«عید» در هرمنوتیک گادامر

ما کیفیت شگرف و معماگونه زمان را در مفهوم «عید» می شناسیم... در مورد اعیاد از باز آمدن آن ها سخن می گوییم و این در حالی است که عیدی که باز می آید نه عید دیگری است و نه به خاطر آوردن صرف عیدی که در روزگاری پیشین برگزار می شده است...

عید در هر بار که برگزار می شود، دگرگون می شود زیرا در هر بار چیزهای متفاوتی با آن همزمان هستند... عید به لحاظ ما هوی به گونه ای است که در هر بار غیر از بار پیشین است. موجودی که ماهیتش غیریت صرف است، به بالاترین معنای کلمه، زمانمند است... این هرگز بدان معنا نیست که عید صرفا خصوصیتی سوبژکتیو داشته و وجودش تنها قائم به سوبژکتیویته برگزارکنندگان عید باشد بلکه چون عید، عید است، عید گرفته می شود.

«گادامر، حقیقت و روش»

مصاحبه با روزنامه ایران پیرامون هرمنوتیک و تفسیر قرآن

روزنامه ایران، 13 اسفند 1391:

نويسنده كتاب «تفسیر قرآن و هرمنوتیک کلاسیک» در گفت و گو با «ایران»مطرح كرد:

فهم كلام‌ الله با بهره‌گيري از علم هرمنوتيك

زهره سعيدي: عليرضا آزاد، نويسنده كتاب تازه منتشر شده «تفسير قرآن و هرمنوتيك كلاسيك» با اشاره به توجه انديشمندان ديني به حوزه «هرمنوتيك قرآني» درسال‌هاي اخير گفت: چند سالي است كه حتي سنت‌گرايان مسلمان نيز به علم هرمنوتيك در تفسير توجه نموده‌اند و اين دانش رفته رفته جاي خود را در مباحث قرآني و كلامي و فقهي باز نموده است اما با وجود اين، در اين زمينه كتاب‌هاي درخور توجه اندكي تاليف شده است. مشروح اين گفت‌و‌گو را در زير مي‌خوانيد:


جنـــاب آزاد، ايده اصلي شما از نگارش كتاب «تفســـير قرآن و هرمنوتيـك كلاسيك» چه بوده است؟

بهره‌گيري از تجارب انديشمندان غربي در مقوله تفسير متن و بررسي چند و چون و امكان به كارگيري اين تجارب، در زمينه تفسير متون ديني به ويژه قرآن كريم مهمترين علت نگارش كتاب «تفسير قرآن و هرمنوتيك كلاسيك» بوده است.

علم هرمنوتيك بر چه مباحثي تمركز دارد و مراد از هرمنوتيك كلاسيك چيست؟

هرمنوتيك علم يا فن يا هنر فهم، تفسير و تاويل است. در اين علم، چگونگي فهم و شرايط تفسير متن مورد بررسي قرار مي‌گيرد و ساز‌و‌كار فهم و شرايط تحقق آن و علل اختلاف فهم‌ها بررسي مي‌گردد.

اين علم داراي ريشه تاريخي طولاني است. هرمنوتيك كلاسيك، عمدتاً به دوره‌اي از تاريخ اين علم مربوط مي‌شود كه از قرن 17 تا آغاز قرن 20 را در بر مي‌گيرد. مهمـترين هرمنوتيست‌هاي كلاسيك، شلايرماخر و ديلتاي هستند.

تاكنــــون چه ميــزان از بحث‌هاي تفسير قــرآن از ديدگاه هرمنوتيك بررسي شده است؟

مقوله فهم و به ويژه فهم متون مقدس، در طول تاريخ مورد توجه بسياري از انديشمندان شرق و غرب بوده است. مفسران، اديبان، متكلمان، فقها و اصوليون مسلمان بسياري از آنچه را در غرب به نام دانش هرمنوتيك شهرت يافته، در خلال بحث‌هاي خود مطرح كرده‌اند اما بخش‌هايي از انديشه‌هاي هرمنوتيكي پيشتر توسط انديشمندان مسلمان مطرح نشده است؛ هم چنان كه برخي مباحث تفسيري ما براي آن‌ها تازگي دارد.
متاسفانه طي دهه‌هاي اخير، ورود ناقص و گزينشي دانش هرمنوتيك سبب شد كه آگاهي ناقصي از مباحث اين دانش در اذهان شكل بگيرد.
عده‌اي تصور كنند كه تمام آموزه‌هاي هرمنوتيك صحيح است و عده‌اي نيز آن را مساوي با تفسير به رأي و نسبي‌گرايي مي‌پندارند، در حالي كه اين دانش داراي شاخه‌ها و نحله‌هاي گوناگوني است و مدعاي يك گروه از هرمنوتيست‌ها را نبايد به پاي همه اصحاب هرمنوتيك نوشت.

هرمنوتيك به وي‍ژه هرمنوتيك قرآني داراي چه پيشينه‌اي در سطح جهان است؟

دانش هرمنوتيك در غرب، دانشي ريشه دار و شناخته شده است و تطور و ادوار تاريخي متعددي را پشت سر نهاده و استفاده از برخي آموزه‌هاي آن با اقتضائات ديني و ويژگي‌هاي اعتقادي ما، مي‌تواند بر غناي علوم تفسيري ما بيفزايد.
نخستــــين بـــــار فضل‌الرحمن، انديشمند پاكستاني، سخــــن از هرمنوتيك قرآني به ميان آورد و تاكنون اين مقوله بيشتر از سوي روشنفكران مسلمان دنبال مي‌شد اما چند سالي است كه حتي سنت‌گرايان مسلمان نيز به هرمنوتيك توجه نموده‌اند و اين دانش رفته رفته جاي خود را در مباحث قرآني و كلامي و فقهي باز نموده است.

مهمترين موارد مورد تاكيد و كاربردي در زمينه تفسير قرآن در ارتباط با هرمنوتيك چيست؟

بحث از تاثير پيشفرض‌ها در تفسير قرآن، بررسي امكان و راهكارهاي رسيدن به معناي آيات و مراد خداوند، تبيين رابطه تاويل و معناي ظاهري آيات، توجه به تكثر فهم‌هاي تفسيري و اعتبارسنجي آن‌ها و... از مهمترين زمينه‌هاي كاربردي در تعامل دو حوزه تفسير قرآن و هرمنوتيك است.

مهمترين مسأله‌اي كه براي نگارش پژوهش‌هايي در زمينه هرمنوتيك قرآني بايد مدنظر قرار گيرد، چيست؟

اصولا پژوهش‌هاي علمي بايد مسأله‌محور باشند اما از آنجا كه هنوز نياز به تبيين موضوع هرمنوتيك در حوزه علوم تفسيري احساس مي‌شود، به نظر رسيد كه اين پژوهش زماني مثمرثمرتر است كه «موضوع محور» باشد. در گام‌هاي بعدي نيازمند تاليفات «مسأله محور» در اين زمينه هستيم.

به استثناي اين اثر آيا تاكنون كتابي در زمينه قرآن و هرمنوتيك منتشر شده و شما آثار ديگري در اين حوزه در دست تاليف داريد؟

در اين زمينه مقالات متعددي نوشته شده و فصل‌هايــــي از چندين كتاب نيز بدين امر اختصاص يافته اما در زمينه هرمنوتيك قرآني كتاب‌هاي اندكي موجود است.
برخــي از جســـــتارهاي هرمنوتيك در اين حوزه را تحت عنوان «تاملاتي پيرامون فهم ديني و هرمنوتيك» و «فهم قرآن و هرمنوتيك فلسفي» در دست پژوهش دارم، با تكميل اين مباحث تلاش دارم تا گامي در جهت اعتلاي انديشه‌ورزي ديني برداشته شود.

خاطراتی از آیت الله خوشوقت

پانزده ساله بودم که برای نخستین بار به محضر آیت الله خوشوقت رفتم. آن زمان سال سوم دبیرستان را در آمل می گذراندم و تقریبا هر ماه یا هر دو ماه یک بار خدمتشان می رسیدم و پیرامون مسائل دینی و عرفانی صحبت کرده و راهنمایی می گرفتم. این ارتباط تا چند سال پس از دوران دانشجویی و رفتنم به مشهد ادامه یافت.

آن ایام، پس از نماز مغرب و عشاء افراد سوالات خصوصی شان را با ایشان مطرح می کردند و ایشان نیز با آرامش خاصی پاسخ می دادند و بعد هم دقایقی صحیفه سجادیه را برای عموم مردم شرح می دادند و سپس باز هم عده ای سوال عمومی و یا خصوصی می پرسیدند.

نیک به یاد دارم که گاهی برای یافتن پاسخ یک سوال به تهران رفته، نماز مغرب و عشاء را خدمتشان خوانده و در درس صحیفه سجادیه می نشستم. در خلال درس، ایشان دقیقا به همان سوالی که من در ذهن داشتم، پاسخ می داد و من با حیرت تمام از وجد می شکفتم و با دست پر به آمل باز می گشتم. جواب سوالم را گرفته بودم در حالی که کلمه ای با ایشان سخن نگفته بودم. این مساله چندین بار اتفاق افتاد.

جالب ترین خاطره ای که از ایشان برایم به یاگار مانده آن است که یک بار در سال 1375 پس از درس صحیفه سجادیه چند نفر سوالات عمومی شان را در جمع مطرح کردند و ایشان هم پاسخ داد. من هم به غیر از سوال خصوصی ام، سوالات عمومی ای داشتم که به نظرم رسید مطرح کنم لذا پرسیدم:

وقتی امام زمان (عج) ظهور می کنند، با سلاح جنگ بدر (نیزه و شمشیر) می جنگند یا با مدرن ترین سلاح های روز دنیا؟ ایشان در کمال ناباوری در میان جمع رو کرد و گفت: "به تو چه؟"

بسیاری از جمعیت، نیشخندزنان سرشان را رو به من که در ردیف آخر نشسته بودم، برگرداندند و من که نوجوانی 17 ساله بودم، چنان خجالت زده شدم که نگو و نپرس.

آن شب از آیت الله خوشوقت خیلی ناراحت شدم اما هر چه می گذرد احساس می کنم که با آن پاسخش درس بزرگی به من داد. درسی که تا به امروز برایم آموزنده است. فهمیدم که خیلی از سوالات، سوال حقیقی نیست و پاسخ آن گرهی از عقیده و ایمان و دنیا و آخرت ما نمی گشاید. خیلی از سوال ها صرفا معماست و پاسخ به آنها جز سرگرمی نیست. واقعا اگر ما بدانیم که مثلا امام زمان با چه سلاحی می جنگد، چه فرقی به حال دین و دین ورزی ما دارد؟

بارها از این دست سوالات از من هم شده است. مثلا اینکه صیغه عقد پیامبر اکرم (ص) و حضرت خدیجه (س) را چه کسی خوانده است؟ قبل از نزول سوره حمد، نماز را چگونه می خواندند؟ اگر سیاره ای چند خورشید داشته باشد، نماز اول وقت چگونه محاسبه می شود؟ سوره حمد چند الف دارد؟ و بسیاری از سوالات از این دست که دانستن جواب آنها هیچ فایده ای ندارد. بلکه حتی چهره دین را ملوّث می کند.

چند روزی است که آیت الله خوشوقت به دار باقی شتافته است. از ایشان این درس بزرگی برایم به جا مانده:

صرفِ دانستن، ارزش نیست و به بهانه کسب معارف دینی، نباید برای دانستن اموری تلاش کرد که دانستن شان فایده ای به حال دین و اعتقاد و اخلاق و عرفان و دنیا و عقبای مان ندارد.

متاسفانه سوال ها و جواب ها و درس ها و علوم و معارف بی فایده و حتی مضر، هم در اذهان عمومی و هم در محافل دینی فراوان است... خداوند می فرماید:

و لا تسألوا عن أشیاء إن تبد لکم تسوکم

به دنبال دانستن چیزی نباشید که اگر آشکار شود، برایتان ناخوشایند خواهد بود.