بیست و یکمین دوره نمایشگاه بین المللی کتاب

روز 13 ارديبهشت امسال براي هشتمين سال پياپي به نمايشگاه كتاب رفتم. كما في السابق زبان حالم اين بود:

شاهدان در جلوه و من شرمسار كيسه ام

بار عشق و مفلسي صعب است مي بايد كشيد

 

در نمايشگاه امسال، ‌نكات زير توجهم را جلب كرد:

1- بخش ناشرين داخلي و كودكان بهتر از پارسال و بخش ناشرين خارجي كماكان به فضاحت پارسال بود.

 

2- با نيم نگاهي به نحوه توزيع كارت خريد ارزي و دلار يارانه اي  700 توماني و گلايه هاي ناشرين خارجي و شرايط تخصيص فضاي نمايشگاهي به ناشرين خارجي و عدم شركت شمار كثيري از ناشرين سر‌شناس خارجي و سخنان مسوولين فرهنگي به نظر مي رسد كه سياست آقايان بر اين قرار گرفته كه آرام آرام نمايشگاه بين المللي را با حفظ عنوان به نمايشگاه بلكه فروشگاه داخلي كتاب تبديل كنند.

 

3- در حوزه مباحث روشنفكري، ‌ناشرين فارسي زبان به مراتب قدرتمند تر از ناشرين عرب زبان بودند. البته ناشرين روشنفكري عربي كمتر در نمايشگاه هاي ايران حضور مي يابند ولي گويا فاصله روشنفكري ايران با روشنفكري جهان عرب كه پيشتر حدود 20 سال بود اكنون در حال از بين رفتن است.

 

4- امكانات رفاهي هر چند از نمايشگاه دو سال پيش كمتر بود ولي از پارسال بهتر بود. اصلا اينقدر خوب بود كه اولين جمله اي كه هنگام ورود به نمايشگاه شنيدم فرياد مردي بود كه مي گفت: "ارمغان بيست و يكمين نمايشگاه كتاب: آيس پك"

 

5- با توجه به رشد روز افزون وبلاگ نويسي در كشور، ايام نمايشگاه فرصت مناسبي براين ملاقات دوستان اينترنتي اهل مطالعه از اقصي نقاط كشور بود كه البته ما هم از اين موهبت بي نصيب نمانديم .... برخي دوستان هم ملاقاتهاي به شدت سازنده اي با رفقاي چتي خودشون داشتن.

 

6- التفات فزاينده به ادبيات معاصر (چه ملي و چه بين الملل) در ميان  خيل عظيمي از قشر جوانان كتابخوان ديده مي شد. فروش كم نظير رمان "بي وتن" نيز از اين قصه حكايت دارد.

 

7- حضور طلاب اهل سنت سيستان و كردستان در بخش عربي و توجهشان به ادبيات عرب و كم توجهي طلاب ايراني به كتب ادبيات عرب مثل گذشته جلب توجه مي كرد.

 

8- نسبت بازديد آقايان به خانمها در بخش عربي تقريبا 80 به 20 و در بخش لاتين تقريبا 60 به 40 بود. فكر مي كنيد چرا؟

 

9- ما همه ساله شرايط روحي و رواني مان را براي مواجهه با قيمت هاي نجومي كتاب آماده مي كنيم. قيمت 17000 توماني "هستي و زمان" هم از دو سه ماه قبل ما را واكسينه كرده بود ولي باز هم  حقيقتا قيمتها غير قابل تصور بود.  بعضيها استدلال مي كنند كه در خارج ، قيمت كتاب به مراتب بالاتر از ايران است ولي به اين اشاره نمي كنند كه يك دانشجوي خارجي با انجام روزي دو ساعت كار دانشجويي يا دستياري در طرحهاي تحقيقاتي، درآمدي بيشتر از يك استاد دانشگاه در ايران كسب مي كند نه مثل دانشجوي بيچاره ما كه بايد قيد نيمروهاي شامش رو بزنه و كتاب بخره يا طلبه اي كه حتي بضاعت اومدن به نمايشگاه رو هم نداره.

 

10-  همه ساله نمايشگاه كتاب،‌ يك نمايشگاه چند منظوره است و علاوه بر كتاب، عرصه نمايش انواع محصولات فرهنگي مانند آخرين مدلهاي مانتوهاي چسبي و شال و تتو و فر مژه و لايت و مشهاي هفت رنگ و ... هم هست و آوردن نمايشگاه به مصلي هم تاثيري در اين مساله نداشته. گويا يكسري مدلهاي جديد هم ويژه نمايشگاه امسال عرضه شده بود كه از شرحش معذورم. البته تصور نفرماييد كه دور از چشم عيالات ، نظر به حضرات مخدرات داشتيم ... نه جانم ... :

تو مو مي بيني و من پيچش مو

تو ابرو من اشارتهاي ابرو ....... و يكسري چيزهاي ديگه ...

 

11- متاسفانه ضعف توزيع در شهرستانها باعث شده كه نمايشگاه كتاب به فروشگاه كتاب تبديل شود.

 

12- از برخي اظهار نظرات مسوولين بر مي آيد كه گويا باورشان شده كه يك نمايشگاه بين المللي تمام عيار در حد استانداردهاي جهاني دارند لذا هيچ انتقادي از عملكرد نمايشگاه را بر نمي تابند. بد نيست لااقل گزارشهاي نمايشگاه كتاب فرانكفورت كه تنها در روز آخر اقدام به فروش مي كنند يا نمايشگاه يازده سالانه هند كه تنهاي ناياب را به نمايش مي گذارند را بخوانند تا بفهمند به نمايشگاهي كه 10 دقيقه باران باعث آب گرفتگي انبار كتابش مي شود را نمي شود يك نمايشگاه بين المللي بي نقص دانست.

 

13- خدا رو شكر كه لااقل رهبرمان نه فقط اهل كتاب بلكه يك صاحب نظر در اين زمينه است و گر نه اگه به امثال صفار هرندي و بادامچيان بود كه جز تالار ويژه كودكان و غرفه چيپس فروشي چيزي از نمايشگاه باقي نمي ماند و به غير از كتب مداحي، هيچ كتابي از مميزي رد نمي شد. اگر مسوولين، يك دهم درك فرهنگي رهبرمان را داشتند، اوضاع فرهنگي كشور ده برابر بهتر مي شد

این هم عکسهایی از نمایشگاه:

 

شهريست پر كرشمه و خوبان ز شش جهت

چيزيم نيست ورنه خريدار هر شش ام

 

در گزارشها آمده بود: "حضرت آيت الله العظمي خامنه اي از آخرين اثر هوشنگ ابتهاج(سايه)، غزلسراي معاصر سراغ گرفتند. همچنين از مجموعه در زلال شعر(زندگي و مصاحبه هوشنگ ابتهاج) تمجيد کردند." بله، اين هم نقطه مشترك ديگري ميان من و ايشان. هر دو با شعر هاي سايه صفا مي كنيم.

 

 

دو يار زيرك و از باده كهن دو مني

فراغتي و كتابي و گوشه چمني

 

تنها يك نخ سيگار مانده است و هزار مساله حل نشده در ذهن يك انسان گرسنه.

 

كوچولو! ....... تو بزرگ بشي چي مي شي؟

 

من نمي دونم در چه راستايي كتاب آشپزي آسان و زندگي نامه آيت الله بهجت و فلسطين و اسرائيل و فلسطين در يك غرفه در كنار هم عرضه مي شود. ضمنا غلط نكنم اون دوتا وزير فرهنگ و ارشاد آينده و معاون فرهنگي ايشانند.

 

با اينكه نمايشگاه درمكان مصلي برگزار ميشود اما نماز مغرب راروي موكت نيمه خيس و زير چادري كه حتي يك لامپ روشنايي نداشت و نامش را نمازخانه برادران گذاشته بودند مي خوانم ووقتي اين گلايه رابه يكي از متصديان منتقل مي كنم، جواب مي دهد: "اي بابا! نمازخون‌ها كه به نمايشگاه كتاب نمي آن!!!!!"

 

 

موقع برگشتن از نمايشگاه در مترو با طرفداران پرسپوليس كه از شادي حاصل از پيروزي تيمشان نه تنها در پوست خود كه حتي در واگن مترو هم نمي گنجيدند مواجه شديم. تا به حال نصف شادي و هيجان اين اهالي ورزش را در هيچ يك از اهالي فرهنگ نديده بودم. از بزن و بكوبشان گذشته نمي ذاشتن كسي پياده بشه. خدا خيلي به ما رحم كرد كه تونستيم با كمترين تلفات جاني پياده بشيم.

اين هم ليست كتابهايي كه امسال از نمايشگاه خريدم:

الهيات:

المعرفه ....................................... محي الدين بن عربي

خاستگاه دين از نگاه فرويد .............. توكلي

پل تيليش(هديه) .......................... توماس

شطرنج وجود ............................... بصير الدين

شجاعت بودن .............................. تيليش

رسم الخط مصحف ........................ قدوري الحمد

معيارهاي بازشناسي روايت

معرفي و نقد منابع عاشورا

ملاكات احكام

نقد انديشه هاي ابوزيد .................. عدالت نژاد

دائره المعارف كتاب مقدس ............. محمديان

 

فلسفه و كلام جديد و هرمنوتيك:

شرحي بر تمهيدات كانت ............... آپل

روشهاي ما بعد الطبيعه ................. وايت

انتظار بشر از دين ......................... احمدي

ماده و آگاهي (فلسفه ذهن) .......... چرچلند

هرمس الحكيم ............................ غسان

فلسفه ذهن و معني .................... ادياني

آفرينش و آزادي ............................ احمدي

 

ادبيات:

فلسفه زبان ................................ آلستون

فرهنگ اشارات ............................ شمیسا

آرش كمانگير ............................... كسرايي

زبان شناسي اجتماعي ................ ترادگيل

دفتر دگرسانيها در ديوان حافظ ......... نيساري

لذت متن .................................... بارت

سياه مشق ................................ ابتهاج(سايه)

جواهر البلاغه(تصحيح جديد) ........... الهاشمي

الصاحبي في فقه اللغه .................. ابن فارس

اعجاز الصرفی فی القرآن

گور به گور ................................... فاكنر

بي وتن ...................................... اميرخاني

 

روان شناسي:

خط و شخصيت ............................ بوشاتو

زمينه روانشناسي ....................... هيلگارد

 

متفرقه:

كار روشنفكري(هديه) .................... احمدي

تئوري بنيادي شطرنج .................... مايزليس

تئوري وسط بازي شطرنج ............... ايوه

مجموعه نقاشي .......................... نوه سي

مجموعه نقاشي .......................... مختار پور

به علاوه يك فرفره و كتاب نقاشي و داستان براي فاطمه جون كه دلم براش يه ذره شده بود. آي بخورم اون لپاي خوشگلتو كه وقتي داشتم مي رفتم تهران، اشك روشون سرسره بازي مي كرد.

 

امسال مجموعا 210 هزار تومان خرج نمايشگاه كردم . حالا من مانده ام و اين كتابها و 180 هزار تومان بدهكاري. يادش به خير اين موضوع قدیمی انشاء : "علم بهتر است يا ثروت"

مرگ قو

گاهي با ديدن يك تصوير يا خواندن يك بيت شعر يا شنيدن يك قطعه موسيقي ، توازن روحي و عاطفي ام را از دست مي دهم و تا مدتي مبهوت معنا و زيبايي و عظمت آن مي مانم.

تصوير زير از اين جمله است. با ديدنش بي درنگ به ياد اين شعر "مرگ قو" از استاد حميدي افتادم و تا چند روز، مخمور و شيداي تركيب اين شعر و تصوير بودم.

 

شنيدم که چون قوی زيبا بميرد ................ فـريبنده زاد و فريبا  بميرد

شب مرگ تنها نشيند به موجی ........ رود گوشه ای دور و تنها بميرد

چو روزی ز آغوش دريا برآمد ............... شبی هم درآغوش دريا بميرد

تو دريای من بودی آغوش وا کن ..... که می خواهد اين قوی زيبا بميرد  

مرگ قو

تو دريای من بودی آغوش وا کن

که می خواهد اين قوی زيبا بميرد

معرفی اجمالی تاریخچه و نحله های هرمنوتیکی (مقاله استاد هادوی)

شماري ازدوستان و خوانندگان وبلاگ خواستار مطلبي اجمالي پيرامون تاريخچه هرمنوتيك و معرفي نحله هاي هرمنوتيكي شده بودند. مقاله اي از حجه الاسلام هادوي تهراني را مناسب يافتم كه با رعايت تلخيص ارائه مي دهم. اين مقاله می تواند براي آشنايي با چارچوبه كلي بحث، مفيد باشد.

متاسفانه گويا تعدد و تشتت زمينه هاي كاري استاد هادوي فرصت ارائه بحث هاي عميق علمي را از ايشان گرفته و چندي است كه ايشان به تكرار و ترجمه بسنده كرده. اميدواريم شرايط به گونه اي رقم بخورد كه باز هم بتوانيم همچون گذشته ايشان را در مسند توليد فكر و در بطن مباحث ناب عرصه دين و انديشه و نه امور شبه علمي و نيمه اجرايي ببينيم.)

متن کامل مقاله و آدرس آن را می توانید دراینجا ببینید.

"هرمن" در اساطير يوناني واسطه‌اي بين خدايان و آدميان بود كه سخن خدايان را براي آدميان تفسير مي‌كرد. از اين رو، در زبان يوناني "Hermenion" به معناي "تفسير كردن" و "هرمنوتيك" به معناي "تفسيري" يا "وابسته به تفسير" به كار مي‌رفت.1

دانش "هرمنوتيك" از نوزادان بعد از دوران نوزايي (رنسانس) در غرب است و تولد آن به قرن هجدهم ميلادي باز مي‌گردد. در اين دوران، در آثار انديشمنداني چون دان هاير، يوهانس رامباخ (1693-1735م) و يوهان مارتين كلادنيوس (1710-1759م) "هرمنوتيك" به عنوان "دانش تفسير" مطرح شد.2

اما پدر اين دانش "فردريش ارنستدانيل شلايرماخر" (1768-1834م) محسوب مي‌شود كه اين نوزاد را به بلوغ رساند و اين نهال را به درختي تبديل نمود. وي كه تحت تأثير نگرش كانتي در جستجوي قواعدي عمومي براي تفسير متن بود "هرمنوتيك متن" را بنيان نهاد.3

طبقه‌بندي "هرمنوتيك"

دانش هرمنوتيك از دو ديدگاه قابل طبقه‌بندي است:

الف- از ديدگاه كاربرد آن

از اين زاويه هرمنوتيك را به "هرمنوتيك متن" و "هرمنوتيك فلسفي" تقسيم مي‌كنند. "هرمنوتيك متن" هرمنوتيك شلايرماخر است كه به "تفسير متن" مي‌پردازد و كاركرد "هرمنوتيك" را در حوزه متن مي‌بيند. "هرمنوتيك فلسفي" هرمنوتيك هايدگر است كه "هرمنوتيك" را در ساحت وجودشناسي به كار مي‌گيرد و از آن براي تفسير هستي بهره مي‌برد.4

لكن در اين طبقه‌بندي بايد از اقسام ديگري از هرمنوتيك نيز نام برد مانند "هرمنوتيك روش‌شناسانه" كه هرمنوتيك ديلتاي است و كاربردي روش‌شناسانه دارد.5

"هرمنوتيك گادامر" نيز آميزه‌اي از روش‌شناسي و وجودشناسي است و در واقع تلاشي براي به ثمر رساندن هرمنوتيك روش‌شناسانه ديلتاي و هرمنوتيك فلسفي هايدگر محسوب مي‌شود. از يك سو، رو به "حقيقت" دارد و هرمنوتيك هايدگر را دنبال مي‌كند و از سوي ديگر به "روش" مي‌پردازد و كار ديلتاي را تكميل مي‌نمايد.6

ب- از ديدگاه دوره تاريخي

"هرمنوتيك" به لحاظ تاريخي به سه دوره "كلاسيك"، "مدرن" و "پسامدرن" تقسيم مي‌شود. شلايرماخر و ديلتاي چهره‌هاي شاخص هرمنوتيك "كلاسيك"، هايدگر و گادامر برجستگان هرمنوتيك "مدرن" و افرادي چون هيرش از افراد مهم هرمنوتيك "پسامدرن" محسوب مي‌شوند.

ويژگي "هرمنوتيك كلاسيك" مطلق‌گرايي و شاخصه "هرمنوتيك مدرن" نسبي‌گرايي است. "هرمنوتيك پسامدرن" از نقد "هرمنوتيك مدرن" نشأت مي‌گيرد. گاه مانند "هيرش" به سوي هرمنوتيك كلاسيك تمايل دارد و "هرمنوتيك نئوكلاسيك" را سامان مي‌دهد7 و زماني مانند دريدا، هابرماس و اينگاردن رو به سوي نوعي نسبي‌گرايي دارد.8 

ادامه نوشته