پیرامون تأثیر پیش فرض ها در تفسیر متن، دیدگاههای متفاوتی چه در غرب و چه در جهان اسلام مطرح شده است.

در تاریخ اندیشه غربی دو دیدگاه کلی در این خصوص وجود دارد:

1) دیدگاه اول که به عصر روشنگری تعلق دارد، هر گونه پیش داوری را مردود می شمارد. مقصود آنها از پیش داوری، هر گونه معرفتی است که با روش عقلی به دست نیامده است.

2) دیدگاه دوم که به دوران معاصر تعلق دارد، بر این باور است که پیش داوری ها نه لزوما تاثیر منفی در داوری ها دارند و نه اصلا اجتناب ناپذیرند.

هایدگر و گادامر بیش از هر کس دیگری در شرح و بسط علمی نظریه اخیر سهیم بوده اند. در این مجال تنها به نقل قول چند جمله از آنان بسنده می کنیم:

مارتین هایدگر (به نقل از: احمد واعظی، درآمدی بر هرمنوتیک، صص 166 – 168): پیش ساختار فهم سه لایه دارد: 1) پیش داشت 2) پیش دید 3) پیش دریافت ... عمل تفسیر همواره تحت هدایت دیدگاه خاص مفسر صورت می پذیرد ... هر تفسیری دیشه در چیزی دارد که مفسر از پیش دیده است و ارمغان عمل تفسیر که قابل فهم و تصور ساختن است، برخاسته و تأثیر پذیرفته از پیش دانسته ها و پیش دیدهایی است که پیش از تفسیر برای مفسر حاصل بوده است ... هیچ تفسیری بدون پیش فرض حاصل نمی شود.

هانس گئورگ گادامر ، حقیقت و روش، ص 261: پیش داوری هایمان بیش از داوری هایمان در ساختن هستی مان سهیم اند.

گویا مفسران و متکلمان و اندیشمندان معاصر اسلامی با نیم قرن تاخیر رفته رفته به همان نتایجی رسیده اند که همتایان غربی شان پیشتر به آن رسیده بودند. با ملاحظه سیر تاریخی این آراء و مشاهده فاصله گیری روزافزون آن از مطلق انگاری، پیش بینی نظریات آتی صاحب نظران این حوزه، چندان دشوار نخواهد بود. به شماری از این آراء و تلطیف تدریجی آنها توجه کنید:

سید محمد حسین طباطبایی ، المیزان، ج 1، صص 10 – 11: کسی که می خواهد بفهمد آیه قرآن چه می گوید، باید تمامی معلومات و نظریه های علمی خود را موقتا ً فراموش کند و به هیچ نظریه علمی تکیه نکند.

عباسعلی عمید زنجانی ، مبانی و روش های تفسیر قرآن، صص 414 – 415: هر مفسری در ظرف ذهنی خود که با مجموعه ای از منظومه های فکری همراه است، معنی آیه را درک و تصور می نماید ... مفسر باید سعی کند خود را در فضایی خالی از آراء و افکار دهنی خود فرض نماید و اجازه دخالت به پیش فرض های خود در معنای آیات ندهد ... اما تأثیر احتمالی ذهنی به دور از اختیار و اراده مفسر نه قابل پیش گیری است و نه تکلیف به آن میسر است.

عبد الکریم سروش ، تفسیر متین متن ، کیان، ش 38، ص 4: توصیه دلسوزانه پاره ای از نو آموختگان را که مفسر باید خود را از جمیع اندیشه ها و آراء به استثنای مجموعه واژگان و قواعد دستور زبان بپیراید تا مفسری عینی شود، باید توصیه ای محال اندیشانه دانست

... ص6: مفسران در طول تاریخ صادقانه کوشیده اند تا تفسیر قرآن را از اندیشه های بیرونی بپیرایند اما این تلاشها به این نتیجه انجامید که حضور این اندیشه ها در فرایند تفسیر هم عملا و هم به لحاظ معرفت شناختی اجتناب نا پذیر است.

محمد مجتهد شبستری ، هرمنوتیک کتاب و سنت، ص 17: هیچ دانشمند یا مفسر یا نویسنده ای نمی تواند افکار و شناخت های خود را از عدم به وجود آورد و به آنها شکل و سامان دهد.

... ص 38: هیچ مفسر و اسلام شناسی بدون یک سلسله پیش فهم ها که همان دانش های بشری است نمی تواند به این معارف قرآنی نزدیک شود. هیچ مفسری نمی تواند ادعا کند که از هر گونه پیش فرضی دور است و آنچه به دست آورده رنگ و بوی بشری ندارد.

علی ربانی گلپایگانی ، هرمنوتیک و منطق فهم دین، ص 335: آگاهی های پیشین مفسر مشروط به این که بر کلام الهی تحمیل نشود می تواند در فهم معنای کلام الهی رهگشا و سودمند باشند.

... ص 332: داشتن رأی پیشین فلسفی یا علمی درباره یک موضوع ممنوع نیست. آنچه ممنوع است این است که آن رأی فلسفی و علمی، افزون بر این که پرسشی را در برابر متن وحیانی قرار می دهد، پاسخی را نیز بدهد.

قاسم پورحسن ، هرمنوتیک تطبیقی، ص 413: هر تلاشی برای فهم متن، خواه متون دینی یا غیر دینی، وابسته به پرسش است که آن را در هرمنوتیک، پیشافهم نام می نهند. پیش دانسته ها سبب شروع جست و جو در تبیین و فهم گردیده و آغازگاه دریافت حقیقت به ویژه در متن است.

داعیه این قلم آن نیست که سیر اندیشه در جهان اسلام در آینده به همان جایی می رسد که غرب امروزه به آن جا رسیده است اما می گویم تجربه نشان داده - نمونه ای از این تجربه را در بحث « نقش پیش فرض ها در تفسیر» می بینیم – که اگر تغییری اساسی در روش ها و رویکردها ایجاد نشود، منزل آباد ما از منزل آباد غرب فاصله چندانی نخواهد داشت. این که ما می توانیم با نگاه به اندیشه غربی، آینده مفروض و نه محتوم مان را در نظرمان متجسم کنیم، نه نقمت بلکه فرصتی ست که می توانیم از آن در جهت خود سازی  و بهینه پروری فکری مان استفاده نماییم. 


« نوای ایام »

 کبوتر این حرمم به لانه دل نبسته ام                         شیفته دام تو ام به دانه دل نبسته ام

(۱۳۸۷/۸/۲۱) خیام:

جامی است که عقل آفرین می زندش ..... صد بوسه شکر بر جبین می زندش

این کوزه گر دهر چنین جام لطیف ............ می سازد و باز بر زمین می زندش