چند کلمه ای درباره آیت الله دکتر صادقی تهرانی
ارغوان! این چه رازی است که هر بار بهار با عزای دل ما می آید ...
با خبر شدیم که در آغاز بهار، درخت پر بار زندگی آیت الله دکتر صادقی تهرانی به خزان نشست و این مفسر و فقیه عالی مقام، از سراچه فانی به دیار باقی شتافت.
در میان آیات عظامی که عمری بیش از 70 سال دارند، کمتر کسی است که همانند ایشان، درجه دکتری هم داشته و با علوم نوین اسلامی آشنا باشد. از سویی تفسیری 30 جلدی بر قرآن نوشته و از سوی دیگر در مورد مسائل جدید نظیر هرمنوتیک هم قلمی زده باشد. در زندان سعودی ها 200 نفر را شیعه نموده و در مورد عهدین، کتابی نوشته که مورد تمجید آیت الله بروجردی قرار گرفته باشد. نماز جمعه را بر بالای تانک اقامه کرده و رساله توضیح المسائل نیز نوشته باشد.
سخن در مورد ایشان و فتاوای فراوان خلاف مشهورشان نظیر عدم شکسته بودن نماز مسافر در شرایط امروز و جواز دادن صدقه دادن به سادات و یکی بودن سن تکلیف دختران و پسران و نیز سبک اخلاقی و توجه به فلسفه احکام در رساله توضیح المسائل شان، فراوان است. همچنین دیدگاه خاصشان در مسائل اصول فقه نظیر عدم تخصیص قرآن به روایات و نیز حصر منایع اجتهاد در دو چیز، جای تأمل فراوان دارد.
اما سخن من در اینجا، التفات به حسن سلوک این عالم فرهیخته است.
دو سال پیش خدمتشان شرف یاب شده بودم. دفتر و دستکی نداشتند. آدرس و شماره تلفن خانه شان را از سایت شان دریافت کرده بودم. درب خانه همیشه باز بود. وارد حیاط و سپس اتاق بزرگی شدم که ایشان و سه چهار نفر دیگر در آن بودند. یکی تایپ می کرد. یکی کتاب ها را جابه جا می کرد و یکی تلفن جواب می داد. دور تا دور اتاق هم کتاب چیده شده بود. فضایی به شدت ساده و پر از کار علمی.
پیرمرد، در روی صندلی نشسته و مشغول تصحیح پرینت نهایی تفسیرش بود. بعداً برایم توضیح داد که تفسیر 30 جلدی الفرقان که تفسیری ترتیبی است را به صورت موضوعی آماده می کند. خدا رحمتش کند. از کارهای علمی مورد نظرش و بی مهری های حوزه علمیه و برخی علماء و جفای برخی حضرات دولتمرد در عین توجه ویژه رهبر به خودشان گفتند. چون به برخی کتبشان اجازه فروش در کتاب فروشی ها داده نمی شد!، مجلداتی از آنها را از خودشان ابتیاع کردم و مجلداتی را هدیه دادند. از آقای رسول جعفریان به دلیل مطالبی نادرستی که در کتابشان به ایشان نسبت داده بود، شدیداً گله مند بودند و جزوه ای در رد آن نوشته بودند. در مورد هرمنوتیک هم کمی صحبت کردیم. اطلاعاتشان در حد نقد سروش و شبستری بود اما از هم قطارانشان که تصور می کنند هرمنوتیک همان تفسیر به رأی است و فقط نامش عوض شده، اطلاعات بیشتری داشتند.
پس از حدود نیم ساعت، دیده بوسی نموده و برخاستم اما حلاوت آن سادگی و علمیت و بیش از همه، جرأت بی حد و حصر علمی شان، هنوز در کامم هست. در میان بزرگان، عالم تر از ایشان می شناسم اما با شهامت تر از ایشان نمی شناسم. شهامتی که گاه سبب می شد که برخی تحملش را نداشته و او را متهم به فقدان علم کنند؛ حال آنکه دریای علم ایشان از سرچشمه قرآن سیراب شده بود و در این ورطه گوی سبقت را از دیگران ربوده بود.
متأسفانه حاشیه های غیر علمی سبب شد تا از این بحر علم و تقوا کمتر بهره گرفته شود و ترجمه عالمانه و دقیقی که او از قرآن ارائه نموده و نیز تفسیر عمیق و دقیقی که نوشته و سایر کتبش، کمتر مورد توجه قرار گیرد. روحش با اولیاء و شهداء محشور باد.
جهت کسب اطلاع بیشتر در مورد ایشان به این آدرس ها مراجعه نمایید:
http://faqihequrani.persianblog.ir
http://www.forghan.ir/fa/index.aspx
http://www.tabnak.ir/fa/news/154959
http://mimil.blogsky.com/1388/11/16/post-20
http://www.forghan.ir/fa/content.aspx?ID=209
http://www.aftabir.com/articles/view/religion/religion/c7c1201702428p1.php
آنکه می فهمد، می فهمد و آنکه نمی فهمد، بهتر است نفهمد.