پیوندHermeneutics & Narratelogyدر شعر مصدق و فروغ

یکی از طلبه هایی که دست و بازویی در شعر دارد، در کلاس بلاغت، این شعرهای زیبا را نشانم داد. از خواندن آنها به ویژه جوابیه فروغ، لذت بسیاری بردم. جوابیه زیبایی هم از هادی احمدی و جواد نوروزی در برخی وبلاگ ها درج شده بود. هر چند سال های سال از سرایش این اشعار می گذرد اما خواندن و شنیدن دوباره و چند باره آنها چیزی از لطف بی حدشان نمی کاهد.

زاویه نگاه این عاشقک و معشوقک به رویداد عاشقانه شان، از زاویه هرمنوتیکی قابل تحلیل است.

شعر حمید مصدق:

 تو به من خنديدي و نمي دانستي  

من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم

باغبان از پي من تند دويد

سيب را دست تو ديد

غضب آلود به من كرد نگاه

سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك

و تو رفتي و هنوز،

سالهاست كه در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم

و من انديشه كنان غرق در اين پندارم

كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت

 جوابیه فروغ فرخزاد:

من به تو خنديدم

چون كه مي دانستم

تو به چه دلهره از باغچه ی همسايه سيب را دزديدي

پدرم از پي تو تند دويد

و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه

پدر پير من است

من به تو خنديدم

تا كه با خنده خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم

بغض چشمان تو ليك

لرزه انداخت به دستان من و

سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك

دل من گفت: برو

چون نمي خواست به خاطر بسپارد

گريه تلخ تو را

و من رفتم و هنوز

سالهاست كه در ذهن من آرام آرام

حيرت و بغض تو تكرار كنان

مي دهد آزارم

و من انديشه كنان غرق در اين پندارم

كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت!

وه! که این جواب چقدر زیبا بود...

هر یک از دو عاشقک و معشوقک این اشعار، با توجه به پیش فرض هایشان، تحلیلی درست از واقعه داشتند.

لذا قضاوت هر کدامشان، فی حد نفسه صحیح است اما در عالم واقع چطور؟ اینجاست که دانش هرمنوتیک و علم روایت Hermeneutics & Narratelogy با هم گره می خورند.

به راستی چرا تصویر ذهنی و قضاوت عقلی ما درباره آن عاشقک و معشوقک، پس از خواندن شعر اول، متفاوت از تصویر و قضاوتمان پس از خواندن شعر دوم است؟ آیا جز به آن دلیل است که هیچ کدام از این دو شعر، بیان واقعه نیستند بلکه هر دو تفسیر روایت گونه از واقعه اند؟ آیا اصلا ما در مواجهه با متون، با چیزی به جز همین تفسیرها مواجهیم؟ (به یاد سخن نیچه). با توجه به این موضوع، آیا می توانیم هیچ گاه از صدق و کذب سخن بگوییم؟ من که ترجیح می دهم از قضاوت دوری جسته و تنها بگویم:

این شعر، زیباست.

و زیبابینانه، زیبایی را زیبا دیدن و زیبا درک کردن، غایت علم، هنر و زندگی است.

نه حکم به صدق و و کذب و نه قضاوت درباره زیبایی...

ششمین گردهمایی انجمن هرمنوتیک فلسفی آمریکای شمالی

انجمن هرمنوتیک فلسفی آمریکای شمالی، مرکب از تعدادی از علاقمندان به مباحث هرمنوتیک، اعم از اساتید و دانشجویان و علاقمندانی است که به بررسی مباحث گوناگون مرتبط با هرمنوتیک فلسفی گادامر می پردازند.

اخیراً ایمیلی از دبیر انجمن، خانم دکتر مونیکا ویهاور دریافت کردم که مربوط به فراخوان مقاله برای گردهمایی علمی این انجمن بود. متأسفانه اطلاع رسانی خوب اینترنتی در این باره نشده است لذا ضمن تشکر از ایشان، متن  فراخوان را برای اطلاع علاقمندان در اینجا قرار می دهم:

The North American Society for Philosophical Hermeneutics

NASPH

6th Annual Conference

Sept. 15-17, 2011 at Boston College

Invited Speakers:

James Risser (Keynote)

Ted George

Drew Hyland

Dennis Schmidt

Charles Scott

CALL FOR PAPERS:

Submissions for papers are invited on all themes related to philosophical hermeneutics. In order to promote a spirit of dialogue and meaningful reflection on each paper, presenters will be asked to make their papers available for posting on our web site to be read in advance. Sessions will consist of 15-20 minutes of reflective summaries of papers, followed by 45-60 minutes of discussion.

Since papers will not be read in-session, there is some flexibility regarding length: submissions may be between 3,000 and 6,000 words in length. Complete papers in English, formatted for blind review, must be submitted electronically to nasphermeneutics@gmail.com. Attachments in either *.doc, *.rtf, or *.pdf format are preferable. The deadline for full-paper submissions is June 1, 2011. Notifications of acceptance will be sent by July 15, 2010. For more information about the society and/or to be put on an e-mail list, please visit our blog at http://www.nasph.org/ or contact David Vessey (davevessey@yahoo.com) or Monica Vilhauer (vilhauer@roanoke.edu).

کسب رتبه اول جشنواره علامه حلی

سومین جشنواره علامه حلی - که ویژه طلاب جوان حوزه های علمیه سراسر کشور است – در تاریخ پنجم اسفند در قم برگزار شد و پایان نامه من با عنوان " بررسی تطبیقی مبانی روش های تفسیر قرآن و انگاره های هرمنوتیست های کلاسیک " که قبلاً پایان نامه برگزیده کشور (دانشگاهی) و پژوهش برتر حوزه علمیه خراسان شده بود، رتبه اول این جشنواره را هم کسب کرد.

http://www.jhelli.ir/index.aspx?siteid=3&pageid=148&newsview=79895

http://79.175.164.43/NSite/FullStory/News/?Serv=37&Id=22884&Mode

http://dipna.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=4562&Itemid=134

اشاره به چند نکته در حاشیه این انتخاب، جالب توجه است:

1. روز به روز بر تعداد پژوهش های تطبیقی افزوده می شود و داوران جشنواره ها نیز اشتیاق روز افزونی به برگزیدن پژوهش های تطبیقی و میان رشته ای دارند.

2. علی رغم اینکه هرمنوتیک در افواه و اذان بسیاری از محققان، منفور است اما توجهات پررنگ و تمایلات زیادی در جهت تحقیق و بررسی هر چه بیشتر این حوزه علمی در کشور به ویژه در مجموعه های حوزوی وجود دارد.

3. جشنواره علامه حلی حرکتی بسیار نیک و پسندیده است. هر چند ایرادات آن هر سال کمتر می شود اما همچنان از نواقص بزرگی رنج می برد – که شرح آن به مسؤولان داده شد – و امید است در سال های آینده برطرف گردد. هر چند که مسؤولان در پاسخ به تمام ایراداتی که از سوی پژوهشگران بیان شد، گفتند که تلاششان را برای برطرف کردن آنها می کنند اما قول نمی دهند.

در روز جشنواره، بنده به ارائه خلاصه ای از کار پژوهشی خود پرداختم. آیت الله سبحانی که خود کتابچه ای درباره هرمنوتیک نوشته و نیز آیت الله مقتدایی، ریاست حوزه علمیه قم، جزء مستمعان بودند. علی رغم اینکه نگاه بنده به هرمنوتیک تفاوت هایی با نگاه کسانی مانند آیت الله سبحانی دارد اما از ایشان به عنوان یکی از پیش کسوتان حوزوی که به مباحث جدید وارد شده اند و راه را برای ورود بسیاری از نیروهای جوان حوزه علمیه باز کردند، تشکر کردم. ایشان با دقت به توضیحات من پیرامون هرمنوتیک کلاسیک و بررسی تطبیقی آن با  روش های تفسیر قرآن گوش دادند و در ضمن سخنانشان دقائقی به بحث پیرامون هرمنوتیک و لزوم توجه به مباحث جدید پرداختند و از بنده به دلیل ورود در این حوزه و انجام این پژوهش تشکر کردند. همچنین آیت الله مقتدایی هنگام اعطای جوایز به تفقد و تشویق پرداختند.

 آنچه سبب خرسندی من از موفقیت های متوالی پایان نامه شد آن بود که توانستم بحمد الله مباحث مدرن را به گونه ای عرضه کنم که مورد پسند افرادی که در درون و بیرون اردوگاه مدرن هستند، قرار بگیرد.

 ره آورد تجربه مناقشات و تضاربات نیم قرن اخیر میان روشنفکران سکولار و روشنفکران دینی و روشنفکران سنتی و دین مداران نواندیش و دین مداران سنت گرا و دین مداران ملی گرا و دین مداران مطلق گرا و ... آن است که به جای صرف هزینه های غیر ضروری در پای اختلافات روبنایی و سرشاخ شدن با نهادهای قدرت دینی و سیاسی و فرهنگی، بایستی مساعی خود را صرف تولید اندیشه ها کنند و محل منازعات را تغییر داده و به عمق برده و با فاصله گرفتن از موضوعات حساس و چالش برانگیز روبنایی، بر روی مبانی به بحث بپردازند و آن قدر تفکرات جدید تولید کنند که تفکرات نخ نما و بدعت های تاریخی، خود به خود توان مبارزه را از دست داده و محکوم به فنا گردند.