سال ها دفتر ما در گرو صهبا بود ...
سال ها دفتر ما در گرو صهبا بود...
سلام
نزديك به يك سال وبلاگ هرمنوتيك را به روز نكردم. بارها با خودم گفتم كه مطلبي به عنوان خداحافظي بگذارم اما اميد به بازگشت، مرا از انجام چنين كاري منصرف مي كرد. هر چه باشد، وبلاگ ها بخشي از زندگي و گاه، آيينه انديشه ها و آرمان ها نويسندگان شان هستند حتي براي برخي افراد، حكم فرزندان شان را دارند؛ فرزنداني كه نويسندگان، آنها را به وجود مي آورند و بزرگ مي كنند و به نظاره شان مي نشينند. براي برخي هم مشاهده آنها همانند مشاهده كتابها و دفترچه هاي خاطرات، فارغ از اهميت علمي و تجربه ها و عبرت هاي نهفته در آنها، برانگيزاننده حس هاي ارزشمند نوستالوژيك است. بگذريم كه وبلاگ هرمنوتيك براي من چگونه بود ...
اين فترت و وقفه يك ساله علل متعددي داشت كه گوشه هايي از آن از اين قرار است:
وبلاگ جاي مناسبي براي طرح بحثهاي علمي تخصصي نيست زيرا به عنوان ابزاري براي ثبت يادداشت هاي روزانه طراحي شده و استفاده از آن در زمينه هاي تخصصي و موضوعات علمي، كاركرد ثانويه اي است كه به گمانم با فلسفه پيدايش آن چندان سازگار نيست.
وبلاگ گرداني به ويژه براي من كه مقيد به پاراف تمامي كامنت هاي رسيده و پاسخ به سوالات عزيزان بودم، امري زمان بر بود و امكان صرف چنين وقتي نه آن زمان و نه اكنون برايم وجود نداشت و ندارد.
سال گذشته كه نوشتن اين وبلاگ را كنار گذاشتم، به دليل علاقه و اشتياق به مقوله "معناي زندگي" بيش از هر چيز نيازمند به نخواندن و ننوشتن و نگفتن بودم زيرا در بسياري از مواقع، خواندن براي تشخيص موضوع خوب است و نه حل مسأله.
براي مدتي نسبتاً زيادي، هم مشغله هاي كاري و هم دغدغه هاي فكريم تغيير كرده بود و نياز به تجديد قوا و بهتر بگويم، تجديد بنا داشتم كه تا حدودي ميسر شده و تا حدي نه. ليكن اين روند، همچنان ادامه دارد.
هرمنوتيك در بسياري از موارد، مقوله اي صغروي است و لذا اعتبار ثانوي دارد و بهتر است در فرصت باقي مانده بيشتر به سوي امور كبروي كه داراي اعتباري اصالياند حركت كنم.
در مورد ادامه كار وبلاگ با خودم انديشيدم و با برخي دوستان صاحب رأي هم مشورت كردم. برخي فائده چنداني را بر آن مترتب نميدانستند و برخي آن را پر فائده ميشمردند. برخي بر تفكيك بيان مسائل هرمنوتيكي از مسائل كاري و شخصي تأكيد داشتند و برخي تلفيق آنها را نشان از صميميت و تلطيف محيط خشك علمي ميدانستند و برخي بر استفاده از نام مستعار به جاي نام حقيقي تأكيد داشتند.
در نهايت تصميم گرفتم با همان شيوه گذشته، با هويت اصليام و بيان تلفيقي مباحث علمي و شخصي، كار وبلاگ را عليرغم حضور كمرنگ، ادامه دهم و از پاراف كامنت ها هم به دليل زمان بر بودن چشم بپوشم و سهم بيان غير مستقيم و معرفي منابع پيرامون مباحث مربوط به هرمنوتيك و تفسير را بيشتر نمايم و به مباحث دينپژوهي هم بپردازم.
لازم است از تمام عزيزاني كه در اين مدت با پيام ها و ايميل ها و تماس هاي خود، اين وبلاگ را مورد تفقد قرار دادند تشكر نمايم. بي شك، اگر الطاف آنان نبود، نوشتن اين وبلاگ از سر گرفته نمي شد.
خدايا چنان كن كه پايان كار ........... تو خشنود باشي و ما رستگار
آنکه می فهمد، می فهمد و آنکه نمی فهمد، بهتر است نفهمد.