به بهانه ليلة القدر
اي شب قدر بي دلان، طرّه دل رباي تو ...... مطلع صبح صادقان، طلعت دلگشاي تو
خاك در ِ سراي تو ، آب زنم به ديدگان ........... تا گِل قالبم شود، خاك در ِ سراي تو
روضه ي خُلد اگر چه دل بهر لقا طلب كند .... روضه خُلد بي دلان نيست بجز لقاي تو
سالهاست در حسرت فهميدن اين فراز از خطبه اول نهج البلاغه ام :
اوّلُ الدّين معرفتُه ... مع كلِّ شيء لا بمُقارَنة و غيرُ كلّ شيء لا بمُزايَلة
یا مَن یُعطی الکثیرَ بالقلیل، به برکت این شب های عزیز، قلبم را آماده درك "حقيقت توحيد" نماي.
الهي! در، بسته نيست؛ ما دست و پا بسته ايم.
الهي! چنان كن كه قرآن نه بر سر ، كه بر دل گيريم.
الهي! از مأدبه ی قرآني و مائده ی وحياني روزي مان ده.
الهي! عمري آه در بساط نداشتم و اينك جز آه در بساط ندارم.
الهي! الهي! الهي!
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۰۶/۳۱ ساعت 23:29 توسط علی رضا آزاد
آنکه می فهمد، می فهمد و آنکه نمی فهمد، بهتر است نفهمد.