رابطه چرخشهای نظری و "S"در پایان hermeneutics
ریشه کلمه hermeneutics واژه یونانی hermeneutike است که معادل لاتین آن hermeneuticeو معادل آلمانی آن hermeneutik و معادل فرانسوی آن hermeneutique است.
وقتی می خواهیم از هرمنوتیک به عنوان شاخه ای از دانش نام ببریم، در آخر آن "s" اضافه می شود. در کاربردهای اسمی و هنگامی که می خواهیم از مکاتب و گرایش های مختلف موجود در درون حوزه هرمنوتیک نام ببریم نیز غالبا حرف"s" را در انتهای آن می بینیم؛ مثلا گفته می شود: هرمنوتیک کتاب مقدسbiblecal hermeneutics .
اما در کاربردهای وصفی، این واژه بدون "s" و گاه با پسوند "al" به کار می رود. مثلا گفته می شود: الهیات هرمنوتیکیhermeneutic theology و یا موقعیت هرمنوتیکی hermeneutical situation هر چند از منظر بسیاری از صاحبنظران، تحولات و چرخشهای درونی مباحث هرمنوتیک ربطی به مباحث واژه شناختی آن ندارد اما همین دیدگاه، خود ریشه در نوعی تلقی نسبی اندیش و فرد محور دارد که متعلق به حوزه خاصی از هرمنوتیک فلسفی معاصر است و قضاوتش به دلیل منظرگاه درونی و تعلق خاطر ذاتی آن به یک جریان خاص، خالی از جانب داری های ناخواسته نیست. اینجانب منکر برخی تسامهات در استعمال الفاظ نیست لیکن چرخشهای بنیادین را نمی توان به پای تساهل ها نوشت. بی تردید hermeneutics با "S" مفهومی عام و مصداقی قابل تمایز از مصادیق دیگر علوم داشت و دارد و حذف"s" از آن در جنبش هرمنومتیک جدید، در ورای بحث واژه شناسی اش مفهومی کارکردی دارد و آن اینکه هرمنوتیک از آن مفهوم معین در اذهان به مفهومی انتزاعی و تا حدی شخصی بدل شده که در پی آن هرمنوتیک در هر حوزه ای و یا نزد هر فردی می تواند مفهومی مستقل و متفاوت از دیگری داشته باشد.
آنکه می فهمد، می فهمد و آنکه نمی فهمد، بهتر است نفهمد.