در جهان اسلام برای نخستین بار برخی از پژوهشگران مصری نظیر ابراهیم شریف[1]، عفت شرقاوی[2] و نصر حامد ابوزید[3] از هرمنوتیک در تفسیر قرآن بهره گرفتند. در ایران نیز کسانی مانند سید احمد فردید[4]، محمد مجتهد شبستری[5]، عبدالکریم سروش[6]، و بابک احمدی[7] به روش‏های هرمنوتیکی روی آوردند اما این فضل‎الرحمان، نو اندیش معاصر پاکستانی بود که برای نخستین بار اصطلاح «هرمنوتیک قرآنی» را به کار برد.[8] از آن پس موافقت‌ها و مخالفت‌هایی با کاربست هرمنوتیک در تفسیر قرآن صورت گرفت که اینک به شرح مواردی از آنها می‏پردازیم.

استفاده گزینشی نواندیشان مسلمان از دانش هرمنوتیک و بهره برداری از آن در جهت اهداف خویش و قطع پیوند آن با بستره تاریخی و ملزومات معرفتی‏اش باعث شد که تصور ناقص و گاه غلطی از هرمنوتیک در ذهن کسانی که آشنایی چندانی با این مباحث نداشتند، ایجاد شود و کار به جایی برسد که عده‏ای با مشاهده مغایرت آراء بعضی از هرمنوتیست‏ها و نحله‏های هرمنوتیکی با مبانی تفکر اسلامی، به خیال اینکه دانش هرمنوتیک در همین آراء خلاصه می ‏شود، زبان سبّ و لعن به روی هرمنوتیک بگشایند و استفاده از آن را مساوی تفسیر به رأی بشمارند. در حالی که همان طور که گفتیم، هرمنوتیک نیز همانند سایر جریان‌های فکری، ادوار مختلفی را پشت سر نهاده و نحله‏های گوناگونی را در دل خود پرورانده است که از آن جمله می‏توان به هرمنوتیک قدسی، هرمنوتیک کلاسیک، هرمنوتیک فلسفی و هرمنوتیک نئوکلاسیک اشاره کرد. نواندیشان مسلمان با توجه به اهدافی که دنبال می‏ کنند بیشتر به هرمنوتیک فلسفی آن هم از نوع گادامری، روی آوردند[9] و نام عام هرمنوتیک بر آن نهادند لذا عدم هم‌خوانی برخی از آموزه‏ های این نحله هرمنوتیکی با پیش‏فرض‌ های اندیشه‏ های دینی و مفروضات تفکر اسلامی به پای تمام هرمنوتیک نوشته شد در حالی که بسیاری از آموزه‏ های هرمنوتیک کلاسیک و نئوکلاسیک هم‏ راستا با مبانی و روش‌های اندیشمندان اسلامی است و تعامل با آنها می‏تواند مفید فائده باشد و نمی‏توان به بهانه مخالفت با نتایج هرمنوتیک فلسفی، خود را بی‏ نیاز از استفاده از دست‏آوردهای آنان پنداشت.

اینک به نمونه‏ هایی از این تصورات نادرست که درباره هرمنوتیک شک گرفته است اشاره می‏کنیم و در حد بضاعت مزجات خود به آنها پاسخ می‏ گوییم.

یکی از معاصران، فصلی از کتاب خود را به موضوع قرآن و هرمنوتیک اختصاص داد و در ذیل عنوان «ویژگی‏ها و آموزه‏ها و پیامدهای تفسیر هرمنوتیکی از قرآن» موارد زیر را
برشمرده‌ است[10]:

1. فهم متن محصول ترکیب و امتزاج افق معنایی مفسر معنایی متن است، بنابراین دخالت ذهنیت مفسر در فهم، نه امری مذموم بلکه شرط وجودی حصول فهم است و واقعیتی اجتناب‏ناپذیر است.

2. درک عینی متن، به معنای امکان دست‏یابی به فهم مطابق با واقع امکان‏پذیر نیست.

3. فهم متن عملی بی‏پایان و امکان قرائت‏های مختلف از متن، بدون هیچ محدودیتی وجود دارد.

4.  هیچ‌گونه فهم ثابت و غیرسیالی وجود ندارد و درک نهایی و غیرقابل تغییری از متن نداریم.

5. هدف از تفسیر متن، درک «مراد مؤلف» نیست، ما با متن مواجه هستیم نه با پدید آورنده آن. نویسنده یکی از خوانندگان متن است و بر دیگر مفسران یا خوانندگان متن رجحانی ندارد.

6. نص قرآن، متنی زبانی است که یک محصول فرهنگی است و زبان آن مختص اولین دریافت کننده است و زبان هرگز از فرهنگ و واقعیت‌های زمان جدا نیست.

7. برخی نصوص قرآن شواهد تاریخی است که به شرایط خاص صدور آن اختصاص دارد همچون: جن، شیطان، حسد، ریا، دعا، تعویذ و احکام مربوط به بردگی که قابل تسرّی به شرایط متفاوت زمان ما نیست.

باید گفت که بخشی از آنچه ایشان به آن اشاره کرده‏اند جزء آموزه‏های هرمنوتیک فلسفی و بخشی جزء آراء قرآن پژوهانی است که پیرو این نحله‏اند در حالی که هرمنوتیک کلاسیک و نئوکلاسیک هم صدا با بسیاری از مفسران و اندیشمندان اسلامی، چنین آموزه‏هایی را رد کرده و قائل به امکان فهم عینی و درک نهایی از متن‏ است و هدف از تفسیر را رسیدن به مراد مؤلف می‏دانند.

چنین به نظر می‏آید که حتی اگر ایراداتی بر آموزه‏های هرمنوتیک فلسفی وارد باشد، صحیح نیست که آن ایرادات به پای کل دانش هرمنوتیک نوشته و به این وسیله تمام آموزه‏های آن به طاق نسیان سپرده شود.

برخی با بحث درباره خاستگاه هرمنوتیک کوشش دارند کارآیی مباحث هرمنوتیک را در فهم بهینه آیات منکر شوند. به باور این گروه عوامل زیر سبب پیدایش و شکل‏گیری هرمنوتیک بوده است[11]:

1. ناسازگاری آیات کتاب مقدس با عقل و براهین عقلی، مانند آیاتی که نشان از جسمانیت خدا و مستی نوح7 ازدواج لوط7 با دخترانش و... دارد.

2. ناسازگاری آیات با یکدیگر؛ مانند آیاتی که در مورد شجره‏نامه عیسی است؛ در انجیل متی، پدربزرگ عیسی یعقوب، و در انجیل لوقا، هانی معرفی شده است و...

3. ناسازگاری آیات عهد قدیم و جدید با علم؛ مانند آیاتی که درستی هیأت بطلمیوسی را تایید می‏کند.

4. وحیانی نبودن بیشتر با تمام آیات کتاب مقدس.

این منتقدان از بحث در خاستگاه هرمنوتیک نتیجه می‏گیرند که چون این عوامل و مشکلات درباره قرآن وجود ندارد، بنابراین مباحث هرمنوتیک در فهم آیات کارآیی ندارد و نمی‏توان از مقایسه و مشابهت این مباحث با مسائل تفسیر با تأویل سخن گفت.

اگر مقصود این منتقدان، هرمنوتیک پیش از عصر جدید است، باید گفت که نمی‏توان چنین عواملی را سبب پیدایش آن دانست چرا که در آن زمان، باور به قداست و مصونیت تورات و انجیل از هرگونه نقص، جزء باورهای یهودیان و مسیحیان بود و نه تنها کسی آموزه‏های متون مقدس را خلاف عقل و علم نمی‏شمرد بلکه حکمایی نظیر عیسی‌بن سیرا و فیلون و آکوونیاس و کلمنت کتاب‌های متعددی در اثبات عقل‏مداری متون مقدس و تلفیق فلسفه یونانی و الهیات مسیحی و یهودی نوشتند.[12]

اما اگر مقصود این منتقدان، هرمنوتیک عصر جدید و دوران مدرن باشد که پس از نهضت اصلاح دینی و با تأثیر پذیری از گفتمان عصر روشنگری پدید آمد، باید گفت که مصلحان پروتستان به دلیل توجه ویژه به کتاب مقدس و برافراشتن علم استقلال از کلیسای کاتولیک، نیازمند تدوین یک سنت تفسیری بودند و هرمنوتیک را در این راستا به کار گرفتند
و در بالندگی‏اش کوشیدند، ولی آنها نه تنها قائل به ناسازگاری آیات کتاب مقدس با یکدیگر و با عقل و علم نبودند بلکه آن را مجموعه منسجم و به هم پیوسته‏ای می‏دانستند که دربردارنده همه اموری است که خداوند آنها را ضوابط همیشگی ایمان و عمل انسان‏ها قرار داده است.[13]

هرمنوتیک این دوران با شلایرماخر به اوج خود رسید اما او نیز به دلایلی که این منتقدان ذکر کرده‏اند به سراغ هرمنوتیک نرفت بلکه درصدد بود تا اصول عام تفسیر را تدوین کند و لذا هرمنوتیک خویش را بر اساس پرسش از فهم، بنیان نهاد که در فصول آینده به تفصیل بدان خواهیم پرداخت. از منظر الهیات اعتدالی[14] که غالباً شلایرماخر را بنیان‏گذار آن می‏دانند[15] خداوند با حضور خویش در حیات مسیح7 به املاء کتاب مقدس پرداخت یعنی کتاب مقدس، بازتاب وحی در آیینه احوال و تجارب بشری است. پیروان این دیدگاه برخلاف پندار این منتقدان، آیات کتاب مقدس را ناسازگار با عقل و علم نمی‏پنداشتند بلکه آن را متأثر از مقتضیات تاریخی و شرایط عصری دانسته و مبنای دیانت را نه تعالیم وحیانی و نه حتی عقل معرفت آموز و امر اخلاقی بلکه انتباه و تجربه دینی می‏دانستند.[16]

هرمنوتیک قرن بیستم نیز علی‌رغم اثرات شگرفی که در متن پژوهی و مباحث دینی بر جای گذاشت، خاستگاهی دینی نداشت و متأثر از دغدغه‏ای تفسیری کتاب مقدس به وجود نیامد بکه منبعث از سؤالات فلسفی پیرامون حقیقت وجود و هستی بود.

علاوه بر آنچه گفته شد، باید اذعان داشت که شماری از مشکلات تفسیری موجود در کتاب مقدس در حوزه تفسیر قرآن نیز وجود دارد. تفکیک معانی حقیقی و مجازی، آیات محکم و متشابه، تفسیر و تأویل و بسیاری از موارد مشابه در آیاتی نظیر:  الفتح/10 و طه/5 و الحدید/4 و الضحی/7 و هود/7 و ... و رفع تعارض ظاهری میان آیات ناسخ و منسوخ و پاسخ به شبهه ناسازگاری با دستاوردهای علمی در آیاتی نظیر: صافات/10  مفسران اسلامی را واداشت تا اصول و قواعدی را تدوین کنند که در پرتو آن بتوانند به توضیح و تشریح این آیات بپردازند و مقاصد الهی از این آیات را دریابند و این در حالی است که قرن‏ها پیش از اسلام، مفسران یهودی و مسیحی چه بسا بیش از مسلمانان با نظیر چنین مشکلاتی دست و پنجه نرم کرده‏اند و در چاره‏اندیشی برای حل آنها از دانش تأویل و هرمنوتیک بهره‏ها برده‏اند. طی سده‏های اخیر نیز در مواجهه با مقتضیات عصر جدید و پرسش‏های نو، به روش‏های نوین تفسیری و هرمنوتیکی روی آورده‏اند. نظیر همان ضرورت‏هایی که داعی آنان به سوی هرمنوتیک و استفاده از آن در تفسیر کتاب مقدسشان بود، استفاده از هرمنوتیک در تفسیر قرآن را نیز اجتناب‏ناپذیر می‏کند. البته این به معنای نادیده انگاشتن تفاوت‏های موجود میان قرآن و عهدین نیست بلکه به این معناست که علی‌رغم تفاوت‌های موجود، به نظر می‏رسد که دغدغه‏ها و اهداف مشترک میان مفسران اسلامی و متأوِّلان مسیحی و یهودی به قدری است که استفاده از تجارب یکدیگر و تعامل با اصحاب هرمنوتیک در حل مشکلات مشترک تفسیری را توجیه‏پذیر می‏کند.


[1]. در کتاب اتجاهات التجدید فی تفسیر القرآن.

[2]. در کتاب  الفکر الدینی فی مواجهة العصر.

[3]. در دو کتاب نقد الخطاب الدینی و مفهوم النص.

[4]. او برای نخستین بار هرمنوتیک را وارد حوزه فلسفه ایران کرد و از آن به زندآگاهی تعبیر می‏کرد.

[5]. او با کتاب هرمنوتیک، کتاب و سنت که نخستین کتاب با عنوان هرمنوتیک در جامعه فارسی زبان بود، به معادل سازی برای آن پرداخت. نقش بسزایی در اشاعه مباحث هرمنوتیکی در فضای دین‌پژوهی کشور داشت. این کتاب مورد انتقاد بسیاری از صاحبان اندیشه قرار گرفت ولی همین نقدها و گفتگوها به اشاعه گفتمان هرمنوتیکی در فضای فکری کشور کمک کرد. ایشان بعدها در کتاب‌های نقدی بر قرائت رسمی از دین و ایمان و آزادی به ادامه آن مباحث پرداخت.

[6]. هر چند که او از هرمنوتیک کمتر نام می‏برد اما بسیاری از آنچه در مباحث کلام جدید مطرح می‏کند برخاسته از آموزه‏های هرمنوتیکی است.

[7]. ایشان بیشتر به هرمنوتیک ادبی پرداخت. اثر مشهور ایشان، ساختار و  تأویل متن که در اولین سال‌های رواج مباحث هرمنوتیکی در ایران نوشته شد، همچنان به عنوان یکی از معتبرترین منابع این بحث مورد استفاده قرار می‏گیرد.

[8]. Fazl-u rahman, Islam&Medernity u.s.a, the university of Chicago press, 1982, pp. 3-4.

[9]. رک: جهانگیر مسعودی، هرمنوتیک و نواندیشی دینی، صص 29-33.

[10]. محمدعلی رضایی اصفهانی، درس‏نامه روش‌ها و گرایش‌های تفسیری قرآن، صص 473-474.

[11]. محمد بهرامی، هرمنوتیک هرش و دانش تفسیر، پژوهش‌های قرآنی، ش 21-22، بهار و تابستان 1379، ص 134.

[12]. رک: قاسم پورحسن، هرمنوتیک تطبیقی، صص 184-185.

[13]. جی. لسلی دانستن، آیین پروتستان، عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، ص24.

و نیز: احمد واعظی، درآمدی بر هرمنوتیک ، صص74-75.

[14]. Liberal theology.

[15]. ایان باربور، علم و دین، بهاء‌الدین خرمشاهی، ص131.

[16]. همان.


نوای ایام:

ندانم آن مه نامهربان یادم کند یا نه .............. فریب انگیز من با وعده ای شادم کند یا نه؟

خرابم آنچنان کز باده هم تسکین نخواهم یافت .... لب گرمی شود پیدا که آبادم کند یا نه؟

صبا از من پیامی ده به آن صیاد سنگین دل .... که تا گل در چمن باقیست آزادم کند یا نه؟