تحلیل ژرف ساخت فقهی نماز آیات
مطلب پیش رو، صرفا بحثی پیرامون یکی از فروعات فقهی نیست بلکه بیان رویکری متفاوت در مواجهه با دین می باشد که در دل خود، آبستن نوع نوینی از دین ورزی در عصر جدید است و بن مایه های آن پیشتر توسط سایرین بیان شده است و صاحب این قلم در پی تقریر شخصی ماحصل این رویکرد در یکی از فروعات فقهی است و نه اثبات و یا تأیید و یا ابطال آن.
ماه گرفتگی چند شب پیش بهانه بحثی میان ما و دوستان شد. بحثی که ریشه در مسائل کلی تری دارد و ثمراتش را در نظیر چنین مواردی نشان می دهد. قضیه از آنجایی شروع شد که یکی از دوستان پرسید که اگر مثلا ساعت ۳ شب، خسوف 5 درصدی داشتیم به گونه ای که با چشم غیر مسلح قابل رؤیت نبود و خواب بودیم، آیا تلویزیون باید اعلام کند؟ و آیا بر ما واجب است که بیدار بمانیم تا در همان زمان و پیش از قضا شدن آن را بخوانیم؟ و آیا در صورت نخواندن در همان زمان، فردا صبح که از خواب برخاستیم باید قضای آن را به جا آوریم؟ و آیا در صورت وقوع توأم باد شدید و خسوف، دو نماز آیات واجب می شود؟ و بهترین وقت خواندن نماز آیات، آغاز شروع خسوف است و یا آغاز باز شدن خسوف؟ حمد و سوره آن را باید بلند خواند یا کوتاه؟ تفاوت احکام خواندن نماز آیات برای زنان و مردان در چیست؟ و ده ها سؤال با فائده و بی فائده دیگر.
من هم طبق معمول مسأله را به امری مبنایی تر سوق دادم و به جای پاسخ به این سؤالات، در مورد فلسفه نماز آیات بحث کردم. بعد هم به یمن نرم افزار جامع فقه اهل بیت، مطالب بیش از 30 کتاب فقهی و حدیثی را در این باره مطالعه کردم. اکثر این کتاب ها پیرامون علت وجوب نماز آیات سخنی نگفته اند بلکه پیرامون اسباب وجوب آن سخن گفته اند. یعنی گفته اند که در چه زمانی باید این نماز را به جای آورد و نگفته اند که چرا باید آن را خواند. اما آنچه برای من مهم است، فلسفه الاحکام و به عبارت دیگر، بحث از علل الشرایع است.
بخش اول:
آن گونه که در احادیث بیان شده است، ژرف ساخت نماز آیات، وقوع مقوله "خوف" است. یعنی به واسطه بروز امور خارق العاده سماوی، ترسی در جان آدمی می افتد که باید به واسطه نماز و یاد خدا، آن را از خویش دور کرد. آنچه در کتاب مختلف الشيعة فی احکام الشریعة آمده است: «انّ المقتضي للوجوب في الكسوفين موجود في باقي الأخاويف، و هو كونه آية خارقة للعادة» روح حاکم بر اقوال قریب به اتفاق علماء در این باره است که به نوبه خود بر صحیحه امام صادق استوار است: «كل أخاويف السماء، من ظلمة أو ريح أو فزع، فصل له صلاة الكسوف حتى يسكن.» که هم در الکافی و هم در من لایحضره الفقیه و هم در تهذیب الاحکام آمده است و مضمون آن را این روایت صادقین که در المقنعة آمده نیز تأیید می کند: « أَنَّ اللَّهَ إِذَا أَرَادَ تَخْوِيفَ عِبَادِهِ وَ تَجْدِيدَ الزَّجْرِ لِخَلْقِهِ كَسَفَ الشَّمْسَ وَ خَسَفَ الْقَمَرَ.»
حدیث امام رضا و توضیحی که علامه مجلسی در ذیل آن می دهد، مشعر به آن است که در نماز آیات، ژرف ساخت "خوف" بر ژرف ساخت "عبرت" غلبه دارد. امام رضا چنان که در عیون اخبار الرضا آمده، در جواب سؤال از علت وجوب نماز آیات می فرماید: « لِأَنَّهُ آيَةٌ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَا يُدْرَى أَ لِرَحْمَةٍ ظَهَرَتْ أَمْ لِعَذَابٍ فَأَحَبَّ النَّبِيُّ ص أَنْ يَفْزَعَ أُمَّتُهُ إِلَى خَالِقِهَا وَ رَاحِمِهَا عِنْدَ ذَلِكَ لِيَصْرِفَ عَنْهُمْ شَرَّهَا وَ يَقِيَهُمْ مَكْرُوهَهَا كَمَا صَرَفَ عَنْ قَوْمِ يُونُسَ حِينَ تَضَرَّعُوا إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.» علامه در بحار الانوار در توضیح آن می نویسد: « أ لرحمة ظهرت لما كان الكسوف و أمثاله من آثار غضب الله تعالى فكونها لرحمة بعيد.»
قدرت ژرف ساخت "خوف" در صورت پردازی های فقهی احکام مربوط به نماز آیات به حدی است که در عروة الوثقی هنگام بحث از اسباب وجوب نماز آیات، گویی سخن نه از صلاة بلکه از خوف است: « الأوّل و الثاني: كسوف الشمس و خسوف القمر و لو بعضهما، و إن لم يحصل منهما خوف. الثالث: الزلزلة، و هي أيضاً سبب لها مطلقاً، و إن لم يحصل بها خوف على الأقوى. الرابع: كلّ مخوّف سماويّ أو أرضى كالريح الأسود أو الأحمر أو الأصفر و الظلمة الشديدة و الصاعقة و الصيحة و الهدّة و النار الّتي تظهر في السماء و الخسف و غير ذلك من الآيات المخوّفة عند غالب الناس و لا عبرة بغير المخوّف من هذه المذكورات، و لا بخوف النادر، و لا بانكساف أحد النيّرين ببعض الكواكب الّذي لا يظهر إلّا للأوحدي من الناس و كذا بانكساف بعض الكواكب ببعض إذا لم يكن مخوّفاً للغالب من الناس.» لذا نباید از ظاهر عبارت جواهر الکلام: «من غير اشتراط بالخوف» تصور کرد که رویکرد فقهی به این مسأله فارغ از توجه به این ژرف ساخت شکل گرفته است.
این ژرف ساخت، دارای چندین روساخت است که برخی از آنها را بر می شماریم:
اولین روساختِ ژرف ساخت "خوف" در نماز آیات، آن است که به دلیل شباهت هایی که میان هنگام وقوع اسباب نماز آیات و هنگام قیامت وجود دارد، بایستی که در آن وقت، به یاد خدا بود و نماز خواند. گویا بر این اساس بود که در ذکری الشیعة به نقل از ابن بابويه آمده است: «إنّما يجب الفزع إلى المساجد و الصلاة، لأنّه آية تشبه آيات الساعة، و كذلك الزلازل و الرياح و الظلم هي آيات تشبه آيات الساعة، فآمر أن يتذكر القيامة عند مشاهدتها.» شهید ثانی هم در آغاز بحث از نماز آیات در شرح اللمعة به همین تعلیل نظر دارد: «لأنها علامات علی أهوال الساعة و أخاویفها و زلازلها.» این تعلیل نیز به نوبه خود بر حدیث امام صادق استوار است که علامه در بحار آن را آورده است: «إِنَّ الزَّلَازِلَ وَ الْكُسُوفَيْنِ وَ الرِّيَاحَ الْهَائِلَةَ مِنْ عَلَامَاتِ السَّاعَةِ فَإِذَا رَأَيْتُمْ شَيْئاً مِنْ ذَلِكَ فَتَذَكَّرُوا قِيَامَ الْقِيَامَةِ وَ افْزَعُوا إِلَى مَسَاجِدِكُم.»
دومین روساختِ ژرف ساخت "خوف" در نماز آیات، آن است که به وسیله نماز آیات، عذاب الهی ناشی از معاصی به وسیله طاعت الله دفع می شود. استحباب خواندن دعای زیر بعد از نماز آیات که رئیس المحدثین در من لایحضر آن را آورده است، از همین روست: «يَا مَنْ يُمْسِكُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولَا وَ لَئِنْ زَالَتَا إِنْ أَمْسَكَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كَانَ حَلِيماً غَفُوراً يَا مَنْ يُمْسِكُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ أَمْسِكْ عَنَّا السُّوءَ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير.»
بحث های جدی دیگری نیز هست. از جمله این که ملاک خوف چیست؟ آیا چنان که در کتاب مدارک و جواهر و حدائق الناظرة آمده است، خوف أکثر الناس یا عامة الناس ملاک است یا اهل فن؟ و آیا صغیر و جبان نیز مشمول این دایره هستند یا خیر؟ ولی قصد من اطاله در این باب نبوده است لذا از بحث پیرامون آنها چشم می پوشیم.
بخش دوم:
دو سؤال اصلی وجود دارد که علاقه دارم به بحث پیرامون آنها بپردازم:
1. که بر فرض صحت ژرف ساخت "خوف"، آیا اموری غیر از تهویلات ارضی و سماوی که خوفی معتنی به داشته باشند و ملهم نوعی از عذاب یا وقوع قیامت باشند، مستلزم نماز آیات نخواهند بود؟
2. آیا ژرف ساخت دیگری به غیر از "خوف" می توان برای نماز آیات در نظر گرفت؟
پیرامون سؤال اول باید بگویم که این کار، نه قیاس باطل بلکه کاری است که فقهاء امامیه در بحث از همین اسباب مذکور در کتب فقهی انجام داده اند و این بر آگاهان پوشیده نیست و اگر خوف اطاله نبود، عبارات متکثره در این باب را ذکر می کردم. اینکه برخی نماز آیات را محدود به امور سماوی و برخی اعم از ارضی و سماوی دانسته و برخی تکویر سایر اجرام آسمانی را نیز از این جمله شمرده اند، ناظر به همین امر است. لیکن بنده در پی پاسخ به این سؤال نیستم و تنها طرح مسأله می کنم.
اما پیرامون سؤال دوم باید بگویم که هر چند در پی دادن فتوا نیستم اما به خودم اجازه فکر کردن می دهم و امیدوارم دوستان نیز این حق را برای همگان از جمله من قائل شوند.(این را از آن جهت عرض کردم که برخی معتقدند که این امور تعبدی است و نباید در آن چون و چرا کرد.)
برای پاسخ به سؤال دوم، ذکر سه مقدمه لازم است:
اول آنکه منصوص العلة بودن متفاوت با منحصر العلة بودن است.
دوم آنکه باید میان یک واقعه خارجی در طبیعت و تأثیر روانی آن در انسان، تفاوت گذاشت و دانست که نماز آیات نه به دلیل وقوع امری در عالم طبیعت بلکه به دلیل واکنش روانی انسان در قبال آن واقعه طبیعی است و محوریت مقوله "خوف" به عنوان یکی از عکس العمل های روانی انسان، در احادیث و فتاوی و سایر بحث های مربوط به نماز آیات، از این باب می باشد.
سوم آنکه افزایش آگاهی های علمی و تجربیات بشری بدون شک باعث دگرگونی هایی در فرآیندها و عکس العمل های روحی و روانی بشر امروز شده است. این تغییرات هم در حوزه علل و اسباب و چگونگی کیفیات نفسانی و هم در حوزه انواع آنها است. مثلا احساس درونی ناشی از زیست مجازی که امروزه با وجود اینترنت محقق شده و یا زیست فرازمانی که ممکن است در آینده فراهم شود، در بشر گذشته وجود نداشت. همچنین عدم تجربه لذتی نظیر لذت مشاهده بازی فوتبال و یا ترسی نظیر ترس حاصل از نشستن روی سالتو سبب می شود که تعریف و مفهوم ذهنی ترس در نزد بشر امروزی، متفاوت از بشر دیروز باشد. یعنی علاوه براینکه این مقولات در نزد هر فردی تعریفی متفاوت دارد، در هر برهه زمانی نیز تعریفی متفاوت خواهد داشت.پس کیفیات نفسانی هم در انواع و هم در اسباب، متفاوت از گذشته اند و همین امر باعث تفاوت تجربیات روحی و تغییر ذائقه روانی انسان امروز شده است لذا مقوله ترس، امروزه تعریفی دارد که در گذشته نداشته و اسباب ایجاد ترس و میزان و چگونگی تأثیر گذاری و واکنش روانی انسان امروز در برابر ترس، متفاوت از انسان دیروز است.
با توجه به این مقدمات، باید بگویم که پیرامون نماز آیات، به گمانم علاوه بر ژرف ساخت "خوف" که در روایات متعددی به آن اشاره شده است، ژرف ساخت "إعجاب" نیز بایستی مورد توجه قرار گیرد. هر چند که روایتی مشاهده نکرده ام که چنین چیزی را بیان کرده باشد. در سده های گذشته، ژرف ساخت "خوف" که بر پایه حیرت ناشی از عدم درک علل امور استوار است، کارکرد بیشتر و عام تری داشت و لذا در روایات مورد تأکید قرار گرفته است. اما امروزه با توجه به پیشرفت های علوم تجربی و کشف علل طبیعی این اسباب، مقوله خوف و ترس از امور سماوی به معنای گذشته اش وجود ندارد و لذا کارکرد و اثر بخشی خود را در برانگیختن عرق دینی عامه مردم در چنین مسائلی از دست داده است. امروزه عبور شهاب سنگ هایی از نزدیکی زمین و یا طوفانهای خورشیدی که می توانند موجب اختلال در سیستم های الکترومغناطیسی و راداری و مثلا سقوط هواپیماها شوند، ترسناک می باشند و نه ماه گرفتگی. لذا در نظیر این امور می توان دو استراتژی را در پیش گرفت:
1. شاخصه های جدید را در ژرف ساخت "خوف" مد نظر قرار داد.
2. از ژرف ساخت "اعجاب" که ناشی از درک دقائق و لطائف و ظرائف است و دارای کارکرد بیشتر و عام تری است، به جای ژرف ساخت "خوف" و یا در کنار آن، استفاده نمود.
در نتیجه به نظر می آید که در آینده زیربنای رویکرد فقهی پیرامون نماز آیات، از محوریت "خوف" که مقرون حیرت ناشی از عدم درک علل امور است، به محوریت "اعجاب" که مقرون به خشوع ناشی از درک عمیق علل امور است، سوق داده شود که اگر چنین شود، بعید نخواهد بود که خواندن نماز آیات برای کسی که مشاهده خسوف و کسوف به لحاظ دانستن علل علمی آنها، برایش خوفی در بر ندارد و از حیث روانی اعجابی بر نمی انگیزاند، واجب نشود و از سوی دیگر، هنگام خبر یافتن از عبور شهاب سنگی از کنار زمین، حتی اگر دیده نشود و یا شنیدن یک سمفونی یا تک نوازی زیبا و یا دیدن منظره ای چشم نواز یا چهره ای دل فریب، خواندن نماز آیات، توصیه گردد.
كل من لم یعشق الوجه الحسن ......... قرِّب الجُلّ الیه و الرَّسن
یعنی آن كس را كه نبود عشق یار ..... بهر او پالان و افساری بیار
آنکه می فهمد، می فهمد و آنکه نمی فهمد، بهتر است نفهمد.