سلسله مباحث قرآن و هرمنوتیک (3)
چكيده مطالب جلسه سوم : 14 / 9 / 85
موضوع اين جلسه : ادامه كليات مباحث هرمنوتيك
ü برخلاف تصور رايج ، كلام مسيحي در قرون وسطي رشد خوبي داشت. توماس آكوويناس در آن دوران، براي اثبات عقلي مباني ديني، كلام مسيحي را با فلسفه يوناني به شدت تلفيق كرد .
ü اگوستين قديس در قرن پنجم ميلادي ( دو قرن قبل از بعثت ) مي گويد: "صرف تبعيت از قواعد تفسيري براي درك كتاب مقدس كافي نيست بلكه آن نوري كه به واسطه آن ابهام كتاب مقدس برطرف مي شود بايد از طرف خداوند بيايد. اين مطلب درستي است ولي "كلمه حق يراد بها الباطل" مي باشد. او از اين سخن نتيجه مي گيرد : " پس هر تفسيري به شرايط روحي مفسر بستگي دارد. اين حرف دستمايه بعضي هرموتيست هاي معاصر قرار گرفت. آنها قائل شدند كه فهم ها و به تبع آن تفسيرها داراي مراتب مشكّك و متفاوت است و همه مي تواند درست باشند و هيچ كس نمي تواند با تكيه بر فهم خود، فهم هاي ديگر را غلط بشمارد .
ü نسبيت فهم ها و تفسيرها با مباحث نسبت و كوآنتم و قواعدي كه انيشتين و هايزنبرگ در فيزيك بنانهاده اند، گره خورده است. در فيزيك كوآنتوم، وجود مكان ثابت براي اشياء را انكار كرده اند و تنها قائل به احتمال قوي وجود شيء در جايي و احتمال ضعيف وجود آن در جاي ديگر شده اند ولي هيچگاه ميزان اين احتمال را "صفر" درنظر نمي گيرند. گادامر اين نسبيت و عدم قطعيت فيزيكي را در مباحث هرمنوتيك فلسفي خود جاري كرده و سروش نيز اين نسبت را در برداشت ايدئولوژيك از دين جاري ساخته است . آري، ريشه همه اين گرايشها مشترك است
ü پوزيتيويست ها به دنبال اتحاد علوم تجربي بوده و معتقدند كه تمام علوم تجربي در فيزيك باهم متحد خواهند شد. به نظر مي آيد در آينده تمامي علوم (چه تجربي و چه انساني و چه الهي) در هرمنوتيك به هم رسيده و متحد شوند. خوب است پيرامون ارتباط اين مطلب با سخن شريف حضرت علي(ع): علم تنها نقطه اي بود و جاهلان آن را مكثّر و متعدد كردند.،تأملي دوباره شود.
ü در ميان علماء اسلام، تا حدودي به اين نسببت خصوصاً در فتاواي فقهي جامه قبول پوشانده شده و در حد كمتري در تفسير نيز مقبول افتاده ولي اين جواز تعدد، تفاوت هايي با نسبي گرايي فهم دارد كه در آينده توضيحات بيشتري پيرامون آن خواهيم داد.
ü بحث كلونينگ انساني ( شبيه سازي ) نه فقط علماي ديني مسلمان بلكه علماي ديني مسيحي و يهودي و همه دينداران دنيا را به چالش كشيده و بسياري از الهيون را به لكنت انداخته است .
ü ما نبايد منتظر باشيم تا با رهيافت هاي جديد علمي يا معرفتي ، مباني و ريشه هاي عقايد ما نظير حيات و ممات ، زوجيت ، خلقت ، رابطه علت و معلولي و ... را زير سؤال ببرند و آنگاه به دنبال راه چاره باشيم .
ü اگر ما بتوانيم با تكيه بر روش ها مباني فهم گذشتگان و آراء علماي سلف ، پاسخگوي نيازهاي دنياي جديد باشيم، خيلي خوب است ولي اگر اين كار ممكن نباشد ، حفظ آبروي اسلام از هر چيز ديگري مهمتر است .
ü اعتراض علامه طباطبائي به نوع فهم علامه مجلسي در بحث فلكيات كتاب بحار الانوار مورد اعتراض علماء ديگر قرار گرفت و علامه طباطبائي به ناچار كار تنفيح بحارالانوار را نيمه كاره رها كرد . مادر مباحث هرمنوتيك ، منشأ اينگونه تفاوت برداشت ها و منبع اخذ حجيت و اعتبار و عدم اعتبار چنين برداشت هايي از متون ديني را ( در حيطه قرآن و تفسير ) بررسي مي كنيم .
ü بحث فضاي فرهنگي زمان تأليف و به عبارت ديگر، شاخصه هاي فرهنگي عرب زمان نزول و تأثير يا عدم تأثير آن در متن قرآني، مبحث ديگري است كه خصوصاً هنگام معرفي شخصيت و نظريات ابوزيد به آن خواهيم پرداخت .
آنکه می فهمد، می فهمد و آنکه نمی فهمد، بهتر است نفهمد.