رابطه فهم دینی و هرمنوتیک
پرداخت به هرمنوتیک اونم به این شکل تخصصی تو یه وبلاگ واقعا قابل ستایشه اما این همنشینی دو واژه ی هرمنوتیک و فهم دینی تو زیر تیتر وبلاگت نشون می ده هرمنوتیک رو در کنار دین معنا می کنی؟ درسته؟ این چه طور توجیه می شه وقتی بزرگان هرمنوتیک مثل گادامر چنین داعیه ای نداشته اند؟
مناسب دیدم مطلب ایشان و پاسخ خودم را در صفحه اصلی بگذارم:
آن طور که این خواننده عزیز فرموده من هرمنوتیک را درد کنار دین معنا نمی کنیم بلکه رابطه قویم میان هرمنوتیک و فهم دینی در سه حوزه قائلیم:
۱)در حوزه فلسفه و کلام
۲)در حوزه اصول فقه
۳)در حوزه روش تفسیر قرآن
دانش هرمنوتیک در تاریخ خود هیچگاه از مباحث مرتبط با فهم دینی فارغ نبوده است از ریشه یابی معنی اصلی این واژه در زبان یونانی که به نوعی آن را به فرایند وحی و الهام در نزد خدایان و نیز برخی پیامبران مانند حضرت ادریس مرتبط می کنند (در آینده به ارائه مطالب مفیدی در این خصوص خواهم پرداخت) که بگذریم، باید بگویم:
دان هاور در نخستین استعمال لفظ هرمنوتیک در دوران جدید نام کتاب خود را "هرمنوتیک قدسی یا روش تفسیر کتاب مقدس" گذاشت: Hermeneutica ascra sive methodus exponendarum scarum literarum
شلایرماخر که پدر هرمنوتیک نوین لقب گرفته است نیز یک کشیش پروتستان بود. اساسا هرمنوتیک نوین در قرن 17 و 18 در ادامه نهضت اصلاح دینی و در پی رویکردهای پروتستانیک به کتاب مقدس شکل گرفت و پی از چندی از این حوزه به حوزه فهم تاریخی و سپس به حوزه فهم متن به طور عام و در نهایت در قرن 20 به دست هایدگر و گادامر به حوزه فهم عام کشیده شد(هر چند رگه هایی از این رویکرد پیشتر در شلایرماخر دیده می شد).
در تمام این ادوار و اکوار هرمنوتیک هیچگاه حوزه فهم دینی را وا ننهاد بلکه دامنه خود را تنگ و فراخ کرد و لذا همواره تا به امروز حیطه دین پژوهی و فلسفه دین و الهیات و کلام جدید بستره های اصلی جولان نظریه های هرمنوتیکی بوده اند. حتی اگر احتمال این برود که در امریکا نگاه ادبی و در اروپا نگاه حقوقی به هرمنوتیک بیشتر باشد، در دنیای اسلام و کشور ما نگاه دین ورانه (از هر دو طیف موافق و مخالف) به آن بیشتر بوده است.
اینکه بیش از 70% کتابهایی که در کشور پیرامون مباحث هرمنوتیک تالیف (نه ترجمه) شده توسط دانش آموختگان حوزه علمیه و با دغدغه دینی بوده است شاهد خوبی بر این امر است که مشهورترین آنها نظیر: درآمدی بر هرمنوتیک (واعظی) هرمنوتیک و منطق فهم دین (ربانی) دین پژوهی و فلسفه معاصر (صادقی) مبانی کلامی اجتهاد(هادوی) هرمنوتیک، کتاب و سنت(شبستری) زبان دین و قرآن(ساجدی) راز متن(نصری) و.... را در آینده در همین وبلاگ به تفصیل معرفی و بررسی می کنم.
آنکه می فهمد، می فهمد و آنکه نمی فهمد، بهتر است نفهمد.