طی ماه های اخیر علی رغم مشغله فراوان و میل باطنی،‌ پروژه ای در خصوص نقد و بررسی فعالیت های قرآنی مستشرقان انجام دادم. به بهانه انجام این کار،‌ با مطالبی آشنا شدم که در گذشته کمتر به آنها برخورده بودم. از جمله کارهای قرآن پژوه و حدیث پژوه بزرگ آلمانی پروفسور هارالد موتسکی.

در میان کارهای امثال بلاشر و موتتگمری وات و گلدزیهر و نولدکه و وایل و مویر و هرشفلد و ... عالمانه ترین و منصفانه ترین قضاوت ها را در میان مطالب موتسکی دیدم. هر چند که دیدگاه های او هم گاهی اختلافاتی با دیدگاه های علمای اسلامی دارد و نیز جامعیت کارهای مونتگمری وات را ندارد اما نباید از نظر دور داشته باشیم که اتفاقا بهترین نقدها و پاسخ ها به ایرادات مستشرقانی مانند گلدزیهر به تفاسیر و روایات اسلامی را نیز موتسکی و افرادی نظیر او داده اند و روش هایی را در مطالعات تاریخی به کار گرفته اند که اساساً برای بسیاری از ما کمتر شناخته شده است.

مطالعه و بررسی نقدهایی که قرآن پژوهان غربی بر کارهای همکارانشان وارد کرده اند و مقایسه روش نقادی آنها با روش نقادی ما می تواند یکی از زمینه های بکر در پژوهش های قرآنی باشد.

البته پروفسور موتسکی برای خیلی ها شناخته شده است. در سال 1385، جایزه ویژه کتاب سال سیره نبوی از سوی دبیرخانه بین المللی کتاب سال جمهوری اسلامی به ایشان تعلق گرفت.

مطالعه آثار دقیق و روشمند او می تواند به ما در ارتقاء روش های پژوهش در حوزه های قرآن و حدیث کمک نماید.

فهرست کامل کتاب ها و مقالات منتشر شده او پیرامون قرآن و حدیث را می توانید در قالب pdf در اینجا ببینید.

تعدادی از مقالات ترجمه شده ایشان به زبان فارسی در اینجا قابل دریافت است.

مجموعه ای فربه از کارهای موتسکی شامل 17 مقاله در باب حدیث پژوهی اخیرا از سوی انتشارات دارالحدیث قم به چاپ رسیده که توضیحات کامل تر در این باره را می توانید در اینجا ببینید.

معرفی اجمالی شخصیت علمی موتسکی نیز در اینجا قابل مشاهده است.

پی نوشت:

1. سزاوار است به سهم خود از کوشش های آقای مرتضی کریمی نیا که در شناساندن آثار مستشرقان از جمله موتسکی به فضای فارسی زبانان و به تبع آن، ارتقاء استانداردهای مطالعات اسلامی کشور زحمات فراوانی کشیده اند، قدردانی نمایم.

2. چاپ مجله قرآن پژوهی خاورشناسان و نیز کتاب قرآن و مستشرقان هر چند که گام های بسیار نیکویی بود اما ضعف برخی از نقدها و برخوردهای کلیشه ای با موضوعات و رویکرد عمدتاً تقابلی سبب شده که این گام های نیکو هنوز تا رسیدن به مقصد، فاصله زیادی داشته باشند.

3. متاسفانه نه در دوره کارشناسی ارشد و نه در دکتری از هیچکدام از اساتیدمان نامی از هیچ مستشرقی غیر از نولدکه و بلاشر و گلدزیهر نشنیدم. گویا اغلب این عزیزان از کارهای مهم و پر حجم اسلام پژوهی در غرب طی دهه های اخیر در غرب بی اطلاع اند و کارهای غربیان را محدود به دایره المعارف لیدن می بینند.

4. امیدوارم کنفرانس بین المللی قرآن و مستشرقان که در بهمن ماه آینده برگزار می شود بتواند بخشی از این خلا را جبران نماید و زمینه گسترش این مطالعات را فراهم نماید.