متن زیر، بخش دوم مصاحبه این جانب و دو تن دیگر از طلاب حوزه علمیه خراسان با روزنامه قدس است که در تاریخ 10 اردیبهشت 1391 با حذف بخش هایی از گفتگو به چاپ رسید:

گفتگو با طلاب نخبه حوزه علمیه مشهد

مروت-عبدا...زاده مهنه: در تب و تاب ثبت نام سال تحصیلی جدید حوزه های علمیه و باخبر شدن از ثبت نام و ورود دانش آموزان و دانشجویان نخبه به وادی طلبگی، پای صحبت سه تن از طلاب نخبه حوزه علمیه مشهد نشستیم.

 در بخش اول این گفتگو که هفته گذشته در همین صفحه به چاپ رسید، به انگیزه های ورود نخبگان به حوزه و بایسته های حضور طلاب و دانشگاهیان در محیط های علمی یکدیگر پرداختیم. بخش دوم این گفتگو را نیز بخوانید.
«علیرضا آزاد»، طلبه ممتاز، استاد و پژوهشگر نمونه حوزه و دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه فردوسی، «محمدجواد قاسم پور»، طلبه و دانشجوی کارشناسی رشته علوم حدیث و دارای افتخارات متعدد داخلی و خارجی در زمینه سینما و انیمیشن و «علی باقری اصل»، طلبه ممتاز، دانشجوی ممتاز دانشگاه علوم اسلامی رضوی در کارشناسی رشته حقوق و دارای چندین رتبه کشوری در زمینه شعر، مهمانان قدس در این گفتگوی مفصل بودند.

باید با دید باز وارد حوزه شد
*شما به عنوان کسانی که فعالیتهایی خارج از عرف طلبگی داشته اید، درباره هدف ورود به حوزه چه توصیه هایی به مشتاقان این وادی دارید؟
آزاد: یکی از مهمترین مشکلات کنونی حوزه و دانشگاه این است که برخی افراد با نگاه جامع وارد آن نمی شوند، بلکه با تصوری وارد می شوند و به چیز دیگری برخورد می کنند.

واقعیت های حوزه را نشان دهیم
*به نظر شما حوزه خوب معرفی شده است؟
آزاد: معرفی حوزه خوب انجام نشده است. من به همه کسانی که برای آمدن به حوزه با من مشورت می کنند، توصیه می کنم که بیایید حداقل سر کلاس های خودم بنشینید. یادم هست زمانی که هنوز به حوزه نیامده بودم، یک جلسه به درس خارج مرحوم آیة ا... فلسفی رفتم تا ببینم اصلاً درس خارج یعنی چه؟ الآن هم توصیه می کنم بیایند حوزه را ببینند. بارها هم افرادی را آورده ام که ببینند حجره یعنی چه، کلاس های حوزه چه جور جایی است، سبک و سیاق تحصیل در حوزه چگونه است و بزرگان حوزه چگونه زندگی کرده اند. خیلی وقت ها افراد علاقه مند به طلبگی، حوزه را در قالب کتاب «مهر تابان» و زندگی نامه های عرفا می دانند و تصور می کنند که حوزه یعنی عارف شدن. در حالی که واقعاً این گونه نیست. شاید خود من هم در آن مقطع تا حدودی این مسأله را داشتم، ولی فاصله چندساله بین تصمیم گیری تا زمان شروع به تحصیل ذهنم را قدری باز کرده بود. لذا وقتی وارد شدم، می دانستم که چه مشکلاتی ممکن است وجود داشته باشد. تقاضای من از کسانی که دیگران را به تحصیل در حوزه ترغیب می کنند این است که واقعیتهای حوزه را به آنها نشان دهند، انگیزه های آنها را واقعی کنند واقعیت حوزه این است؛ می خواهند بپذیرند، بسم ا... . اگر نمی پذیرند، بروند و در شغل خود مؤمن باشند. ما به راننده، کارمند و معلم مؤمن هم نیاز داریم. مؤمن بودن فقط به حوزوی بودن نیست و می توان در فضای بیرون از حوزه هم مؤمن بود. علاقه مندان به طلبگی باید نقاط قدرت و ضعف حوزه را بشناسند. قدرت حوزه این است که شهید مطهری از دلش بیرون می آید.

تور حوزه گردی
آزاد: من چندی پیش به مسؤولان حوزه پیشنهادی تحت عنوان «تور حوزه گردی» دادم. ما باید در سطوح مختلف تور حوزه گردی داشته باشیم. حتی بعضی استادان دانشگاه تصور می کنند که ما در حوزه از صبح تسبیح به دست می گیریم، قرآن می خوانیم، نماز می خوانیم و غروب برمی گردیم؛ احساس می کنند ما کلاً در محفل ثواب جمع کنی هستیم! ما باید برای هر یک از گروه های تحصیل کرده، زائران، کسانی که می خواهند با حوزه آشنا شوند، دانشجویانی که می خواهند حوزه را بشناسند، استادان دانشگاه و... یک نوع تور حوزه گردی داشته باشیم.

حوزه دانشجویی
آزاد: به علاوه، حوزه علمیه شهید بهشتی یکی از راه های آشنا شدن دانشگاهیان با حوزه است. شاید اگر دانشجویی در طول دانشگاه با حوزه علمیه شهید بهشتی آشنا باشد، بتواند با دید روشن تری وارد حوزه شود. ورود دانشگاهیان به حوزه می تواند الزاماً در قالب طلبگی مصطلح نباشد. دفتر نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه ها حوزه علمیه شهید بهشتی را در تمام دانشگاه ها راه اندازی کرده است. دانشجویان در طول 4 سال در کلاس های پنجشنبه و جمعه حدود 2 سال از درس های طلبگی را می خوانند. مثلاً در ادبیات عرب به اندازه سال اول طلبگی بیشتر نمی خوانند، ولی مباحث کلامی و منطق را خیلی بهتر کار می کنند. حتی من نمونه هایی را سراغ دارم که با ابتکار استادان، علاوه بر منطق ارسطویی رایج در حوزه، منطق فازی و منطق ریاضی هم تدریس می شود یا با مباحث کلام جدید خیلی خوب آشنا می شوند.

طلبگی شغل نیست
باقری: ایشان به نکته ظریف و جالبی اشاره کردند. من قبل از شروع طلبگی هیچ شناختی از حوزه نداشتم، ولی قبل از ورود، به واسطه دوستان طلبه ای که داشتم، هفت-هشت ماه به حوزه رفت و آمد می کردم.دوستانم می گفتند طلبگی شغل نیست، طلبگی عشق است. کسانی که به طلبگی علاقه دارند، باید بتوانند آزادانه تر در حوزه ها رفت و آمد کنند. اکنون برخی تصور می کنند که طلبه در نهایت امام جماعت مسجد می شود. یا تصور می کنند کسی که وارد حوزه شد، با محدودیتهای زیادی در زندگی روبه رو می شود.

آیة ا... بهجت فرمودند: برو گوشت بخور!
قاسم پور: من طرح آقای آزاد را بسیار تحسین می کنم، فقط دو نکته درباره آن دارم. یکی این که این حوزه گردی به موزه گردی تبدیل نشود که فقط بازدیدی بدون هدف انجام بگیرد. دوم این که بازدیدکنندگان با هدف و برنامه انتخاب شوند تا تأثیرگذار باشد، نه این که هر کسی و در هر سطحی را به این تور دعوت کنیم. درباره تصورات نادرست طلاب تازه وارد از حوزه، یکی از رفقای من تعریف می کرد که در اوایل طلبگی جوگیر شده بودم، کم غذا می خوردم و از جا که بلند می شدم چشمانم سیاهی می رفت. یک بار خیال کردم که گرد و غبار اتاق، نوری است که به من تابیده و الهامی شده است ! پیش آیة ا... بهجت رفتم و جریان را تعریف کردم. ایشان فرمودند برو گوشت بخور!
اما در زمینه معرفی حوزه یاد فرمایش امام رضا(ع) می افتم که نیازی نیست ما خیلی زحمت بکشیم؛ زیبایی کلام معصومین را به مخاطب برسانیم، او خودش جذب خواهد شد. اگر این گزاره برای یک فرد صادق باشد، برای یک سیستم هم صادق است. سیستم حوزوی ما باید برای اطلاع رسانی و تبلیغ خود طوری برنامه ریزی کند که حسن کلام معصوم و زیبایی های اسلام، چهره های اسلامی و محیط های اسلامی را نشان بدهد. این هدف نیاز به برنامه، راهبرد، تأمل جدی و در مواردی خطرپذیری دارد. ولی ما نتوانسته ایم حتی از نگاه دنیایی برای حوزه خودمان تبلیغ کنیم. ببینید واتیکان چگونه برای خود تبلیغ می کند. امام موسی صدر در یک سخنرانی برای مبلغان حوزه علمیه قم می گوید من در لبنان با سیستم مدیریتی مسیحیت و کلیسا آشنا شده ام. در سطح مدیریتی کلیسا فرد تعداد کشیش ها، راهبه ها و سایر مراتب روحانی خود را می داند. مثلاً می داند فلان کشیش او چه نقطه ضعف هایی دارد، چه سوابق منفی داشته است و... . بعد امام موسی صدر می گوید: ای حوزه علمیه قم! من نمی گویم تو از سلیقه و علایق روحانیون خودت چقدر اطلاع داری؛ می پرسم چقدر آمار اولیه طلبه های خودت را داری که در کجا پخش شده اند، در چه سطوحی هستند و... ؟ امام موسی صدر می گوید: کلیسا در چگونگی تبلیغ بشدت متعصب است. فردی که وارد کلیسا می شود، باید کلیسا آن قدر از لحاظ زیبایی شناسی محیطی، برخورد کشیش و لذت معنوی جذبه داشته باشد که فرد آن تجربه دینی را همیشه با خودش مرور کند. وظیفه جدی مدیران حوزه این است که برای تبلیغ و معرفی خود به سطوح مختلف، برنامه دقیق و مجزا داشته باشند. من استادی داشتم که در انگلیس جامعه شناسی می خواند. ایشان به مشهد آمد و به اتفاق هم به محیط های حوزوی رفتیم و خیلی خوشش آمد که حوزه فقط تسبیح گرداندن و عبادت و... نیست و جاهایی علم از همه چیز مهم تر است و این قدر این علم تخصصی است و در زیرشاخه های مختلف قرار گرفته است که انسان از طالب علم بودن لذت می برد. این استاد بزرگوار الآن نزدیک هفت سال است که درس حوزوی به شیوه سنتی می خواند.
این لباس نوکری امام حسین(ع) این قدر نافذ است که خدا می داند. در کره جنوبی یک خانم در تمام اوقات همراه ما بود و فقط می نوشت. بشدت مشتاق بود که از فضای حوزه ما بداند. از او پرسیدم تو خواب و زندگی نداری که شبانه روز دنبال ما هستی و یادداشت می کنی؟ گفت: من همیشه شما را که می بینم، یاد امام می افتم. می خواهم ببینم چه شباهتهایی وجود دارد و چه اتفاقاتی می افتد. به او گفتم اشتباه گرفته ای! دوستان بروند ببینند که این لباس روحانیت چقدر جاذبه، اقتدار و حتی زیبایی دارد. ما نتوانسته ایم درباره این موارد کار کنیم. نتوانسته ایم بگوییم که آیة ا.. بهجت هم اشک می ریخت و ساعت ها ذکر می گفت و هم آن قدر می خندید که باورش مشکل است. من هیچ وقت خاطراتی را که با علامه حسن زاده در خیابان صفائیه قم دارم، فراموش نمی کنم. علامه که در این خیابان رفت و آمد می کردند، اهل بازار برای دست بوسی دور ایشان جمع می شدند. طرف برای دست بوسی جلو می آمد و علامه با او شوخی می کرد! بعد دست او را می گرفت و به طرف حرم حضرت معصومه(س) اشاره می کرد . ما نتوانسته ایم اینها را معرفی کنیم. نتیجه این شده است که این نگاه خشک و دور از واقعیت و وهم آلود نسبت به حوزه وجود دارد.

نخبه باید بتواند نخبگی کند
*فرض کنید که یک دانش آموز یا دانشجوی نخبه می خواهد وارد حوزه شود و هیچ نگاهی هم نسبت به آن ندارد. خانواده، رسانه و خود حوزه نسبت به او چه کارهایی باید انجام دهند؟
آزاد: خانواده بیشتر از این که نقش تعیین کننده را داشته باشد، باید نقش مشاور را ایفا کند. رسانه باید هر آنچه را که هست، نشان بدهد و حوزه باید روز به روز خودش را بهتر کند تا قابلیت جذب نخبگان را داشته باشد. صرف آمدن یک نخبه به حوزه مهم نیست، مهم این است که نخبه بتواند در حوزه نخبگی کند.

برای نخبگان امتیاز قائل شویم
باقری: مهم ترین وظیفه خانواده و رسانه این است که به فرد در تصمیم گیری آگاهانه کمک کنند، یعنی واقعیت حوزه را بشناسانند. تصویر نادرست حوزه باید از ذهن مردم پاک شود، اگر چه در سال های اخیر تلاش های زیادی در این زمینه شده است. حوزه هم باید برای نخبگان امتیازهایی را قرار دهد. توجه به نخبگان فقط برگزاری جشنواره تجلیل از آنها نیست. مهم ترین موضوع برای یک نخبه این است که احساس کند در محیطی که هست، دارد از حداکثر توانایی هایش استفاده می کند.