گفتار زیر، بر گرفته از کتاب «درآمدی بر هرمنوتیک»، ارتباط تنگاتنگ هرمنوتیک و فهم دینی را تشریح می کند:

   

    هرمنوتیک از دو جهت تفکر دینی را تحت تأثیر قرار می دهد و مسائل و پرسش های جدیدی را پیش روی آن می نهد:

            پاره ای از مباحث هرمنوتیک، معطوف به تفکر فلسفی درباره فهم به طور مطلق و صرف نظر از فهم در زمینه خاص است. در این گونه تأملات در باب فهم و شرایط وجودی حصول آن و ویژگی های اصلی اش، قضاوت ها و احکام عامی درباره مطلق فهم صادر می شود که دامنه آن ، معرفت دینی و تفسیر متون دینی را نیز در بر می گیرد و در نتیجه میان مباحث هرمنوتیک و معرفت دینی پیوند ایجاد می کند.

 

       ادیان ابراهیمی (اسلام، مسیحیت و یهودیت) مبتنی بر وحی و کلام الهی اند و این امر سبب آن است که این ادیان در ابعاد مختلف از متون دینی و تفسیر و فهم آنها، تأثیر بپذیرند. این پیوند عمیق میان فرهنگ دینی و مقوله تفسیر متون دینی ، موجب آن است که اراده نظریات نو در زمینه تفسیر و فهم متون، شیوه رایج و مقبول تفسیر متون را به چالش بگشد و عالمان دینی را با پرسش های جدید رو به رو سازد و بر مقوله معرفت دینی تأثیر بگذارد.

 

هرمنوتیک همواره با مسأله تفسیر متن درگیر بوده و علی رغم پرخش های فراوانی که در قلمرو و اهداف آن حاصل شده است ، اهتمام خاصی به مقوله فهم متن داشته است؛ از این رو ارائه نظریات نو ظهور در زمینه هرمنوتیک متن، بر حوزه تفکر دینی اثرگذار خواهد بود