می کردند که من خیلی به حوزه تمایل داشته باشم،به حوزه علاقه ای نداشتم. تا این که برای بررسی فضای دانشگاه های مفید، باقرالعلوم(ع) و دانشگاه قم به این شهر رفتم و تقریباً یک هفته مهمان حاج آقا ماندگاری بودم. در اصل آنجا ایشان و کمی حاج آقا پناهیان در این ارتباط بامن صحبت کردند.ماه مبارک رمضان به مشهد آمدم و کل این ماه را فکر می کردم که چه کنم. بالاخره دل به دریا زدم و به قم رفتم. البته من واقعاً احساس می کردم که در حوزه به ما قرآن و حدیث یاد می دهند، کتاب های شهید مطهری را می خوانیم، به ما می گویند امام(ره) چنین گفته است، اندیشه آقا این است، ولی با فضای متفاوتی روبه رو شدم.

اول خود را طلبه می دانیم
شما هم در حوزه و هم در زمینه های دیگر از چهره های نخبه هستید. خودتان را در درجه اول طلبه می دانید یا متعلق به آن زمینه های دیگر؟ یا اصلاً بین این دو تفکیک قائل نیستید؟
آزاد: من طلبه سال چهارم بودم که سال اول کارشناسی ارشدم شروع شد. جلسه اول استاد از ما پرسید هدفتان از آمدن به دانشگاه چیست. بین آن ده-دوازده نفر فقط من طلبه بودم که البته بدون لباس حاضر شده بودم. من جواب دادم که آمده ام اینجا روش را یاد بگیرم و مطمئنم که در حوزه، علم به مراتب بیشتر از دانشگاه وجود دارد، ولی روشهای دانشگاهی بسیار روشهای متقن و بهتری است. آمده ام هر چه را اینجا یاد گرفتم، ببرم در حوزه تقدیم طلبه ها کنم.
خودم را به عنوان طلبه ای می دانم که به دانشگاه آمده است، نه یک دانشگاهی که به حوزه رفته است.
من 12 واحد دروس معارف در دانشگاه تدریس می کنم و با لباس شخصی به دانشگاه می روم.
ابتدا به آنها نمی گویم طلبه ام، ولی وقتی بعد از چند جلسه این موضوع را به دانشجویان می گویم، آن زمان پذیرش بسیار بیشتری دارند. تأکید من این است که بگویم طلبه هستم، اما زمانی که بدانم پذیرش و نگاه مثبت در این زمینه وجود دارد.
شاید حدود 50 نفر از دانشجویان من تا کنون به حوزه علاقه مند و برخی اکنون مشغول به تحصیل در حوزه های علمیه شده اند. این تأثیر را امثال من که در هر دو طرف حضور داشته ایم و هویت اصلی خودمان را طلبگی می دانستیم، بهتر توانسته ایم بگذاریم. البته امروزه بحمد ا... آن نگاه منفی حوزه به دانشگاه تا حد زیادی برطرف شده است.

«حجة الاسلام دکتر»: آری یا نه؟
سابقه حضور طلاب در دانشگاه به قبل از انقلاب برمی گردد. شهید مطهری، شهید باهنر و شهید بهشتی شاید جزو اولین افرادی بودند که از حوزه وارد دانشگاه شدند. اما بعد از انقلاب طیفی از طلبه ها راه دانشگاه را در پیش گرفتند و به سمت یاد گرفتن تخصصی علوم انسانی رفتند. مثلاً الآن «حجة الاسلام والمسلمین دکتر» در حوزه جامعه شناسی یا در حوزه فلسفه غرب زیاد داریم. شما این مسأله را مثبت می بینید؟
آزاد: من این موضوع را، البته با شروطی، مثبت می بینم. با عرض معذرت از بعضی دوستان باید بگویم که تصور می کنم بعضی از عزیزان طلبه عطش دانشگاهی شدن دارند نه انگیزه. برخی می خواهند اسم دانشگاهی یا دانشجو یا عنوان دکتر بر آنها اطلاق شود، نه این که واقعاً بخواهند علومی را یاد بگیرند. برای من هنوز حل نشده است که طلبه ای که در رشته فقه مثلاً از دانشگاه پیام نور لیسانسی می گیرد، چه چیز جدیدی یاد گرفته است؟
اگر به واقع طلبه برود در دانشگاه و موضوع جدیدی پیدا کند که در حوزه پیدا نمی کرد، بسیار عالی است. بخصوص دانشگاه در تحصیلات تکمیلی در حیطه روش، این مطالب جدید را دارد و خوب است که استفاده شود. بزرگان ما هم همین روش را در پیش گرفتند. مثلاً مرحوم آیة ا... معرفت در عین ضیق وقت، بیش از 100 پایان نامه دانشگاهی را راهنمایی کردند، به صورت پروازی در همین دانشگاه علوم اسلامی رضوی تدریس می کردند، کتابهایی که برای «سمت» نوشتند و واقعاً رشته علوم قرآنی را در دانشگاه احیا کردند. این که گفتید «حجة الاسلام دکتر» هم امر خوبی است، به شرطی که «دکتر حجة الاسلام» نشود!
برخی عقیده دارند که وارد شدن به حوزه های تخصصی حوزه و دانشگاه توسط دانشجو و طلبه، باعث جدایی آنها از هم می شود نه وحدت. مثلاً طلبه برای مدیریت وب سایت خود نیازمند مراجعه به دانشگاهی است، ولی وقتی خودش به دنبال فراگرفتن این تخصص می رود، دیگر نیازی به مراجعه به دانشگاهی ندارد و بدین ترتیب، زمینه های وحدت کمرنگ تر می شود. آیا این جریان باعث نمی شود که بر عکس این دو طیف از هم مستقل تر و دورتر شوند؟
باقری: به نظر من این یک بحث انحرافی است و اصلاً مهم نیست که دانشجو باید به حوزه یا طلبه باید به دانشگاه برود یا نه. ما باید این موضوع را ریشه یابی کنیم که چرا یک طلبه به دانشگاه می رود یا دانشجو به حوزه می آید. آیا اساساً بین این دو تفکیک است و دو ماهیت متفاوت دارند که بخواهیم این ها را با هم جمع کنیم و بینشان وحدت به وجود آوریم؟ با حفظ اصالت حوزه در برخی روش ها باید تجدیدنظر کنیم، به عنوان مثال حضرت آقا نکته ای دارند که ایشان یک بار مثالی زدند که به کسی می گویید جایی را بیل بزند و تأکید می کنید که این بیل زدن به خاطر کار یاد گرفتن نیست، بلکه می خواهیم بازوهایت قوی شود. حالا چرا به این جوان می گویید برود در بیابان بیل بزند؟ بگویید بیاید باغچه ای را بیل بزند که علاوه بر تقویت بازوها، ثمره عملی هم داشته باشد. در حوزه هم همین طور، درس هایی را ارائه کنید که علاوه بر تقویت علمی، کاربرد هم داشته باشد.

این تب باید فروکش کند
قاسم پور: به نظر من فرمایش های آقای آزاد در این زمینه بسیار ظریف و لطیف بود. من شخصاً تعصب حوزوی خیلی بالایی دارم و در هیچ موردی حتی در خارج از کشور بدون لباس روحانیت حاضر نشده ام و هیچ وقت این کار را نخواهم کرد.
درباره این تب و جو «حجة الاسلام دکتر»ی که در ایران به وجود آمد، من حدود یک سال و نیم درباره پروژه ای با عنوان روشهای تبلیغ در محیط های دانشگاهی پژوهش می کردم و در بررسی مدل های تبلیغ حوزویان در دانشگاه، به مدل «حجة الاسلام دکتری» برخورد کردم.نمی گویم این مدل نتیجه مثبت نداشته است، اما به نظر من از لحاظ جامعه شناسی تبی است که در حوزه شکل گرفته است و ان شاء ا... هر چه زودتر به پایان برسد. درد خود حضرت آقا هم که در مشهد فرمودند همین بود که چرا الآن حوزه دنبال مدرک گرایی است.
ایشان گفتند من این را زشت و ناپسند می دانم که یک طلبه برود مدرک معادل بگیرد. من در عین انتقاد به بدنه مدیریتی حوزه، معتقدم که چهره های حوزوی و دانشمندان دینی همیشه در طول تاریخ از لحاظ فکری جلوتر از مردم بوده اند.امام(ره) خروجی این حوزه است؛ شهید مطهری خروجی این حوزه است.
لذا معتقدم ما از جانب حوزه هیچ کم و کسری نداریم، یعنی نه در متن مشکل داریم، نه در محتوا و نه در روش استخراج. اکنون اصول یک علم جهانی است. من وقتی جزوه های درسی اصول خودمان را به دوستی دادم که در کانادا درس می خواند، مات و مبهوت مانده بود. البته در زمینه روش های تبلیغ معتقدم که نیاز جدی به آشنایی و رفاقت حوزه با علوم رسانه ای، علوم جامعه شناختی و... داریم.
نکته دوم، آقا می فرمایند که وحدت حوزه و دانشگاه این نیست که ما حوزه و دانشگاه را مخلوط کنیم و هر یک در محیط دیگری درس بخواند؛ حوزه باید ساختار خود و دانشگاه هم باید ساختار خود را داشته باشد. مگر دانشگاه و علوم تجربی و بشری برای خود هدف ندارند؟ وحدت باید در ساختارهای کلان اتفاق بیفتد، و الا حوزه باید در مواردی کاملاً سنتی و همان فقه جواهری منظور امام(ره) به پیش برود.
حضرت آقا خیلی مشتاق اند که دانشگاهیان وارد حوزه شوند، ولی آیا موافق اند که حوزویان هم وارد دانشگاه شوند؟ وقتی آقا تأکید کردند که حوزه های دانشگاهی ایجاد شود، آیا گفتند که دانشگاه های حوزوی هم به وجود بیاید؟ البته تبلیغ در دانشگاه بحث دیگری است.

افتخار طلبگی
باقری: در دیدار مقام معظم رهبری از دانشگاه تهران، قرار بود این دانشگاه به آقا دکترای افتخاری بدهد. آنجا مقام معظم رهبری جمله خیلی جالبی فرمودند که بگذارید من همان افتخار طلبگی را داشته باشم؛ من به همین طلبگی افتخار می کنم. این می تواند برای ما حوزویان تابلو و راهنمایی باشد.
من متأسفانه بعضی نویسنده ها را می شناسم که با وجود مدارج بالای علمی در حوزه، در کتابهای خود از عنوان دکتر استفاده می کنند و حتی حجة الاسلام را حذف می کنند!

ادامه دارد...