امام سید موسی صدر و شهید سید محمد باقر صدر مظهر روحانیت هوشیار و الگوی عالمان آگاه به زمانه اند. زندگی نامه بزرگان زیادی را خواندم اما در حسرت نبود این دو مرد، اشک ریختم. حال چمران، این ابرمرد دوران، را درک می کنم وقتی سال 1355در وصیت نامه اش چنین نوشت: «وصیت می کنم به کسی که او را بیش از حد دوست می دارم! به معبودم ! به معشوقم ! به امام موسی صدر! کسی که او را مظهر علی می دانم!»

از سالها پیش با خود می گفتم که اگر روزی امام موسی صدر برگردد و آنچه عالمان و حاکمان به نام دین صورت پردازی کرده اند را ببیند چه خواهد کرد؟ آیا آقایان واقعاً می خواهند که او برگردد؟ آیا تحمل افکارش را دارند؟ کسانی که امروز از بیان افکار صدر می هراسند و آنها را گزینش شده و ابتر بیان می کنند، فردا از گفتار و رفتارش نخواهند هراسید؟

- امام موسی صدر در عید پاک مسیحیان، به کلیسا رفت و به جای اسقف سخنرانی کرد و در پی آن بود که در خطبه نماز عیدین که جزء نماز محسوب می شود، از اسقفی مسیحی دعوت کند تا به جای او در جمع مسلمانان سخنرانی کند.

 - امام موسی صدر ترتیب مراسم تدفین و بزرگداشت دکتر شریعتی در سوریه و لبنان را داد و علی رغم مخالفت عده ای از روحانیون متحجر، در سخنرانی خود در مراسم چهلم دکتر شریعتی، وی را دارای اندیشه های اصیل خواند و و بر صراط مستقیم دانست و کلماتش را ثروتی عظیم نامید.

- امام موسی صدر با سجایای اخلاقی خویش چنان از همگان دلربای کرده که جرج جرداق مسیحی می گوید: شیعیان و اهل سنت و مسیحیان همه به یک اندازه از انتخاب او به عنوان رئیس مجلس اعلاء خوشحال شدند.

- امام موسی صدر در برهه ای، همسرش را مسؤول هماهنگی بخشی از ملاقات های عمومی اش کرده بود تا تابوی حضرات در پستو نشاندن زنان را بشکند.

- امام موسی صدر خواهر زاده اش را ابتدا به فراگیری موسیقی سنتی ایران و سپس موسیقی کلاسیک غرب ترغیب کرد.

نمی دانم عالمان دینی که هنوز در حلیت اصل موسیقی شائبه دارند و توصیه به آن را اشاعه منکر می نامند و جمیع اهل کتاب را بی ایمان و کافر می دانند و ورود غیر مسلمان به مسجد را وهن دین می شمارند و امثال دکتر شریعتی را ضد آخوند و مروج اسلام منهای روحانیت قلمداد می کنند و از حضور همراه با همسر و خانواده در انظار اکراه دارند و آن را مخالف شؤون عالمان می پندارند، آیا از بازگشت امام موسی صدر خشنود خواهند شد؟ و اگر آن عزیز باز گردد، مترسک موهشی که ای عده از دین و دین داری ساخته اند را نابود نخواهد کرد؟ پس چندان بی راه نیست که پی گیری بازگشت ایشان در حد ژست های لفظی باقی مانده و هیچ گاه از سوی عده ای از عالمان دینی و برخی بزرگان حوزه های علمیه پی گیری جدی نشده است.

من چندان کاری به روابط اقتصادی و سیاسی و نظامی ایران با لیبی و نیز احتمال مطرح شدن ایشان به عنوان یکی از گزینه های رهبری ایران و احتمال تأثیر آن در تبدیل مسأله ربایش امام موسی صدر به مسأله ای دسته چندم در دولت های بعد از انقلاب و ندارم. چیزی که سبب شد آقای خامنه ای بگویند که در این باره (پیگیری بازگشت امام موسی صدر) کوتاهی شده است. داماد ایشان در مصاحبه اخیر خویش زوایای گوناگون این امور را مفصلاً بیان کرده است. دستگاه های سیاسی و حقوقی در صورت تمایل!! باید به وظیفه خویش در راستای پیگیری بازگشت ایشان است عمل کنند.

اما روی سخن من با اهالی دین و اندیشه است. وظیفه این قشر نه فقط امضاء طومار بلکه احیاء افکار و اندیشه های این بزرگ مرد دوران ساز است. افکاری که بخش معتنا بهی از آن مکتوم یا مسکوت مانده است. افکاری که مصداق کامل تحول در حوزه های علمیه است. افکاری که سرافرازی حوزه های دینی و امت اسلامی را در پی دارد. افکاری که مطلوب همه آزادی خواهان و عدالت طلبان و اندیشه ورزان جهان است.

افکاری شعور آفرین که دین دارانی واقع بین و نه حجره نشین می پروراند.

آری ... عالمان متحجر و حاکمان مستکبر دنیای اسلام به اندازه دشمنان قسم خورده اسلام و عدالت و انسانیت از بازگشت امام موسی صدر نگرانند.

امیدوارم گفته های اولیاء اللهی چون آیت الله بهجت در مورد ایشان به زودی لباس واقع بپوشد و امت اسلام، قامتِ رشیدِ آن اندیشه مجسم را در آغوش بگیرد.

آن سفر کرده که صد قافله دل هم ره اوست .... هر کجا هست خدایا به سلامت دارش